دولت امانتدار مردم باشد

گفتگو با محمد خوش چهره

کد خبر : 44577
دکتر محمد خوش‌چهره كه اكنون ریاست جریان اصولگرایان مستقل را برعهده دارد، معتقد است عملكرد برخی جریانات سیاسی در مجلس تحت عنوان «تعامل» و «مصلحت‌گرایی» جایگاه مجلس را از «راس امور» به «تحت امور» رساند و به نهادی دنباله‌رو دولت تبدیل كرد.
در پایان عمر مجلس هفتم عملكرد این دوره مجلس را چطور ارزیابی می‌كنید؟ قطعا عملكرد مجلس یا هر نهادی به جایگاه قانونی، وظایف و هدف‌هایی كه دارد، برمی‌گردد اگر از این منظر بخواهیم نگاه كنیم، یك‌طور قضاوت می‌كنیم اما یك موقع است كه عملكرد مجلس را به‌طور نسبی در رابطه با مجالس قبل مبنای مقایسه قرار می‌دهیم. به اعتقاد من اینگونه مقایسه محدودنگری است.
مثلا اگر بخواهیم مجلس هفتم را نسبت به مجالس قبل مقایسه كنیم قطعا نسبت به برخی دوره‌ها در برخی زمینه‌ها برجستگی دارد، اما مبنای منطقی قضاوت این است كه ما آن را با جایگاه قانونی‌اش و انتظاراتی كه از مجلس است، مقایسه كنیم.
با چنین معیاری عملكرد مجلس هفتم چگونه بود؟ اگر فرمایش امام(ره) كه «مجلس در راس امور است» را ملاك قضاوت قرار دهیم، مجلس هفتم نتوانست جایگاه قانونی خود را حفظ كند. برخی از گردانندگان و دست‌اندركاران مجلس و برخی از بازیگران و جریانات سیاسی خارج از مجلس تحت عنوان «تعامل» تعریفی را به خورد مجلس دادند كه مفهوم‌اش یك مفهوم سلبی است كه جلوی نبایدها گرفته شود. یكی از این تعاریف از تعامل سلبی این بود كه بین دولت و مجلس تنش نباشد.
این تعریف به جایگاه مجلس چه ضربه‌ای زد؟ موجب شد مجلس از وظایف قانونی و اعمال نظارت دور شود و تحت عنوان تعامل از بسیاری خطاهای دولت چشمپوشی كند. این رویه موجب تنزل شأن و منزلت قوه مقننه شد.
فقط عملكرد هیات رئیسه، مجلس را به این سمت سوق داد یا زمینه انفعال بین نمایندگان هم وجود داشت؟ نه، مدیریت مجلس سعی كرد اعمال كند، عقبه‌ای هم برای خودش ایجاد كرد و جریان مجلس را به این سمت برد كه تنش نباشد، این نحو تعریف از تعامل سلبی است در حالی كه مجلس برای اینكه در راس امور بودنش را ثابت كند باید تعامل ایجابی داشته باشد، یعنی در بخش بایدها پیش برود. از این رو در تعامل ایجابی اولین نكته مهم تفاهم است یعنی یك مفهوم و درك مشترك نسبت به موضوعات و مسائل و جایگاه.
این درك مشترك و تفاهم بین مجلس هفتم با دولت همسو چطور بود؟ در بسیاری از جاها ما دیدیم كه درك مشترك بین مجلس و دولت به‌خصوص در نخبگان و صاحبنظران مجلس با دولت وجود نداشت حتی در تعاریفی كه دولت نهم از عدالت ارائه كرد یا شیوه‌هایی كه برای كارآیی مدیریت مطرح می‌كرد. دولت فكر می‌كرد با گرفتن پول نفت و تخصیص بیشتر منابع می‌تواند كارا باشد در حالی كه این موضوع خلاف چشم‌انداز 20 ساله و قانون پنج‌ساله برنامه بود بنابراین این تفاهم بین چهره‌های اقتصادی مجلس و دولت وجود نداشت. اما در بسیاری از موارد مجلس در برداشت از حساب ذخیره با دولت همراهی كرد. بعضا دیده می‌شد، در حالی كه این تفاهم نبود. آن جریان غالب كه بیشتر به فكر كنترل تنش بود جایگاه مجلس را از یك جایگاه هدایتی، ارشادی و نظارتی به سمت یك جایگاه دنباله‌رو و تابع تعریف كرد و جایگاه مجلس را دائما تنزل دادند. از طرف دیگر، چون سازماندهی در رای‌ها صورت می‌گرفت خیلی از منویات دولت به راحتی از مجلس بیرون می‌آمد و دولت مصوبه می‌گرفت یكی از این اقدامات برداشت‌های بی‌رویه از حساب ذخیره‌ ارزی بود.
