داووس، مجمعی برای یادگیری
گفتگو با دکتر سریع القلم
داووس يا مجمع جهاني اقتصاد در مناطق مختلف، بهصورت منطقهاي و با موضوعات خاص و ويژه نيز برگزار ميشود. اين اجلاس در خاورميانه، آمريكاي لاتين و غيره و با موضوعات خاص برپامي شود. اجلاس سال گذشته در مورد موضوعاتي مانند انرژي، آب، تغييرات آب و هوايي و غيره برگزار شد.
-
بهنظر ميرسد اهميت اين مجمع، با افزايش نقش اقتصاد در تحولات جهان بهعنوان يك عامل تأثيرگذار در تحولات آينده بيشتر شده است؟
اگر از منظر تاريخي به اين موضوع نگاه كنيم، بايد گفت اقتصاد حدود دو قرن است كه مسئله مهمي محسوبميشود.
اما آنچه اين دوره را از ديگر دورهها متفاوت ميكند، اين است كه توليد ثروت ملي ديگر در اختيار فرد يا گروه خاصي نبوده و هركس در هر جامعهاي كه توانايي داشته و فكر ميكند، ميتواند در يك شبكه بينالمللي فعاليت اقتصادي انجامداده و ثروتملي را افزايش دهد.
امروز توليد ناخالص ملي كره جنوبي نزديك به اسپانيا شده است يا از 10 بانك بزرگ جهان، دو بانك چيني است. در واقع تحولاتي رخداده كه غيرقابل تصور است.اين تحولات به اين خاطر است كه مفهوم شهروندي در جهان تحول پيدا كرده و مقرر است تا همه انسانها با كيفيت زندگي كرده و دولتها مسئوليت دارند تا زندگي انسانها را ساماندهند.
مسئله ديگري كه ميتوان به آن اشاره كرد، شكلگيري تحولي فلسفي است. بر اساس اين تحول تا زمانيكه وضع اقتصادي و كيفيت رفاهي يك جامعه تأمين نشود، ابعاد اجتماعي، علمي، فرهنگي، معنوي، روحي، سياستخارجي و قدرت ملي كشورها نيز، فرصت تحول نخواهد داشت. امروز، ديگر مسئله داووس يا غرب نيست.
ميتوان گفت كه غربي وجود نداشته و چنين پديدهاي وجود خارجي ندارد. امروز سنگاپور به لحاظ كارآمدي از بسياري ازكشورهاي جهان صنعتي جلوتر است. شايد در دهه آينده چين الگوهايي براي توليد ثروت ملي ارائه كند كه از هركشور صنعتي ديگر جلوتر باشد.
امروز مفهوم توليد ثروت ملي جهاني بوده و آسياييهم شده است. گرچه پيش از اين و در شروع، غربي بوده اما اكنون ديگر وطن ندارد. از اين منظر است كه اقتصاد جايگاه مهمي داشته و موضوعات اقتصادي، موضوع كليدي همه كشورها و دولتها است. داووس هم به همين تناسب اهميت دارد.
چرا كه نزديك به 500 شركت مهم دنيا از همه كشورها درآن حاضر شده و در زمينه چگونگي همكاري براي افزايش ثروت ملي خود، باهم تبادل نظر ميكنند.
-
عنوان اصلي كنفرانس سال گذشته تغيير موازنه قدرت بوده و امروز شاهد وقوع تحولاتي در موازنه قدرت در جهان هستيم. تغييراتي كه در زمينه كاهش ارزش دلار، رشد اقتصاد چين يا رشد اقتصادي در اروپا شاهد هستيم از جمله اين تحولات است، اين تقارن چه تفسيري دارد؟
اين تقارن نشان ميدهد كه اقتصاد كشورها مستقل از اراده ديگران است. اگر آمريكا ميتوانست در مقابل رشد اقتصاد چين اقدامي انجام دهد، چنين ميكرد.
بهطور قطع اين مسئله كه ذخاير ارزي چين از 20 ميليارد دلار در سال 1982، امروز به حدود 980 ميليارد دلار برسد، نشان ميدهد كه جايگاه هر كشوري در دنيا به ميزاني است كه ميتواند برنامهريزي كرده و تواناييهاي خود را با تفكر، همگرايي و توليد ثروت كسب كند.
ژاپن كشوري كوچك است كه از نظر طبيعي نيز دارايي خاصي بهجز آتشفشان ندارد اما همين كشور با 120 ميليون نفر جمعيت، در سال 4 هزار ميليارد دلار توليد ميكند.
