جداً چه روزهایی را شاهد هستیم! یعنی به این سرعت نوبت برخورد با بچه های جنگ در دولت نهم رسید؟ چرا مردان جنگ سکوت کرده اند؟ چرا درباره لگدمال شدن ارزش های برآمده از ایثار خون شهیدانشان چیزی نمی گویند و اعتراض نمی کنند؟ کجایند فرماندهانی که در نامه ای به رئیس جمهور پیش (خاتمی) نسبت به روند برخی مسائل در جامعه اظهار نگرانی کرده و با اسم و رسم نامه خود را امضا کرده بودند؟ آیا حادثه کلمبیا که حتی قابل مقایسه با یکی از تک های ایذایی دوران جنگ محسوب نمی شود مردان نهاد ریاست جمهوری آن
را با نگین عملیات های رزمندگان اسلام یعنی فتح بندر فاو مقایسه نموده اند؟ اگر حادثه کلمبیا فتح الفتوح و مهمتر از فاو است، چرا دستاورد های آن را به جامعه نشان نمی دهند؟ اگر جامعه امریکا با یک سخنرانی، کمتر از یک هفته، تغییر و تحولی را پذیرفته است، چرا آثار آن را آشکار نمی کنند؟ چرا سرداران جنگ سکوت کرده اند و از سابقه و عملکرد خود که هزینه محبوبیت دیگران شده است سخنی نمی گویند؟ عزیزانی که ارزش های دفاع مقدس را به اینچنین به سخره گرفته اند توبه بزرگی به ساحت مردان جنگ بدهکارند. وقتی امام خمینی که قافله سالار کاروان ایثار و شهادت و عشق و جانبازی بود مقام و تلاش
خود را در برابر خون شهدا و مجاهدت ایثارگران هیچ می انگاشت و از خدا می خواست با شهیدان بسیجی محشور شود چرا یک سخنرانی را این همه در بوق و کرنا می کنند و به قیمت پائین آوردن چنین عظمت هایی دیگران را به قله های خیالی بزرگی و اعتلا می رسانند؟ رزمندگانی که امام در ترسیم مجاهدات آنان می فرمود قلمش از عجز و ضعف توصیف آنان برخود می شکند و یارای حرکت ندارد و مجاهدانی که امام افتخار می کرد از هوایی تنفس می کند که آنان از آن تنفس می کنند؛ آیا باید اینگونه مجاهدات و منزلت و تلاششان آن هم در عملیاتی مانند فتح فاو به مسخره گرفته شود؟ آه از قلب های ساکت و از زبان های خاموش
کسانی که چنین ستمی را نظاره گرند و دم فرو بسته اند تا دم را غنیمت بشمارند. آیا خدا ما را خواهد بخشید؟