سازماندهی آرا در قالب فراكسیون اصولگرایان صورت می‌گرفت؟ نه خیر، این موضوع را باید در ساختار سیاسی مجلس دید. اینكه ورود نمایندگان از پروسه انتخابات چگونه شكل می‌گیرد، ‌در كمیسیون‌ها چطور چیده می‌شود و... از این رو كاركرد مجلس با این فضا كاملا افت كرد. آنچه كه به عنوان پروسه انتخابات و نحوه شكل‌گیری مجلس هفتم عنوان كردید چقدر در تنزل جایگاه مجلس نقش داشت؟! فكر نمی‌كنید هدف شكل‌گیری چنین مجلسی بود؟ مجلس هفتم با امیدها و آرزوهای قوی شكل گرفت و چهره‌های خوبی هم به مجلس آمدند، اما از برخی چهره‌ها سعی شد استفاده ابزاری شود یعنی از عناوین آنها استفاده شد تا كسانی كه در لیست آنها بودند، مطرح شوند. مثلا شما 10 نفر نمایندگان تهران را ببینید اكثرا چهره‌های شاخص مستقل هستند كه بعدا در فراكسیون اصولگرایان مستقل گرد هم جمع شدند. اینها نشان می‌دهد كه مردم به این چهره‌ها اعتماد كردند بعد شما در تهران به چهره‌های انتهای لیست نگاه كنید چهره‌هایی آمدند كه حضورشان بالتبع صدر لیستی‌ها بود. همین افراد كه اشاره می‌كنید تا دو سال با جریان اصولگرای مجلس همراهی كردند و در واقع در سال سوم بود كه مسیر خود را جدا كردند. درست است از ابتدا انتقادهایی وجود داشت، اما این افراد كه بعضا چهره‌های شاخص اقتصادی بودند و طرح‌های خوبی هم داشتند به برخی از بازیگران و برخی افراد درونی تحت عنوان چهره‌های اقتصادی كه بیشتر بازیگر سیاسی - اقتصادی بودند، اعتماد كردند ولی دیدیم اینها قبلا زد و بندها و تفاهمات خود را داشتند. در موضع‌گیری‌های مختلف‌شان هم نشان دادند كه در حقیقت آمده‌اند تا فرصت را از بقیه بگیرند در این یكی، دو دهه اخیر در جبهه‌های مختلف برای پست‌های متفاوت هم كاندیدا شدند، اما الان به عنوان چهره‌ سوخته سیاسی مطرح هستند. پس شما به تركیب مجلس انتقاد ندارید؟ نه خیر، مجلس هفتم از نظر تركیب خوب می‌توانست كار كند اقلیت مجلس هم یك اقلیت آرام و به بیانی مودب بود كه این موضوع را برخی فرصت می‌دانند و برخی غیرفرصت و می‌گویند اگر یك اقلیت قوی و پركاری در مجلس بود كه در موضع‌گیری‌ها به نحوی كار كارشناسی خوب انجام می‌داد بقیه را هم به تحریك وامی‌داشت. در مجموع باید بگویم مجلس هفتم از آن ظرفیتی كه برخوردار بود و می‌توانست منشاء اثر باشد فاصله معنی‌داری پیدا كرد. جریان اصولگرایان مستقل برای جبران ضعف عملكرد فراكسیون اقلیت در برابر فراكسیون اصولگرایان شكل گرفت؟ ما در آرایش سیاسی اینگونه جریان اصولگرایان مستقل را تعریف نكردیم. ما چون دیدیم زیر تابلوی اصولگرایی با شعارها و معیارهای ارزشی به مجلس آمدند، اما از عنوان اصولگرایی استفاده ابزاری كردند و تحت عنوان تعاملات و مصلحت‌طلبی، مماشات و بده‌وبستان‌های سیاسی داشتند. راه خود را جدا كردیم و جریان اصولگرایان مستقل تشكیل شد. در انتخابات آینده هم یكی از شگفتی‌ها همین جریان اصولگرایان مستقل خواهد بود.
اصولگرایان مستقل لیست جدا برای انتخابات مجلس هشتم ارائه می‌دهند؟ بله، ما در انتخابات ضمن اینكه از چهره‌های كاردان و ارزشمند هر دو طبقه حمایت خواهیم كرد لیست جدا ارائه می‌دهیم. تحت چه عنوان؟! اصولگرایان مستقل یا ائتلاف اصولگرایان مستقل، چهره‌های مستقل اصولگرا از هر جریان را در لیست خواهیم داشت، البته شاید به محدودگرایی برسیم، این سناریو اصلی ماست. این سناریو هم می‌تواند باشد كه در شهر تهران كه اصلی‌تر است در حدی كه اصولگرایان را تشخیص می‌دهیم در لیست بگذاریم كه شاید 30 نفر هم نشوند ولی جریانات دیگر اگر بخواهند،‌ می‌توانند از اسم ما در لیست خود استفاده كنند. در شهرستان‌ها نیز از استادان و چهره‌های مطرح دانشگاهی و كاندیداهای مستقل حمایت خواهیم كرد. از اعضای فراكسیون اصولگرایان مستقل در لیست جبهه متحد اصولگرایان حضور دارند؟! ما به جریان 6+5 ایرادات اساسی داشتیم. سه جریان دور هم جمع شدند یكی تحت عنوان ایثارگران كه عقبه‌شان را معلوم نكردند كه چقدر پایگاه دارند. ما همین الان بین اصولگرایان در مجلس چهره‌هایی داریم كه سابقه فرماندهی لشكر، تیپ و... را دارند، ایثارگر بودند، اما عضو این (6+5) نیستند و قبول نداشتند اینكه یك تعدادی تحت این پرچم خود را مدعی جریان ایثارگران معرفی كنند. آنها زیرمجموعه پیروان خط امام(ره) بودند. به‌عنوان یك طیف موازی عمل می‌كنند و در جریانات سیاسی خیلی جاها دیدیم كه داخل شدند و در خیلی از پست‌ها همین 16- 15 نفر هستند كه سمت‌های معاونت در جاهای مختلف گرفتند. اینها نمی‌توانند مدعی یك جریان مردمی باشند یا دولت كه تحت عنوان رایحه خوش وارد انتخابات می‌شود جای تعجب دارد كه رسانه ملی هم مدام دامن می‌زند و تقویت می‌كند. دولت باید امانتدار انتخابات باشد. امانت‌خوار نیست. الان امانت‌‌خواری می‌كند. یعنی از موقعیت خودش استفاده می‌كند. تحت عنوان رایحه خوش، دولت از انتخابات و مجلس سهم می‌خواهد. در مجموع اینكه گروه (6+5) بخواهد خود را محور اصولگرایی بداند اینطور نیست و قطعا عملكرد مردم با تصورات این دوستان متفاوت خواهد بود كمااینكه در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها این موضوع نشان داده شد. پس فكر می‌كنید سازوكار جبهه متحد اصولگرایان برای انتخابات مجلس پاسخ نمی‌دهد. تجربه نشان داده است یك مقدار روند حركت هم كند است، اما مهم این است كه آن لیست چقدر مقبولیت داشته باشد كسانی كه ما می‌بینیم به جز برخی چهره‌ها كه قابل اعتماد هستند خیلی مقبولیت ندارند، مردم از بازی‌گردانی سیاسی خسته شدند ما فكر می‌كنیم ظرفیت‌هایی كه خارج از این جریان است و با اصرار فراوان حاضر نشدند به میدان بیایند و داخل گروه (6+5) نشدند، اگر منسجم شوند پایگاه مردمی‌شان خیلی بیشتر از لیست جبهه متحد خواهد بود. شما یكی از اولویت‌های مجلس هشتم را بازسازی جایگاه مجلس عنوان كردید؛ چقدر این موضوع ضرورت دارد؟! خیلی، یكی از دلایلی كه برخی از چهره‌های مستقل مجلس فعلی ثبت‌نام كردند به امید بازسازی جایگاه مجلس است.
این بازسازی در چه جایگاهی باید صورت گیرد؟! از چینش هیات رئیسه گرفته تا انتخاب كمیسیون‌ها. تعریف مجدد تعاملات با دولت همه نقاط كلیدی است كه در انتخابات مجلس هشتم باید دقت شود. اگر در مجلس هشتم كمیسیون‌ها تخصصی شود، كمیسیون اختصاصی برخی از كاندیداهای قدرت و ثروت قطعا در جهت منافع ملی كار نخواهند كرد. این اتفاق در مجلس هفتم افتاد؟ از ابتدا در برخی مجالس برخی كمیسیون‌ها كاركردشان عمدتا كاركرد سازمان یافته سیاسی بوده است.
آقای باهنر در زمان تشكیل دولت نهم گفتند كه دیگر حجت بر اصولگرایان تمام شد و بهانه‌ای وجود ندارد چقدر از این ظرفیت همسویی دولت و مجلس استفاده شد؟ مجلس هفتم ظرفیت، پتانسیل و جایگاه قانونی داشت كه می‌توانست منشاء تحولات جدی باشد كاركردی كه در یك سال زمان آقای خاتمی داشت اصلا قابل مقایسه با دوره بعداش نیست؛ یعنی در آن زمان یك حالت پویندگی داشت و ضمن آنكه سعی می‌كرد سال آخر دولت را درك كند به مصالح و منافع ملی توجه داشت، ‌اما سال‌های بعد نوعی تعامل به مفهوم سلبی انتخاب شد كه به خود مجلس ضربه زد و فرصت‌های اقتصادی - اجتماعی حزب برآورد نشد.
به هر حال مجلس هفتم با شعارهای آرمانی و رفع دغدغه‌های معیشتی مردم بر سر كار آمد چقدر این شعارها تحقق یافت؟ بهترین قاضی مردم هستند و اینكه چقدر آگاهی نسبت به عملكرد نمایندگان داشته باشند وقتی دولت می‌گوید تورم نیست مردم قبول ندارند، می‌دانند كه این حرف منطقی نیست در حالی كه تورم وجود دارد و به شدت هم بالا می‌رود. بعد دولت با یك وقفه طولانی پذیرفت كه تورم وجود دارد بنابراین بهترین قاضی مردم هستند كه در مورد شعارها و حرف‌ها می‌توانند قضاوت كنند.
شما اتهامات را متوجه دولت كردید؛ نقش مجلس در مشكلات موجود را نمی‌پذیرید؟ اگر مجلس در راس امور باشد همه مشكلات كشور را می‌توان به نحوی به سمت مجلس نشانه رفت اگر مجلس وظیفه‌اش را انجام دهد خیلی از مباحث كه با عنوان تورم مطرح است، می‌تواند متوجه عملكرد مجلس باشد، اما به نظر می‌رسد بیشتر، دولت بود كه با تصمیمات‌اش به مشكلات اقتصادی دامن زد. افزایش بیكاری، افت سرمایه‌گذاری، مشكل بنگاه‌های زودبازده و... همه به دلیل آن بود كه مجلس در جایگاه قانونی خود عمل نكرد.
عملكرد دولت و مجلس هفتم چقدر در شركت مردم در انتخابات و آرای آنها موثر خواهد بود؟ به نظر مهم است، اما تبلیغات در انتخابات مهمتر است اینكه این تبلیغات چگونه باشد و عناصر تاثیرگذار چگونه وارد انتخابات شوند، می‌تواند بر درصدی از آرا تاثیرگذار باشد. رسانه ملی هم نشان داده كه در بسیاری از انتخابات نقش تعیین‌كننده‌ای دارد. اینكه جهت‌گیری چگونه باشد و چطور می‌خواهند عمل كنند باید منتظر بود؛ فعلا نمی‌توان قضاوت كرد. در هر حال انتخاب افراد در انتخابات نباید تحت‌تاثیر هیاهو، تبلیغات و... باشد به نظر می‌رسد مردم نسبت به انتخابات قبلی مجلس هوشیارتر هستند باید ظرفیت و توان جریانات را با شعارها بسنجند. خداوند امر كرد كه امانت را به اهل‌اش بسپارند. جاهایی كه محافظه‌كاری صورت گرفته و ملاحظات صنفی، جناحی، حزب و باندبازی مانع از حضور افراد صاحب صلاحیت در صحنه شده، متعاقبا توانمند بودن را زیر سوال برده است. اگر مردم در انتخابات به كاندیداهایی كه وامدار و ریاكار نیستند، رای دهند، می‌توانند زمینه در راس بودن مجلس را فراهم كنند.
منبع: روزنامه کارگزاران
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: