ناگفته های انقلاب

گفت و گو با آیت الله هاشمی

کد خبر : 45802
همشهري ماه در شمار اخير خود كه به مناسبت سالگرد انقلاب اسلامي تهيه شده است، مصاحبه تفصيلي با هاشمي رفسنجاني رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام درباره خاطرات وي از ابتداي آشنايي با رهبر كبير انقلاب و حوادث تاريخي انقلاب با عنوان "60 سال خاطره در 100 دقيقه" منتشر كرده است كه بخش‌هايي از آن در زير آمده است آشنايي شما با حضرت امام چگونه شكل گرفت؟ در سن جواني يعني سال 1327 از روستا به قم آمدم، در قم در منزل آقاي اخوان مرعشي بودم . يك سال پس از اقامتم در قم انها منزلي در كوچه يخچال قاضي خريدند كه درست رو به روي منزل امام ره بود . ما هم همراه انها به ان منزل منتقل شديم . در مسير منزل تا مدرسه فيضيه ،گاهي امام را مي ديدم و همراه ايشان در كوچه ها مي رفتيم و سوال مي كرديم . من جوان بودم و ايشان شخصيت بسيار مبارزحوزه بودند . با محبت هاي ايشان در همين رفت و امد ها يك آشنايي سطحي بين ما ايجاد شد . در سال 1328 مسائل سياسي گل كرده بود: توده اي ها توده اي ها ففدايان اسلام ،جبهه ملي و...فعال بودند و مقداري از سوالات ما از امام ره درباره اين مسايل بود . ايشان تجربيات خوبي داشتند و من هم به عنوان يك جوان روستايي نمي توانستم اين مسايل را به سرعت درك كنم :به راهنمايي هاي افرادي مثل امام ره نياز داشتم و ايشان هم واقعا كمك كردند كم كم به درس ايشان رفتيم كه ارتباط ما بيشتر شد : چون من سوالات فراواني داشتم وايشان هم پاسخ مي گفتند .نشريه مكتب تشريع را با شهيد با هنر منتشر مي كرديم. امام هم با مشورت هايش كمكمان مي كرد . بعد ها كه به دوران مبارزه رسيديم ،در حساس ترين مسائل با ايشان كار مي كريم . طبعا وقتي انسان وارد مسايل آن گونه شود .براي رهبري مثل امام اصحاب سر مي شود . اين وضع ادامه پيدا كرد تا روزي كه ايشان روي در نقاب خاك كشيدند . هميشه از شاگردان و مريدان امام بودم .
****
امام در طول مبارزه از مبارزات مسلحانه حمايت مي كردند؟ هيچ وقت از امام نشنيدم كه مبارزه مسلحانه را تاييد كنند. البته ايشان مي دانستند كه ما تاييد مي كنيم، چون هم پول مي داديم و هم تبليغ مي كرديم كه افراد به اين گروه ها بپيوندند، ولي ما را منع نمي كرد . ما از امام توقع داشتيم كه تاييد كنند. آيت الله طالقاني و من نامه هاي جداگانه اي به امام نوشته بودم كه زماني هم به خاطر آن نامه ها بازداشت شديم ولي امام تاييد نكردند . در اين مدت افكار انحرافي آنها (منافقين) هم روشن شده بود به طوري كه در سال 1354كه من در سفري به نجف رفتم و خدمت امام رسيدم . گفتم «تا به حال تا به حال ما از شما مي خواستيم كه اينها را تاييد كنيد ولي كساني را كه قبلا تاييد كرده بوديم ديگر تاييد نمي كنيم، چون با جريان هاي نادرست مخلوط شده اند. گروه هاي مسلحانه اسلامي مثل منصورون و ديگران هم بودند؟ اولين گروه مسلحانه اسلامي شاخه اي از موتلفه بود كه مذهبي بودند . آنها حجت كارهايشان را از نمايندگان امام مي گرفتند . امام 3 نفر را مشخص كرده بودند كه انها را در مسايل اسلامي هدايت كنند .
****
تلخ‌ترين دوران شما در زندان چه دوراني است؟ هميشه روزهاي اول بازجويي تلخ بود . پرونده ها فرق مي كرد، ولي اولين شب زندان خيلي بد بود .سخت مي گرفتند. بدترين خاطره من از زندان پس از ترور منصور بود كه مرا خيلي شكنجه كردند، سال 43 بود كه در قزل قلعه بدترين شكنجه هاي ممكن را كردند . يك شب زمستان پس از نماز مغرب ، باز جويي دوم را شروع كردند و تا نماز صبح يكسره شكنجه كردند . نيمه هاي شب يكباره مرا به سلول بردند تا بدنم سرد شود كه دوباره شلاق بزنند.
****
در آستانه انقلاب بحث‌هايي مطرح مي‌شد كه مربوط به ديدار بعضي سران پهلوي با بعضي از رهبران انقلاب و حتي بعضي خارجي‌ها بود، مثلا شايعه ديدار ژنرال هايزر با شهيد بهشتي مطرح شده بود. آيا واقعا چنين اتفاقي افتاده است؟ ديدار شهيد بهشتي با هايزر كه شايعه بود. هيچ و قت از شهيد بهشتي نشنيدم كه ايشان بگويند مذاكره كرده اند ولي در مجموع اين اين كارها در آن زمان تابو نبود. ملاقات و مذاكرات انجام مي شد مثلا 2-3 ماه قبل از پيروزي انقلاب كه از زندان آزاد شدم و آن موقع امام در پاريس بودند، آقاي مطهري از من براي جلسه اي در منزل خودشان دعوت كردند كه وقتي رفتم، ديدم آقاي منتظري، شهيد بهشتي و دوستان كه انقلاب و مبارزه را اداره مي كردند جمع هستند. آقاي مقدم رئيس ساواك هم آمد. قرار بود آقاي منتظري به پاريس بروند و با امام ملاقات كنند . مقدم آمده بود كه مسايل را توضيح بدهد. شما كي آزاد شديد؟ آخرين بار در آذر ماه 1357 آزاد شدم. مدت محكوميت من 3 سال بود 10روز از مدت حبس باقي مانده بود كه آزاد شدم . آقاي منتظري پس از من آزاد شدند . آقاي مقدم در آن جلسه حرف هايش را زد و كسي اعتراض نكرد كه چرا ايشان به اين جلسه امد . يا مهندس بارزگان با بختيار مذاكره داشت و حرف هاي آنها را به ما منتقل مي كرد . با تيمسار مدني كه بعد از انقلاب استاندار خوزستان و فرمانده نيروي دريايي ارتش شد و به همراه آقاي عباس امير نظام ،هم در دولت بختيار بودند و هم با جبهه ملي و نهضت آزادي همكاري داشتند، در جلسات مدرسه رفاه يكي دو بار آمد و حرف هاي بختيار را نقل كرد.اين كار اشكالي نداشت.
****
غير از آن ماجراي ترور اوايل انقلاب و سوء قصدي كه بعدها در حرم امام نسبت به شما شد ،در اين سال ها چند بار مورد سوءقصد قرار گرفته ايد ؟ عمليات سوءقصد همين دو مورد بود كه يك بار در خانه ام ترور كردند و يك بار هم تير زدند كه به من اصابت نكرد . موارد ديگري هم بود كه كشف مي شد؛ مثلا آلان كه دارم خاطرات 64 سال را آماده مي كنم ، مي بينم گزارش هايي بود كه طرح ترور من و آيت الله خامنه اي ريخته شده ، آقاي ري شهري و دوستان شان كشف كرده بودند . قدري احتياط كردم و طراحان آن را دستگير كردند . غير از اين موارد و آن دو مورد ترور و سوء قصدي نداشتم.
****
اگر به آن دوران برگرديم شما دوباره موافق دولت موقت و مهندس بازرگان هستيد؟ اگر با همان شرايط باشيم بله . انتخاب آقاي بازرگان كار درستي بود كه نشان از منش امام داشت . چاره اي غير از آن نبود ؛ كسي نبود كه دولت را اداره كند . افرادي از نهضت آزادي سابقه دولت داشتند در دولت آقاي مصدق بودند ،دانشگاهي بودند و اطلاعات مديريتي داشتند . ما طلبه ها يا در مدرسه يا در زندان بودم . ثانيا مي خواستيم با آنها كار كنيم و اعتماد هم وجود داشته باشد . فكر مي كنم اين كار خيلي درست بود . ما در شوراي انقلاب تعيين مي كرديم و امام تصويب و تاييد مي كرد، ولي از قبل با امام مشورت مي كرديم و نمي خواستيم ايشان را در مقابل عمل انجام شده قرار بدهيم . وقتي قبول مي كردند ،رسما پيشنهاد مي داديم .همه وزرا را شوراي انقلاب تعيين كرد . يكي از اختلافات ما با مهندس بازرگان در رابطه با وزرا بود. ايشان مي گفت «من كابينه ام را معرفي مي كنم و شما يكجا بگوييد آري يا نه و لازم نيست يكي يكي تاييد كنيد ». ما نمي پذيرفتيم و مدت ها بحث مي كرديم . مي گفتيم «در كابينه پيشنهادي شما بعضي ها را قبول داريم و بعضي ها را قبول نداريم »
****
گفته مي شود قسمت هايي از خاطرات شما بنا به مصالحي حذف مي شود؛ درست است ؟ خيلي كم است . اولا موقعي كه مي نوشتم در نظر بود كه روزي پخش مي شود . گاهي اوقات مسائل سري مربوط به مسائل كشور هست كه هنوز هم بايد محرمانه باشد. در واقع موقع نگارش خاطرات خود مميزي مي كردم. يكي از چيزهايي كه در خاطرات ام نمي نويسم ، مسائلي است كه شايد باعث ايجاد فتنه شود . البته زماني كه مي خواهيم چاپ كنيم ، مسائل مربوط به افراد حقيقي را از انها استعلام مي گيريم . و اگر قبول دارند چاپ مي كنيم . مثلا فرزندان يكي از علما جزو منافقين بودند كه بازداشت شده بودند و بعد آنها توبه كردند و آزاد شدند و الان در جاهاي مختلف مشغول فعاليت هستند . اين مطلب در خاطرات مربوط به ورزش امده بود .الان كه نمي توانم آن خاطرات را چك كنم . پروند ه دارند ولي در جامعه كسي نمي داند اين گونه خاطرات را چاپ نمي كنم . بعضي از خاطرات شما خبر واحد است؛ مثل مطلب مربوط به حذف شعار مرگ بر آمريكا كه اخيرا بحث آن داغ بود . اين مسئله خبر واحد نيست؛ آيت الله خامنه اي، آيت الله موسوي اردبيلي و مهندس موسوي در آن جلسه بودند. در جلسه سران تصميم گرفتيم و به امام گفتيم و امام دستورش را به صدا و سيما داده بودند؛ منتها اوايل به اين شكل بود كه مردم اين شعار را بدهند و صدا و سيما پخش نكند . به علاوه در خاطرات سال 1362هم اين مطلب بود كه كسي اعتراض نكرد . ظاهرا وقتش الان بود كه اعتراض كنند! در خصوص خبر واحد هم خاطرات فراواني با امام دارم كه كسي جز من و ايشان نبود. اشاره امام به رهبري آيت الله خامنه اي خبر واحد بود ؟ نه ، در جمع ما 5 نفره گفتند؛ مربوط به زمان عزل آيت الله منتظري بود كه ما اظهار نگراني كرديم و گفتيم «كسي را نداريم »امام گفتند «چرا نداريم »، گفتيم «نمي شناسيم »، گفتنند «همين آقاي خامنه اي »، بعد از اين جلسه آقاي خامنه اي به امام گفتند «بر ما حرام كنيد كه اين جريان را بيرون نقل كنيم »، امام هم گفتند «حرام است » كه نقل نكرديم . به علاوه افرادي مثل من سخنان فرواني را از امام شنيديم كه كسي نبود، ولي نمي توانيم نگوييم؛ ما بايد بگوييم و هر كس نخواست، قبول نكند و البته مواردي هم هست كه مصلحت نمي دانم بگويم. مثل نامه حضرت امام در باره ختم جنگ كه در برخي از سايت ها هم بود؟ درست است. 30 سال از انقلاب گذشته و شما در بسياري از تصميم گيري ها حضور داشته و اهل نظر بوده ايد . فكر مي كنيد انقلاب چقدر به اهداف خود رسيده است ؟ انقلاب به اهداف اصلي خود رسيده؛ اولا نظام شاهنشاهي را عوض كرديم كه كار عظيمي بود . ثانيا نظام ولايت فقيه را در كشور آورديم كه بي نظير بود . انقلاب هاي زيادي در كشورهاي اسلامي شد، ولي كسي اين كار را نكرد. ثالثا براي مكتب تشيع ساختار درست كرديم . رابعا قانون اساسي كاملا اسلامي داريم . گذشتن از پله هاي سخت ارتقا ،كار دشواري بود الان شكل نظام و ساختار ما خوب است . نيرو هاي زيادي تربيت كرديم كه الان در كشور هستند . اگر از اين پتانسيل استفاده نمي شود، بحث ديگري است . ايران را تا مرحله اي ساختيم ، نام اهل بيت ، شيعه و حكومت ناب اسلامي را در دنيا جا انداختيم كه مخاطبان زيادي داريم . هدفي بوده است كه انقلاب به آن نرسيده باشد ؟ بله مثلا فكر مي كرديم بايد كشور را بيش از اين آباد كنيم كه نشد. يا فكر مي كرديم كه حوزه و دولت بايد كار كند و احكام اسلامي در حوزه با تقويت فقه حكومتي مشخص شوند و در نظام شكل رسمي بگيرند و احكام واقعا اسلامي را اجرا كنيم كه نشد.
منبع:همشهری ماه
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: