تحولات‌ خزنده و ‌تدریجی‌ شاخص‌های ‌تجرد

کد خبر : 382861
سرویس اجتماعی «فردا» - ازدواج بنیان خانواده و نقطه آغاز باروری به حساب می‌آید. واژه باروری (Fertility) از واژه لاتین Fertilis و ریشهBehr در زبان هند و اروپایی به ‌معنای حمل کردن بوده و خصلت ویژه یک زمین را که تولیدی بسیار دارد، می‌رساند. باروری در ایران، در طول سه دهه گذشته، به طور چشمگیری کاهش یافته است. اگر چه تحقیقات متعددی در زمینه تحولات باروری در ایران انجام شده، امّا تاکنون رابطه تغییرات خانواده و باروری کمتر مدنظر محققین قرار گرفته است. باروری یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ های تحولات جمعیتی و از مهم‌ترین شاخص‌های جمعیتی است که نقش عمده‌ای در دگرگونی کمی ‌و حتی کیفی جمعیت هر کشور ایفا ‌می‌کند. از این رو سیاست‌های جمعیتی در کشورهای مختلف دنیا، عمدتاً حول محور کاهش یا افزایش باروری اعمال می‌شود. فرصت‌ها و انگیزه‌های باروری در جوامع مختلف متفاوت بوده و شرایط زمانی، مکانی، الگوهای فرهنگی، اجتماعی، جمعیتی و ... از جمله عواملی هستند که می‌توانند نقش مؤثری در باروری داشته باشند. بحران ساختاری خانواده و تاثیر آن بر باروری زمانی که جوامع وارد دومین انتقال جمعیتی می‌شوند، نظام ارزشی و نگرشی آنها به ویژه در زمینه ازدواج، تشکیل خانواده و ارزش فرزندان تغییرات اساسی می‌یابد، در این مرحله شکل سنتی تشکیل خانواده، تعریف سنتی نقش زنان و مردان در خانه و تعهدات و قیود خانوادگی نیز تغییر خواهد کرد و این به علت حضور بیشتر زنان در آموزش، اشتغال و شیوع ارزش‌های اجتماعی طبقه متوسط غرب در جوامع در حال توسعه است. افزایش سن ازدواج و تمایل کمتر به تشکیل خانواده، افزایش ناسازگاری‌های زوجین، افزایش طلاق، کاهش نرخ شیوع ازدواج، افزایش نرخ تجرد قطعی، تمایل کمتر برای داشتن فرزند و برعکس تمایل بیشتر به خودشکوفایی فردگرایانه، حتی گرایشات مردستیزی در بین زنان بیشتر می‌شود. تمام این تغییرات، پتانسیل فرزند زایی را در اینگونه جوامع کم خواهد کرد. تحولات خزنده و تدریجی شاخص‌های تجرد، ازدواج و طلاق گویای این واقعیت است که زمینه‌های ساختاری فرزند زایی در ایران رو به تضعیف است. برخی از عوامل موثر بر بحران ساختاری خانواده که بر نرخ باروری تاثیر می گذارد عبارتند از: • افزایش سن ازدواج • افزایش آمار طلاق • افزایش نرخ تجرد قطعی • افزایش عدم تمایل به فرزند آوری افزایش سن ازدواج سن ازدواج یکی از شاخصه‌های مهم برای ارزیابی میزان سلامت و بهداشت جسمی و روانی افراد یک جامعه محسوب می‌شود. در کشور ما که هنجارهای دینی نزد عموم مردم از مطلوبیت خاصی برخوردار است و جوانان بخش غالب جمعیتی را تشکیل می‌دهند، این ارزیابی در حوزه اخلاق اجتماعی و روحیه جمعی نیز مطرح می‌شود و دامنه تاثیر سن ازدواج را به حوزه‌های رفتاری و فرهنگی هویتی نسل جوان می‌کشاند. از بعد جمعیت شناسی وقتی که سن ازدواج بالا می رود، به تبع آن کاهش باروری نیز اتفاق می افتد؛ چرا که باروری یک دوره ی خاص دارد. از لحاظ جمعیت شناسی و تولید نسل نیز پرورش نیروی کار و تاثیرش در اقتصاد موثر است؛ بنابراین از نظر علم جمعیت شناسی، هرچه سن ازدواج بالاتر رود میزان باروری کاهش می یابد. از سوی دیگر بالارفتن سن ازدواج مسئله فساد را در جامعه افزایش می دهد، به طوری که مسائل جنسی، روابط نامشروع، بی بندوباری جنسی و فساد در جامعه افزایش می یابد. علاوه بر آن از لحاظ آسیب های اجتماعی چه در مورد ورود به فحشا و مسائلی نظیر اعتیاد و غیره نیز موثر است. همچنین بالارفتن سن ازدواج در جوانان حتی از لحاظ فرهنگی نیز مضر است؛ اصولا ازدواج یک ارزش و هنجار فرهنگی است و وقتی که این ارزش دچار آسیب می شود، جامعه خواه ناخواه صدمه می بیند. ازدواج و تشکیل خانواده چه در دین اسلام و چه در فرهنگ های مختلف ارزشمند و مقدس است و امری جهانی است، بنابراین روح و روان جامعه از ازدواج نکردن جوان صدمه و آزار می بیند، چرا که از تشکیل خانواده جلوگیری می شود و این در صورتی است که خانواده به عنوان ستون و محور جامعه است. وقتی خانواده شکل نمی گیرد تمام ارزش ها، هنجارها و وضعیت اقتصادی از آن تاثیرپذیر می شود، چرا که مرد و زنی که ازدواج نکرده اند، از لحاظ اقتصادی، اقتصاد خانواده ضعیف می شود، وقتی اقتصاد خانواده ضعیف شد چون خانواده شکل نگرفته است، اقتصاد جامعه نیز ضعیف می شود. بنابراین خانواده محور مهمی است. وقتی خانواده تشکیل نشد، انتقال میراث فرهنگی از نسل گذشته به نسل آینده نیز صورت نمی گیرد چرا که خانواده یکی از وظایفش انتقال میراث فرهنگی، محافظت از فرزندان، شخصیت دادن به فرزندان و محبت کردن به فرزندان است. بنابراین اگر چه در پی بی بندوباری های جنسی افراد می توانند با هر کسی باشند، اما ازدواج سبب استحکام زندگی می شود. بنابراین اگر خانواده آسیب ببیند دوام و بقا جامعه به خطر می افتد که این مسئله ی بسیار مهمی است. بررسی سن ازدواج جوانان ایرانی در چند دهه اخیر، روندی صعودی را نشان می‌دهد، در حالی که سن ازدواج در سال 1354 حدود 25 سالگی بود، پس از چند دهه افزایش (به جز سال 1365)‌ در سال‌های اخیر برای پسران به 28 و دختران به 24 رسیده است. طبق اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سن ازدواج برای پسران 29 و دختران 28 است. این اعداد و ارقام هر چه که باشد، از بالا بودن نامعقول سن تاهل خبر می‌دهد. تاثیر افزایش سن ازدواج بر فرزند آوری از عواملی که به کاهش فرزند آوری منجر می‌شود، افزایش سن ازدواج است. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد در ایران نیز میانگین سن ازدواج همین روند را دارد، با این تفاوت که این افزایش در زنان بیشتر است. افزایش سن ازدواج در مناطق شهری بیشتر از روستایی و در خانواده های مرفه بیشتر از خانواده های با سطح اقتصادی پایین تر بوده است. از بعد جمعیت شناسی وقتی که سن ازدواج بالا می رود، بر کاهش باروری موثر است، چرا که باروری یک دوره ی خاص دارد. بنابراین باروری کاهش پیدا می کند. همچنین بیشتر علت های ناباروری، نیازمند دوره ی طولانی برای درمان هستند و با توجه به اینکه امروزه ازدواج ها در کشور ما در سنین بالاتر از گذشته اتفاق می افتد ممکن است بسیاری از زوجین زمان کافی برای رفع مشکل خود را نداشته باشند. سهم ازدواج‌های بالای 35 سال برای مردان و ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان در آمارهای سال‌های اخیر همچنان رو به افزایش است؛ به‌ طوری که سهم ازدواج‌های بالای 30سال برای زنان از 6.3 در سال 1384 و از 10.5 در سال90 به 11.2 در سال 1391 افزایش یافته و سهم ازدواج‌های بالای 35سال برای مردان نیز از 8.6درصد در سال90 به 8. 8 درصد در سال91 افزایش یافته است (مدیرکل دفتر اطلاعات وآمار جمعیتی سازمان ثبت احوال) که تمام اینها علائم هشدار دهنده ای برای هم مردم و هم مسئولان امر می باشد که باید همه نسبت به آنها حساس و احساس مسئولیت داشته باشند.
سهم ازدواج آقایان در سنین بالای 35 سال
از آنچه که گفتیم این نتیجه حاصل می شود که: - در مدت 20 سال اخیر، هشت سال از دوره فرزند آوری زنان کاسته شده است. پیش‌بینی می شود که این نسل نیز فرزند آوری‌ خود را همانند نسل سالهای اخیر کنترل کرده و باروری در کشور روند کاهشی آرام خود را در سالهای آینده طی کند. - از جمله عوامل تعیین کننده کاهش باروری عبارتند از: افزایش سن ازدواج و بالا رفتن درصد افراد ازدواج نکرده در سنین 15 تا 24 سال، اشاعه ایده بعد کوچک خانوار و کیفیت در مقابل کمیت فرزندان، تاخیر در تولد فرزند اول، فاصله طولانی فرزند اول و دوم و توقف فرزند آوری بعد از تولد دوم. سهم فرزند آوری در بالای 30 سال افزایش سن ازدواج، به ‌طور طبیعی افزایش سن باروری را در پی خواهد داشت. نمودارهای قوق نشان می دهد از سال 1384 تا سال 1390 سهم فرزند آوری بالای سن 30 سال سیر صعودی داشته و از 27.5 به 33.1 افزایش داشته است که این هم نشانه بالا رفتن سن ازدواج و هم عدم تمایل به فرزند آوری در سالهای اولین پس از ازدواج می باشد. کاهش «تعداد باروری» به دلیل «بالا رفتن سن ازدواج خانم‌ها» یکی از تبعات مستقیم و بدیهی افزایش سن ازدواج، کاهش زمان باروری برای یک زن است. این زمان که در جمعیت‌شناسی از سن 15 تا 49 سالگی تعریف شده است، با افزایش سن ازدواج کاهش می‌یابد، به ویژه اینکه زوج‌های جوان پس از ازدواج ترجیح می‌دهند چند سالی را بدون فرزند باشند و این خود زمان باروری را باز هم کاهش خواهد داد.
کاهش « تعداد باروری» به دلیل تبلیغ «سقف 35 سالگی برای حاملگی کم‌خطر» طی سال های گذشته بهترین سن باروری برای زنان 20 تا 35 سال اعلام و بارداری های بالاتر یا پایین تر از این سن، بارداری های با ریسک بالا برای مادر و کودک عنوان می شد، به گونه ای که تقریبا اغلب زنان برای فرزند آوری در سنین بالای 35 سال و یا زیر 20 سال دچار نگرانی بودند، این در حالی است که طبق نظر سازمان بهداشت جهانی سن باروری زنان 15 تا 49 سال است. به گفته کارشناس دفتر آموزش و ارتقای سلامت وزارت بهداشت، اعلام سن ایمن برای باروری بین 20 تا 35 سال از سوی سازمان بهداشت جهانی با توجه به شرایط دهه 60 ایران بوده است و در واقع راهی برای کاهش نرخ جمعیت بوده است که در اثر تبلیغات شدید، متاسفانه در این سال ها در ذهن مردم جا باز کرده است. براساس استانداردهای سازمان بهداشت جهانی، سن باروری در کشورهایی که از سطح مراقبت های بهداشتی بالایی برخوردارند بین 15 تا 49 سال تعیین شده است. امروزه از یک سو توصیه مشاوران «تنظیم خانواده» به زوجین این است که 2 الی 5 سال اول، بچه‌دار نشوند، از سوی دیگر پزشکان نیز توصیه می‌کنند که بین هر دو فرزند، اقلاً 3 تا 5 سال فاصله وجود داشته باشد (البته زایمان به روش سزارین، نیاز به این توصیه‌ی پزشکان را نیز از بین می‌برد) و از طرف دیگر سقف بارداری نیز 35 سالگی تبلیغ می‌شود، بنابراین به ‌دنیا آوردن بیش از 2 الی نهایتاً 3 فرزند برای یک مادر عملاً مقدور نمی‌باشد و لذا لازم است در این زمینه اطلاعات صحیح به مردم داه شود و پشت پرده بسیاری از این سفارشات به ظاهر خیرخواهانه مجامع بین المللی، اما با اهداف خاص، برای مردم بازگو شود. نمودار ذیل گویای این است که محدود کردن سن باروری به 20 تا 35 دوره امکان باروری را تحت تاثیر می گذارد و موجب کاهش تعداد باروری برای هر فرد می شود.
افزایش نرخ طلاق طلاق پیامدهای عمیق اقتصادی، اجتماعی، روانی، قانونی و والدینی بر مردان و زنان مطلقه، فرزندان طلاق و اجتماع دارد که در هر‌صورت به کاهش فرزند آوری در خانواده منجر خواهد شد. متأسفانه، در جامعۀ ایران نیز آمار طلاق به ‌خصوص در نقاط شهری (به‌ویژه شهر تهران) درحال افزایش است. براساس آمار ثبت احوال کشور، در سال 1372، از هر 100 ازدواج یکی به طلاق منجر می‌شد، این میزان در سال 1385، به 12 طلاق و در سال 1390، به 16 طلاق در 100 ازدواج رسیده است؛ یعنی 16/33درصد و نکتۀ درخور توجه اینکه در استان تهران و البرز 33 درصد است، یعنی از هر سه ازدواج، یکی به طلاق منجر می‌شود. آمار طلاق تا پایان سال 1391، در کشور به 16.66 درصد نیز رسیده است. اگر به این آمار، طلاق‌های عاطفی که ثبت نشده و آماری از آن‌ها در دست نیست را هم اضافه کنیم، می‌بینیم متأسفانه، بسیاری از خانواده‌ها درگیر آن هستند و یکی از عوامل کاهش تعداد فرزندان نیز همین موضوع است. تاثیر کاهش سن طلاق بر فرزند آوری همان طور که نمودار ذیل نشان می دهد، با توجه به روند افزایشی طلاق از سال 83 تا 91، تعداد طلاق خانم های در سن باروری بیش از دو برابر شده است. بر اساس آمار به دست آمده بیشتر طلاق ها در 5 سال اول زندگی صورت می گیرد و اغلب بین گروههای سنی 20 الی 24 در زنان اتفاق می افتد، [48% متقاضیان طلاق، زنان و 80% طلاق ها به صورت توافقی است] که با توجه به کاهش انگیزه ازدواج در آسیب دیدگان طلاق و فرزندان طلاق، این موارد تاثیر منفی و به سزایی بر افزایش جمعیت از جهت عدم استحکام خانواده و فرزند آوری خواهد داشت.

روند تغییرات شاخص های ازدواج و طلاق در سال های 1385-1365

سال میانگین سن ازدواج عمومیت ازدواج نسبت تجرد قطعی نسبت طلاق به ازدواج(درصد)
جنس مرد زن مرد

زن

مرد زن
1365 23/8 20/1 98/3 98/6 1/7 1/4 9/7
1375 25/2 22 98/9 98/8 1/1 1/2 7/9
1385 26/6 23/2 98/4 97/9 1/6 2/1 12/9
میانگین سن ازدواج: زمانی که جوامع وارد دومین انتقال جمعیتی می‌شوند، نظام ارزشی و نگرشی آنها، به ویژه در زمینه ازدواج، تشکیل خانواده و ارزش فرزندان، تغییرات اساسی می‌یابد، در این مرحله شکل سنتی تشکیل خانواده، تعریف سنتی نقش زنان و مردان در خانه و تعهدات و قیود خانوادگی نیز تغییر خواهد کرد و این به علت حضور بیشتر زنان در آموزش و اشتغال و شیوع ارزش‌های اجتماعی طبقه متوسط غرب در جوامع در حال توسعه است. در این حالت، افزایش سن ازدواج و تمایل کمتر به تشکیل خانواده، افزایش ناسازگاری ‌های زوجین، افزایش طلاق، کاهش نرخ شیوع ازدواج، افزایش نرخ تجرد قطعی، تمایل کمتر برای داشتن فرزند و برعکس تمایل بیشتر به خودشکوفایی فردگرایانه، حتی گرایش های مردستیزی در بین زنان بیشتر می‌شود. تمام این تغییرات فوق الذکر، پتانسیل فرزند زایی را در اینگونه جوامع کم خواهد کرد و در نتیجه حتی سیاست‌های تشویق موالید دولت‌ها در زمینه راغب تر نمودن نسل جدید به داشتن فرزند، اثربخشی بسیار کمی خواهد داشت. تغییراتی که به آن اشاره شد، بسیار جدی و به سرعت در حال سیر صعودی است، بنابراین تحولات خزنده و تدریجی شاخص‌های تجرد، ازدواج و طلاق گویای این واقعیت است که زمینه‌های ساختاری فرزند زایی در ایران رو به تضعیف است؛ شاهد این مدعا آمارهای زیر است. به این آمارها دقت کنید: طبق جدول فوق: - در سال 1365 : میانگین سن ازدواج مردان 23.8 بوده که این میانگین در سال 1385 به 26.6 افزایش داشته است. - در سال 1365 : میانگین سن ازدواج زنان 20.1 بوده که این میانگین در سال 1385 به 23.2 افزایش داشته است. عمومیت ازدواج یکی از شاخص هایی که در بحث ازدواج مطرح می شود، بحث عمومیت و فراگیری ازدواج در جامعه است. این مفهوم معمولاً همراه با مفهوم تجرد قطعی به کار می رود. عمومیت ازدواج، درجه رواج ازدواج را در جامعه نشان می دهد. نسبت افرادی که تا سن 50‌ سالگی دست‌کم یک‌بار ازدواج کرده اند از شاخص هایی است که در تعیین عمومیت ازدواج در یک جامعه به‌کار گرفته می شود. درجه فراگیری ازدواج را با بررسی درصد افراد ازدواج نکرده در گروه سنی 54-50‌ ساله نیز می-توان شناخت. انتخاب این گروه سنی برای محاسبه فراگیری ازدواج بدین سبب است که پس از سنین مذکور احتمال ازدواج بسیار ضعیف است. پایین بودن نسبت درصد افراد ازدواج نکرده و مجرد در گروه سنی مذکور بیانگر فراگیری بیشتر ازدواج و برعکس بالا بودن این نسبت¬ها نشان از درجه کمتر فراگیری ازدواج در جامعه دارد. معمولاً عمومیت ازدواج در نزد زنان بیش از مردان و در جوامع سنتی بیشتر از جوامع صنعتی است و تحت تاثیر مجموعه پیچیده¬ای از عوامل عقیدتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی می¬باشد. براساس آمار به‌دست آمده، از سه سرشماری¬ اخیر، عمومیت ازدواج زنان روستایی بیشتر از زنان شهری و عمومیت ازدواج مردان شهری در هر سرشماری نسبت به سرشماری قبل افزایش داشته است. طبق جدول فوق، عمومیت ازدواج در سال 1365 در مردان 98.3 و در زنان 98.6 بوده و با روند تغییرات طی شده در سال 1385 در مردان به 98.4 و در زنان به 97.9 تغییریافته است. تجرد قطعی: موضوع دیگری که در تحلیل¬های ازدواج و همراه با عمومیت ازدواج مورد توجه قرار می-گیرد، تجرد قطعی است. این شاخص بیانگر نسبت درصد کسانی است که هرگز ازدواج نمی¬کنند. از سن 45سالگی به بعد برای زنان و از سن 50سالگی برای مردان، درصد ازدواج نکرده¬ها تقریباً ثابت می¬ماند. بر این اساس سنین 45 و 50‌سالگی را به ترتیب برای زنان و مردان سن تجرد قطعی نامیده‌اند. تحقیقات مختلف نیز گویای آن است که سن 50سالگی مشخص کننده تجرد قطعی است. بدین جهت سنین نزدیک به 50سالگی برای تعیین شاخص تجرد قطعی است.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نسبت تجرد قطعی، شاخصی است که اندازه اش متغیر و در جوامع مختلف تحت تاثیر عوامل اقتصادی-اجتماعی، فرهنگی، عقیدتی و مذهبی متفاوت از یکدیگر است. (امینی یخدانی، مریم، عمومیت ازدواج) طبق جدول فوق، نسبت تجرد قطعی در سال 1365 در مردان 1.7 و در زنان 1.4 بوده که با روند تغییرات حاصل شده در سال 1385 در مردان به 1.6 کاهش و در زنان به 2.1 افزایش داشته است. تغییرات ایجاد شده نشان می دهد نسبت تجرد قطعی در زنان رو به افزایش می باشد. نسبت طلاق به ازدواج: شاخص دیگری که در مطالعه وضعیت ازدواج و طلاق مورد استفاده قرار می گیرد نسبت طلاق به ازدواج است. این شاخص نشان می دهد در یک سال به ازای هر یکصد مورد پدیده ازدواج، چند مورد طلاق روی داده است. این شاخص طی سال های مورد بررسی روند صعودی طی کرده است. طبق جدول فوق، در سال 1365 نسبت طلاق به ازدواج 7.9 بوده که با روند تغییرات ایجاد شده در سال 1385 به 9.12 افزایش داشته است. افزایش نرخ تجرد قطعی افزایش سن ازدواج در کشور و در ادامه ی آن بروز پدیده ی «تجرد قطعی»، یکی از مسایل اجتماعی است که می تواند ضمن اختلال در کارکرد خانواده، نرخ رشد جمعیت در کشور را منفی کند. تجرد قطعی عبارت است از وضعیتی که پسر یا دختر، رده های سنی خاصی را پشت سر می گذارند و امکان ازدواج را از دست می دهند. تجرد ممکن است به دو صورت در جامعه اتفاق بیفتد؛ نخست این معضل می تواند ناخواسته یا تحمیلی باشد و دوم اینکه به صورت خودخواسته یا اختیاری صورت گیرد. نرخ تجرد که با شاخص تجرد قطعی نشان داده می شود عبارت است از افرادی که ازدواج نکرده اند و فرض بر این است که هرگز ازدواج نمی کنند؛ این شاخص نقطه ی مقابل فراگیری ازدواج است. بر اساس تجزیه و تحلیلی که از سرشماری سال 1390 صورت گرفت، نرخ تجرد در ایران نسبت به سرشماری دوره ی پیش از آن در سال 1385، دو درصد افزایش پیدا کرده است. برخی از دلایل افزایش تجرد قطعی • علم آموزی و رسیدن به مراحل بالای علمی و به تبع آن وابستگی اقتصادی به خانواده تا پایان دوره ی کارشناسی یا کارشناسی ارشد؛ • استقلال اقتصادی زنان؛ این امر موجب می شود که مسیر زندگی و انتخاب مشاغل عالی، آنها را از ازدواج دور یا از اولویت اصلی خارج کند؛ • نهادینه و عادی شدن روابط آزاد و بدون ضابطه دوستی بین دختران و پسران است و به تبع آن ایجاد نوعی بی اعتمادی و بی میلی نسبت به ازدواج در افراد؛ • تاثیر منفی فیلم ها و سریال شبکه های ماهواره ای؛ در این فیلم ها پیام های غیر اخلاقی و ضد خانواده مانند مشکلات زندگی زناشویی، لذت های تجرد، منفی نشان دادن چهره و نقش شوهر و مسخره کردن مستقیم و غیر مستقیم ارزش های دینی و اخلاقی به مخاطبان عرضه می شود. تاثیر افزایش تجرد قطعی بر باروری زندگی مجردی و استمرار تجرد در هر جامعه ای پیامدهای منفی زیادی ممکن است بر جای گذارد. نخستین و شاید مهم ترین پیامد افزایش تجرد قطعی، کاهش نرخ رشد جمعیت و زاد ولد است؛ زیرا که دوره ی فرزند آوری در زنان از سن 15 تا 49 سالگی است و در صورت افزایش سن ازدواج، شرایط برای تعدد باروری در افراد فراهم نمی شود. به گفته مدیرکل دفتر اطلاعات وآمار جمعیتی سازمان ثبت احوال، اگر زنی تا سن 49 سالگی ازدواج نکند، مجرد قطعی محسوب می‌شود، چراکه پس از این سن، ازدواج او نقشی در افزایش جمعیت ندارد. افزایش عدم تمایل به فرزند آوری در سال های اخیر، ایران در زمینه میزان باروری یکی از شدیدترین شیب های نزولی در جهان را تجربه کرده است. تعداد تولد به ازای هر زن در ایران در اوایل دهه 1980 بالغ بر 6.08 بود، اما این رقم در سال 2007 به 1.8 تولد رسیده است. بر اساس تحقیقات جدید زوج هایی که تازه ازدواج کرده اند و آنهایی که حداکثر 3 سال از شروع زندگی مشترک شان می گذرد، هیچ تمایلی به داشتن فرزند نشان نمی دهند یا تمایل به داشتن تنها یک فرزند دارند. گرایش رایج در طی یک دهه گذشته نشان می دهد که زنان شهری و روستایی از طبقات اجتماعی مختلف، چه فقیر و چه ثروتمند و چه با سواد و چه بی سواد، امروزه تمایل یکسانی نسبت به فرزند آوری دارند. این موضوع موجب کاهش سریع نرخ تولد در ایران شده است. برخی از علل کاهش تمایل زنان به فرندآوری • تغییر نگرش جنسی؛ • جستجوی هویت زنانه در جایی خارج از خانه؛ • نفوذ مدرنیته و نان آور شدن زنان؛ • عدم حمایت های اجتماعی از زنان؛ • فردگرایی و توجه بیش از حد به خود؛ • و ...
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: