تولید داخلی در تنگنای دلالی بانک‌ها

بانک به عنوان یک نهاد واسطه‌گری مالی موظف است سپرده های مردم را در اختیار تولید و رونق اقتصادی قرار دهد اما شاهد آن هستیم که بانکها با ورود مستقیم به کف بازار و انجام دلالی عرصه را بر تولیدکنندگان تنگ کرده اند.

کد خبر : 732010
خبرگزاری تسنیم: تقویت بخش خصوصی و خصوصی سازی به عنوان نسخه نجات بخش برای کشور‌های در حال توسعه شناخته شده است. اما شاهد آن هستیم که بنگاه‌های تولیدی و صنایع خرد و متوسط که بخش عمده اقتصاد غیردولتی را شکل می‌دهند، برای تامین مالی و ادامه حیات و رونق بازار خود با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می‌کنند. به عقیده کارشناسان یکی از عوامل مهم کاهش بهره وری تولید داخلی، عملکرد نامناسب بانک‌ها در زمینه اعتباردهی است و از سوی دیگر مسئله چالش سوداگری و رقابت نا صحیح سیستم بانکی در مقابل بخش خصوصی و فعالان اقتصادی می‌باشد. بانک یک نهاد واسطه‌گری مالی است که در واقع باید منابع مالی را از سطح جامعه و سپرده‌گذاران جمع‌آوری و در اختیار تولیدکنندگان قرار دهد تا در بخش‌های مختلف اقتصاد همچون صنعت و تولید، تجارت، مسکن و خدمات، زمینه کار و فعالیت و ایجاد ارزش افزوده را فراهم کند. اما اکنون شاهد آن هستیم که بانک‌ها با ورود مستقیم خود به کف بازار و انجـام فعالیتهـای سـوداگرانه‌ای ماننـدخرید و فروش سکه، ارز، زمین و برج سازی و سایر فعالیت سوداگرانه علاوه بر ایجاد شوک اقتصادی و صدمه به بخش خصوصی، عرصه را بر بنگاه‌های تولیدی تنگ کرده اند و به نوعی رقیب اصلی تولید به شمار می‌آیند. امروزه در اقتصاد کلان عدم شفافیت فعالیت بانکی در کشـور به معضل تبدیل گشته است. به این صورت که بانک مرکزی موظف است به کانال‌ها و شیوه‌های تسهیلات دهی و تخصیص اعتبارات بانک‌ها و بالاخص بانک‌های خصوصی نظارت کافی داشته باشد. ولی شاهد آن هستیم که بانک‌ها با ورود به فضای دلالی و ایجاد هلدینگ‌های سرمایه گذاری به سمتبنگاهداری حرکت کرده اند و بخشی از منابعشان را به مسیر انحرافی هدایت کرده اند و به تبع آن از تولیدکننده که مهارت و مزیت نسبی حرفه تولیدگری را در اختیار دارد غافل شده اند و منابع اعتباری بانکی را از تولید کننده دریغ کرده اند. همین مسئله به نوبه خود باعث شده است که از بخش خصوصی و تولیدکننده داخلی روز به روز تضعیف شود. چرا که امروزه اغلب بنگاه‌های تولیدی از معضل نقدینگی رنج می‌برند، زیرا حیات نیمه جان تعداد زیادی از تولیدکنندگان به نقدینگی و تسهیلات وابسته است و از سوی دیگر بانک‌های متخلف از وظیفه تامین مالی برای تولیدکنندگان شانه خالی می‌کنند و منابعشان را در راه‌های غیر مربوط و سوداگرانه صرف کنند. اما این بازی بانک‌ها ممکن است در کوتاه مدت بازی یک سر برد برای آن‌ها باشد، ولی در آینده نزدیک این روند بانک‌ها به بازی دو سرباخت برای آنان تبدیل خواهد شد، زیرا که اگر تولید یک کشور آسیب ببیند، در حقیقت به شریان حیاتی آن کشور آسیب وارد شده است. چون این روند باعث ایجاد چرخه خلق فقر و شکست بخش‌های مولد و رونق فساد و دلالی در اقتصاد می‌شود و ضربه به بخش مولد جامعه می‌تواند افزایش ریسک بانک‌ها و ورشکستگی آنان را نیز به همراه داشته باشد. این سوال مطرح می‌شود که چرا بانک‌ها با معوقات و مطالبات وصول نشده فراوانی مواجه شده اند؟ به گونه‌ای که معوقات بانکی در پایان سال ۹۵ رقمی حدود ۱۰۰ هزارمیلیارد عنوان شد. در پاسخ به این سوال اول از همه ممکن است پیکان اتهام به سمت رکود و عدم رونق تولید و تحریم و... نشانه برود، ولی نکته‌ای که اینجا مغفول می‌ماند آن است بانک‌ها با اعطای تسهیلات در کانال‌های غیر قانونی و غیر مرتبط به چرخه تولید آسیب وارد کرده اند و همین به نوبه خود علل تشدید رکود شده است و به تبع آن تولیدکنندگان را در بازپرداخت تسهیلات به بانک ناتوان کرده است و باعث ایجاد چنین حجم زیادی از معوقات بانکی شده است. از سوی دیگر بانک‌ها برای رقابت بایکدیگر بر سر جلب مشتری، به نوعی زیر بار کاهش دستوری نرخ مصوب سود بانکی نمی‌روند و به نوعی در صدد دور زدن آن هستند. اکنون شاهد آن هستیم که نرخ سود تسهیلات و سپرده‌ها در بانک‌ها با رقمی فراتر از آنچه مصوب شده، صورت می‌گیرد؛ بنابراین امروزه تولیدکنندگان با وجود رکود بازار و اوضاع نابسامان تولید، باید میزان بازپرداختی بیش از حد توان به بانک‌های تجاری داشته باشند که همین موجب افزایش روز افزون بدهی بخش تولید به نظام بانکی شده است. بدهی‌ای که تمامی ندارد و تاخیر در بازپرداخت آن، جریمه دیرکرد روزشمار را در پی دارد و بخش خصوصی را روز به روز در مرداب بانکی فرو می‌برد.
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: