کاهش تعداد روحانيون در انتخابات مجلس
در اين شهرها به ويژه قم که پايتخت روحانيت شيعه به شمار مي آيد از کانديداهاي غيرروحاني رسماً دعوت به عمل مي آورند براي کانديداتوري به شهر قم بيايند و جالب تر اينکه برخي مراجع و نهادهاي روحاني به چنين کانديداهايي اطمينان مي دهند از کانديداتوري آنان حمايت خواهند کرد.
اعتماد: جايگاه روحانيون در انتخابات مجلس هشتم به يکي از مباحث اصلي اين دور از انتخاباتي که قرار است 24 اسفندماه برگزار شود، تبديل شده است. چرا که در شرايطي که دو جناح اصلي نظام جمهوري اسلامي يعني اصولگرايان و اصلاح طلبان به شدت مشغول رايزني براي چينش کانديداهاي خود هستند نامي از هيچ روحاني نام آوري ديده نمي شود. تنها حزب اعتمادملي در نظر دارد رسول منتجب نيا را سرليست انتخاباتي خود قرار دهد. اگر از اين استثنا بگذريم اما ديگر نامي از روحانيون در ليست هاي انتخاباتي جناح هاي مختلف ديده نمي شود. در واقع اگر از زاويه يي ديگر يعني ميزان حضور روحانيون در انتخابات مجلس نگاه کنيم مي توان آنان را غايبان بزرگ لقب داد. غايباني که تا پايان مجلس ششم جايگاه مهمي در نهاد قانونگذاري نظام جمهوري اسلامي داشتند اما در مجلس هفتم جايگاه خود را به لباس شخصي ها دادند و اينک در بحبوحه انتخابات مجلس هشتم آينده يي بهتر از پيش براي آنها متصور نيست. سيدمحمد خاتمي، علي اکبر ناطق نوري، مهدي کروبي و حسن روحاني از جمله روحانيون سرشناسي بودند که اگر در انتخابات شرکت مي کردند مي شد به واسطه آنان بر حضور پررنگ روحانيون در انتخابات تاکيد کرد. اما علي اکبر ناطق نوري سال هاست که با دلخوري از سياست کناره گيري کرده است، مهدي کروبي هم از يکي دو سال پيش از عدم کانديداتوري قطعي خود سخن به ميان آورده بود و سيدمحمد خاتمي هم به رغم برخي شايعات مبني بر کانديداتوري انتخابات اما در نهايت مصلحت ديد کانديدا نشود. در اين ميان تنها نام حسن روحاني باقي مانده بود. در واقع او شخصيتي بود که انتظار داشت در صورت کانديداتوري در تمامي ليست هاي انتخاباتي قرار گيرد و در صورت ورود به مجلس به رياست قوه مقننه هم انتخاب شود. حسن روحاني آخرين شانس روحانيون براي بازپس گيري رياست قوه مقننه از لباس شخصي ها بود. اما حسن روحاني که يار نزديک هاشمي به شمار مي آيد در آخرين لحظات از کانديداتوري انصراف داد تا ضمن اينکه لقب غايب بزرگ انتخابات را به خود اختصاص دهد پاياني بر حضور موثر روحانيون در انتخابات مجلس هشتم باشد. روحانيون که از ابتداي انقلاب تاکنون به صورت عرفي پست هاي حساس مملکتي را برعهده داشته اند اما همواره از يک سير نزولي برخوردار بوده اند. به گونه يي که براي اولين بار و در مجلس هفتم رياست قوه مقننه از دست آنان خارج شد و يک سال بعد هم رياست جمهوري را از دست دادند. در واقع دو لباس شخصي دو مقام مهم را از دست روحانيون خارج کردند. روحانيون به لحاظ حضور کمي در مجلس هم همواره با کاهش نفرات مواجه بوده اند.زيرا روحانيون به لحاظ تعداد در مجالس اوليه از کميت قابل ملاحظه يي برخوردار بودند اما به تدريج از تعداد روحانيون راه يافته به مجلس کم شد به گونه يي که در مجلس هفتم براي اولين بار نبود يک روحاني سرشناس در مجلس احساس شد.همان زمان بود که از برخي روحانيون راه يافته به مجلس به عنوان روساي احتمالي نامي به ميان آمد اما بلافاصله با اين استدلال که هيچ روحاني سرشناسي در مجلس وجود ندارد راه براي رياست يک کت و شلوارپوش به مقامي که به صورت سنتي روحانيون بر آن تکيه زده بودند، باز شد. به هم ريختگي که در ترکيب نيروهاي سياسي به وجود آمده بود مهم ترين عامل کاهش حضور روحانيون در مجلس به شمار مي رفت، زيرا تحولاتي که در جريان انتخابات مجلس هفتم شروع شد و در انتخابات رياست جمهوري تداوم يافت و ظاهراً در انتخابات مجلس هشتم نهادينه شده است، يکي از نتايج ملموس آن کم شدن نقش روحانيون در مناصب رسمي بوده است.البته استدلال برخي ها اين بوده که ذائقه راي دهندگان ايراني عوض شده و آنان ترجيح مي دهند بعد از تجربه حدود سه دهه حضور موثر روحانيون در مناصب قانونگذاري و اجرايي راه براي ديگران هم باز شود. تغيير ذائقه راي دهندگان در شرايطي رخ داده که در درون جريانات سياسي نيروهاي تازه نفسي سر برآورده اند که عمدتاً غيرروحاني هستند.در واقع مي توان گفت يکي از دلايل کاهش حضور روحانيون در مناصب اجرايي به ويژه قانونگذاري به آن خاطر بوده است که حوزه ها نتوانسته اند نسل جديدي از روحانيون قوي و بانفوذ - به مانند آنچه در ساليان گذشته رخ مي داد - را به جامعه تحويل دهند. تجربه سه دهه حضور روحانيون در کنار ظهور نيروهاي قوي سياسي غيرروحاني و نيز عدم پرورش نسل جديدي از روحانيون سرشناس سه عاملي بودند که به تدريج بر موقعيت روحانيون تاثيرگذار شدند و راه براي کاهش حضور آنان باز شد.اکنون شرايط به گونه يي درآمده است که در تعيين سرليست هاي انتخاباتي مناقشه نه بر سر اينکه کدام روحاني سرليست باشد بلکه بر سر اين است که کدام لباس شخصي در راس قرار بگيرد. حتي مناقشه بر سر قرار گرفتن نام يک روحاني يا غيرروحاني در سرليست هاي انتخاباتي نيست. شهرهاي قم و مشهد که از بار مذهبي برخوردارند هم از اين قاعده مستثني نيستند. در اين شهرها به ويژه قم که پايتخت روحانيت شيعه به شمار مي آيد از کانديداهاي غيرروحاني رسماً دعوت به عمل مي آورند براي کانديداتوري به شهر قم بيايند و جالب تر اينکه برخي مراجع و نهادهاي روحاني به چنين کانديداهايي اطمينان مي دهند از کانديداتوري آنان حمايت خواهند کرد. به عبارت روشن تر نهادهاي روحاني هم به تدريج به سمت پذيرش وضع موجود حرکت کرده اند و خود پذيرفته اند به جاي معرفي تعدادي روحاني سرشناس از افراد غيرروحاني استفاده کنند. اکنون بايد ديد و منتظر ماند که آيا کاهش حضور روحانيون در مجلس يک استثنا است يا قاعده يي است که به تدريج در حال نهادينه شدن است.