قطعنامه پر حرف و حدیث

دکتر محمود محمدی

کد خبر : 44930
همشهری در رابطه با محتوای متن پیش نویس قطعنامه کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران و شدت و ضعف آن، با محمود محمدی رئیس کمیته روابط خارجی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و سخنگوی سابق وزارت امورخارجه گفت‌وگو کرده است
آیا شما ازمتن پیش نویس قطعنامه سوم وشدت وضعف تحریمهای احتمالی پیش بینی شده در آن اطلاعی دارید؟

از نظر من به‌عنوان کسی که کارکرد صدور قطعنامه‌ها و به‌خصوص براساس فصل 7 منشورملل متحد را می داند باید بگویم که متن کند وتند قطعنامه در برابر صدور قطعنامه بر اساس فصل هفتم اهمیت کمتری دارد. مهم این است که قطعنامه به لحاظ ماهیتی به‌عنوان تهدید علیه صلح جهانی صادر می شود. آنچه که حائز اهمیت است این که قطعنامه های علیه ایران هم تحت عنوان فصل 7 صادر شده و ایران را تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی مطرح می کند که این بدترین پیام برای صدور قطعنامه علیه یک کشور است. در حالی که متأسفانه ما نسبت به این موضوع توجه کمتری داریم و عمده توجهمان معطوف به اثر قطعنامه‌ها بروضعیت کشوراست. تاثیر قطعنامه‌ها میان مدت و بلند مدت است و فصل 7 آن علیه وجهه و پرستیژ بین المللی ایران است. دومین اثر منفی صدور قطعنامه این است که به اتفاق آرای اعضای دائمی شورای امنیت تصویب می شوند که این موضوع دارای بار حقوقی و مسئولیت آور است که ایران را به‌عنوان تهدید معرفی می کند. سومین اثر آن است که از ایران صریحا می خواهد که غنی سازی اورانیوم را تعلیق کند. چهارمین اثر اقدامات تنبیهی مندرج در قطعنامه است که مشمول تحریم های اقتصادی، سیاسی و روابط تجاری ایران با کشورهای جهان می شود. در حال حاضر آنچه که درمیان اعضای 1+5 به‌عنوان اختلاف نظر مطرح است شدت و ضعف اقدامات تنبیهی علیه ایران است. برخی مثل انگلیس و فرانسه و آلمان خواهان تشدید فشارهای سیاسی اقتصادی هستند و بخشی مثل چین و روسیه فشار کمتر و منطقی‌تر را توصیه می کنند. روی بند اول که همان فصل 7 است اختلاف نطر ندارند، روی بند آخردارند که آن هم طبیعی است. چون اگر چین به تحریم نفتی ایران رای بدهد خودش از انجام قراردادهای نفتی اش با ایران بازمی ماند روسیه هم اگر بخواهد تحریم هرنوع همکاری هسته ای با ایران ر ا قبول کند خودش از قراردادهایش با ایران محروم می شود بنابراین بیش از مفاد تحریم‌ها باید به مفاهیم و اثرات حقوقی سیاسی و اقتصادی و امنیتی موجود در قطعنامه‌ها توجه داشت. گفته می شود در پیش نویس جدید، تحریم صدورنفت ایران پیش بینی شده و سفر بوش به منطقه برای آماده کردن اعراب جهت جایگزینی نفت ایران بوده است آیا این خبر صحت دارد؟ اعراب همیشه آمادگی داشته‌اند که سهم ایران را دراوپک و در بازارهای جهانی بگیرند. از زمان رژیم شاه نیز اعراب با ایران رقابت نفتی داشته‌اند و حاضر بودند کمبود‌ها و نیازهای غرب را در چارچوب پیمانهایشان برآورده کنند. اگر اعراب تا این حد آمادگی جایگزینی نفت ایران را دارند چه نیازی به سفر بوش بود؟ این یکی از محورهای مذاکراتشان بوده است. امریکایی‌ها بدشان نمی آید نیاز بازارهای جهانی به نفت ایران را به صفر برسانند و ایران را درفشارهای اقتصادی قرار دهند. ممکن است نیاز بازاهای جهانی به نفت ایران از بین برود و نفت اعراب جایگزین شود اما ایران به پول نفت بسیار احتیاج دارد. راهبرد امریکا بی نیاز کردن جهان ازنفت ایران و جبران آن با نفت قطر، عراق و عربستان است. امریکا قصد دارد سلاح نفت را از ایران بگیرد. راهبرد ایران در برابر راهبرد امریکا چیست؟ راهبردی که یک دهه قبل مقام معظم رهبری انقلاب پیش بینی کرده بودند این بود که نیاز ایران به درآمد نفت به صفر برسد. راهکارهای این نظر رهبر انقلاب در برنامه توسعه چهارم و سند چشم‌انداز بیست ساله پیش بینی شده بود که هرسال 10 درصد نیاز ایران به نفت کاهش یابد و ظرف 10 سال به صفر برسد ولی متأسفانه ظرف 3 سال اخیر نه تنها سالی 10 درصد یعنی 30 درصد کاهش نیافته بلکه بیش از 30 درصد به وابستگی ما به پول نفت اضافه هم شده است. این نشان می دهد که راهبرد ما دربرنامه اجرا نشده ولی استراتزی امریکا در حال اجرا شدن است و این جنگ راهبردهاست. که ما متأسفانه به راهبردهای ملی در برنامه توسعه چهارم و سند چشم‌انداز بی توجهی کرده ایم. برخی خبرگزاریهای از قطع مذاکرات ایران و امریکا درمورد امنیت عراق که قرار بود دور چهارم آن به زودی برگزار شود خبر داده و نوشته‌اند که مقامات عراقی گقته‌اند ایران طی ماه های گذشته سه بار از پذیرفتن قرار مذاکره با طرف آمریکایی درخصوص مسائل امنیتی عراق خودداری کرده‌اند. به ادعای این مقامات انتشار گزارش ارزیابی اطلاعات ملی آمریکا درخصوص برنامه هسته ای ایران، یکی از دلایل اصلی عدم تمایل تهران به ادامه مذاکره با واشنگتن است. نظر شما دراین باره چیست؟ اجازه بدهید دراین مورد تنها یک چیز را بگویم و آن این که امریکا هرگاه به نفعش باشد مذاکره کرده و پس از بهره برداری مذاکرات را قطع می کند. کما انیکه هنگام حمله به افغانستان برای مذاکره با طالبان از ایران استفاده کرد و درعراق هم همینطور. پیش از حمله امریکا به عراق ایران و امریکا در ژنو مذاکره کرده و مشکل امریکا در افغانستان حل شد وایران مورد اتهامات فراوان قرارگرفت درحال حاضر هم امریکا با طالبان و حتی جریانات الفاعده به‌طور مستقیم مذاکره می کند. حتماً دیگر درعراق احتیاجی ندارند که با ایران مذاکره کنند.

منبع:همشهری آنلاین
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: