شعری زیبا در مورد قطعی گاز !
یکی از کاربران خوش ذوق «فردا» در مورد "قطعی های اخیر گاز" شعری زیبا ارسال نموده است. ز سوی دولت ایران، خلایق را سلام آمد برای وصل گاز اینک، عزیزان را پیام آمد ندا آمد که ای ملت چرا زار و خروشانید به امید تلاش ما، کمی خود را بجوشانید بشارت بر مسلمانان که بوی گاز می آید گهی با سرعت تندر گهی با ناز آید کنون این گاز در جمع رفیقان چون طلا گشته امید وصل این دلبر میان ما بلا گشته به وقت آمدن ز جمع ما نهان گردد غم دلدادگانش چون بزرگی جهان گردد ز قطع گاز در منزل نمی یابم کمال خویش نیندیشم به اقساطم، به وام بی مثال خویش به مطبخ بوی کنسرو و غذای گرم حاکم شد دگر بقال در بین منازل چون ملازم شد فراموشی نصیب نابسامانی مردم شد فراق گاز اینک هم نشین با تورم شد بسوزم در میان آتش اندوه بی گازی چرا ای گاز بی مهری چرا با ما نمی سازی؟ نه با خلق دهستان سازی و نی همدم شهری نمی دانم چرا ای گاز با خلق خدا قهری!! دلم از گاز و گرمایش پر از نومیدی و غم شد دگر راهی جدید اندر خیال من فراهم شد سلام من به بوی نفت و چوب هیزم و سودش حلال جان ما آن آتش گرم و پر از دودش سلام من به فانوس و به مجمرهای پر گرما به آن گلخند که هر دم داغ جسمش می رسد بر ما سلامم بر درختان تو ای جنگل که پر از چوبی برای هیزم منزل دلم دارد چه آشوبی دل غم دیده ما را ز بی گازی رها سازید تن رنجور یاران را ز رنج و غم جدا سازید علی صادقی-قائم شهر