اين امر نشان ميدهد كه ژاپن سهمي جهاني داشته و اگر بخواهد در آسيا نقش مؤثري داشته باشد، ميتواند چنين نقشي را ايفا كند. اين موضوع در مورد روسيه نيز مصداق دارد.
فكر نميكنم آمريكا علاقهاي به افزايش ثروت ملي روسيه داشته باشد اما امروز ذخاير ارزي روسيه معادل 400ميليارد دلار است.
-
با اين ديدگاه شما، آيا دنيا بهسويي ميرود كه كسي با توطئه چيني، قدرت و ثروت خود را افزايش نداده و در كسب قدرت و ثروت، شفافيت حاكم شود؟
حركت جهان بهسوي بازي با قواعد شفاف و روشن اقتصاد است. نكته ديگري كه اهميت دارد، اين است كه در 10 سال آينده موضوع اصلي بازيگران اقتصاد جهان، توليد و نوآوري در فناوري است.
اگر به برنامههاي امسال داووس توجه كنيم ميبينيم كه 10 تا 15 درصد در باره بهره برداري از فناوري در توليد ملي بحث و برنامهريزي شده است. رقابت اصلي بين كشورهاي كليدي اصلي جهان در فناوري است.
شايد يك دليل اينكه آمريكا ظرفيت تداوم مديريت بحرانها و جنگهاي دنيا را دارد، همين موضوع است. در پس اين بحرانها و جنگها فرصتي براي نوآوري در فناوري وجود داشته و هميشه وزارت دفاع آمريكا نقش كليدي در توليد فناوري دارد.
بودجه نظامي آمريكا در زمان بيل كلينتون معادل 260 ميليارد دلار بود و از 2002 به بعد اين بودجه به 460 تا 470 ميليارد دلار افزايش پيدا كرد. اگر اين رقم را در 6 سال اخير دولت بوش ضرب كنيد به 5/2 تريليون دلار ميرسد كه معادل 40 درصد هزينههاي نظامي جهان بوده است.
حدود 30 درصد اين بودجه صرف توليد فناوري و اين بودجه در بخشهاي دولتي و بهطور عمده غيردولتي مانند بوئينگ و غيره هزينه شده كه در واقع براي توليد فناوري بوده است.
شركتهاي مذكور در توليد فناوري سرمايهگذاري كرده و اين سرمايهگذاريها در نهايت جنبه تجاري و مصرف عمومي پيدا ميكند. اين روند رقابت اصلي است كه كشورها براي دستاوردهاي فناوري دارند.
دليل اينكه كشورهاي هند و چين علاقهمند شدهاند تا با آمريكا همكاريهاي راهبردي داشته باشند، ناشي از اين تفكر است.
اين كشورها خواستار آن هستند تا بتوانند با ورود به اين حوزهها، بهره برداري وسيعي در زمينه توليد فناوري و اقتصادي كسب كنند.
ورود چين و هند به مركز توليد فناوري آمريكا، نمونهاي از اين جهتگيري است. در دوران پس از 11 سپتامبر كه يك دوره امنيتي در جهان محسوب ميشود، يك ميليون و 200هزار نفر تكنيسين كه عمدتا هندي و چيني و بخش كوچكي از منطقه خاورميانه بودهاند، وارد آمريكا شدهاند.
اين عده بهعنوان تكنيسين وارد شدند تا در مراكز توليد فناوري بهكار مشغول شوند. اين يك فرصت براي همكاري در حوزههاي توليد فناوري است. اگر چين در حوزههاي نظامي و راهبردي با آمريكا همكاري نكند فرصت اين تعامل را نخواهند داشت.
يك نمونه بسيار جالب ديگر فرانسه است. در زمان حمله آمريكا به عراق، فرانسه مخالفت كرد كه اين امر موجب شد تا دولتآمريكا، فرانسه را به مدت يكسال در استفاده از فناوريهاي دولتي و خصوصي تحريم كند.
بهعبارت ديگر اين نوع همكاريهاي اقتصادي و كارهاي مشترك در جهان، نيازمند يك بستر همكاريهاي سياسي راهبردي اوليه بوده و لازم است تا امكان بهره برداري در زمينههاي اقتصادي و فناوري وجود داشته باشد.
-
با توجه به اهدافي كه اعلام كرديد، كنفرانس امسال تا چه حد تحولات و ايدههاي آينده را دنبال ميكند؟
بهطور معمول در داووس نزديك به 6 ماه، گروههاي مطالعاتي، محققان، نويسندگان و غيره با مطالعات وسيع و گسترده تلاش ميكنند تا تحولات جهان را بررسي و موضوعات اجلاس هر سال را طراحي كنند.
پس از اينكه موضوعات مشخص شد بهدنبال كساني هستند كه بتوانند اين موضوعات را تشريح و ارائه كنند. بهطور معمول هرسال نزديك به50 استاد دانشگاه، 50 تا 70 نفر از رؤسا و سياستمداران و حدود 50 تا 70 نفر از بزرگان رسانهها و مطبوعات در اين اجلاس دعوت شده و بقيه افرادي هستند كه با پرداخت حق عضويت در اين اجلاس شركت ميكنند.
در جلسه امسال نزديك به 240 ميزگرد برگزار ميشود كه تا 5روز ادامه دارد. از آنجا كه جهان در حال حركت بهسوي پيچيدگي و افزايش نياز به همكاري بوده و هركاري از درست كردن يك پل تا طراحي نرمافزار يا توليد يك خودرو با همكاري و بهصورت مشترك صورت ميگيرد، يادگيري از يكديگر به شدت اهميت پيدا كرده است.
ديگر امروز نميتوانيم بگوييم فناوري فرانسوي، ژاپني و غيره، چراكه فناوري ديگر جنبه ملي و جغرافياي نداشته و به يك پديده فكري بينالمللي تبديل شده است. اكنون كار بيشتر شركتها و كارخانهها، بينالمللي است.
اخيراً يك بانك بزرگ آلماني كه از جمله 20 بانك نخست دنيا است، تغييراتي در هيأتمديره خود داده و از 5 عضو اين بانك 3 نفر غيرآلماني هستند.
اين موضوع نشان ميدهد با وجود آن كه فضاي كار جهاني، فضايي امنيتي نيز محسوب ميشود، اهميت نخست به تخصص و توانايي داده شده و آنچه مهم است مليت نبوده بلكه آن است كه افراد چه ميتوانند انجام دهند و تخصص آنان چيست؟ به همين دليل عنوان امسال اجلاس داووس بر همكاري در نوآوري تأكيد كرده است.
به عبارت ديگر بايد افراد از همديگر بياموزند. مشاهده كردهام كه سياستمداران جهان سومي در اجلاس داووس، انتظار دارند تا در جايي نشسته و همه به آنان مراجعه و نظرها بهسوي آنها جلب شود. اما در اين اجلاس بايد بهطور فعال شركت و تلاش كرد تا از ديگران بياموزيم. اكنون دوره كيش شخصيت درجهان سپري شده و عصر تعامل انسانها و نهادها براي انجام كار است.
عناوين ديگري كه در اجلاس امسال طرح شده، بسيار متنوع است. همكاري در حوزههاي فناوري، ديپلماسي بازرگاني، فرارسيدن پايان ناسيوناليسم در فناوري و موضوعات منطقهاي زيادي مطرح است.
توجه به آفريقا، آمريكاي لاتين و مسئله ظهور طبقه متوسطه در آمريكاي لاتين با توجه ويژه به مكزيك و برزيل، از ديگرمسائل مهمي است كه در اين اجلاس مطرح ميشود.
توجه به كار جمعي و برگزاري 5 كارگاه آموزش همكاري و انجام كارهاي جمعي، براي يادگيري و اثرپذيري. فقر، تغيير آبو هوا وسياست در خط لولههاي انتقال انرژي كه با حضور رئيسجمهوري آذربايجان برگزار ميشود از ديگر محورهاي اين اجلاس است.
بخش ديگري از اين اجلاس به مسئله ايمان و تجدد اختصاص دارد كه نخست وزير مالزي در آن سخنراني ميكند. ميزگرد اسلام سياسي، آينده تركيه از ديگر محورهاست.
در رابطه با سياست خارجي ايران نيز ميزگردي با حضور چندين نفر تشكيل ميشود، يك محقق روسي، منوچهر متكي وزير امور خارجه كشورمان، يك سناتور آمريكايي و يك بازرگان بحريني از جمله شركتكنندگان در اين ميزگرد هستند.
موضوع مهم و جالب ديگر ارائه نتايج تحقيقات يك محقق است كه نشان ميدهد چگونه ميتوان با سكوت در حوزههاي مديريتي و تصميمگيري، معاشرت كارآمد داشت. ميزگردي نيز در باره مسائل ژنتيك عرضه شده است.
طيف موضوعات امسال و چند سال اخير داووس، معرف اين واقعيت است كه توليد ثروت، ابعاد اجتماعي، فرهنگي و سياسي داشته و بايد به همه اين وجوه توجه شود. عدالت، توزيع ثروت، حفظ امنيت، رعايت حقوق انسانها، آرامش روان و معنويت از جمله اين ابعاد است.