چگونه بفهمیم خدا ما را دوست دارد؟

امام، خدا را شکر کرده و میگویند: سپاس خدایی را که هر وقت خواستم او را برای رسیدن به حاجتی مخاطب ساختم و هر میل داشتم، بدون واسطه شفاعت کسی با او خلوت کردم و او حاجت را به جا آورد. سپاس خدایی را که به من محبت و نیکویی کرد، در حالی که کمتر نیازی به من نداشت.

کد خبر : 817614
سرویس سبک زندگی فردا: همین سئوال را مردی از امام باقرعلیه السلام پرسید امام در پاسخ فرمود: به قلبت رجوع کن و ببین که آیا دوستان خدا را در دل دوست داری یا خیر؟ اگر چنین محبتی را در خویش یافتی بدان که پروردگار نیز تو را دوست میدارد. اصول کافی، ج. ۲، ص. ۱۲۶، باب حُبّ الله. در ادامه این مطلب را به نقل از پایگاه اطلاع رسانی استاد حسین انصاریان بخوانید.
سؤال شما از دوستی خداوند به دو صورت قابل فهم است: یکی آن که علامت محبت الهی به بندگان و آفریده‌گان خود چیست و دیگر آن که نشانه‌های محبت او نسبت به یک بنده خاص چه چیزی است؟ در مورد مسئله اول نشانه‌های بسیاری از حضور محبت خدا نسبت به بندگان میتوان به دست داد. حالات روحی، روانی ما میتواند نشان دهنده آن باشد. حقیقت این است که ما تا به کسی ارادت و محبتی نداشته باشیم، به دیدارش نمیرویم، او را به مهمانی دعوت نمیکنیم، از سخن گفتن با او اکراه داریم، نام‌های برایش نمی‌فرستیم و تلفنی برای جویا شدن از احوالش نمی‌نماییم. وجود هر یک از این اعمال نزد ما گویای محبتی درونی به طرف مقابلمان است؛ بنابراین با همین قیاس کوچک می‌توانیم پی به رابطه محبت آمیز خداوند با خویش بریم. قرآن این نامه بزرگ الهی، آیا برای کسی جز انسان فرستاده شده؟ آیا دعوت به عبادت به ویژه نماز و روزه آن هم در مواقع خاص، مفهومی جز محبت پروردگار دارد؟ آیا این خدا نیست که از رگ گردن به ما نزدیکتر و بین قلب ما و خود ما قرار دارد؟
دوست نزدیکتر از من به من است وین عجبتر که من از وی دورم (سعدی) امام سجادعلیه السلام در دعای ابوحمزه ثمالی درباره این محبت خداوندی که تمامی عالم را فراگرفته، بسیار سخنان نغز آورده است. در جایی از این دعا می‌فرماید: الحمد لله الذی أنادیه کلما شئتُ لحاجتی و أخلوا به حیث شئت لسرّی بغیر شفیع فیقضی لی حاجتی... و الحمد لله الذی تحبّب الی و هو غنی عنّی
امام، خدا را شکر کرده و می‌گویند: سپاس خدایی را که هر وقت خواستم او را برای رسیدن به حاجتی مخاطب ساختم و هر میل داشتم، بدون واسطه شفاعت کسی با او خلوت کردم و او حاجت را به جا آورد. سپاس خدایی را که به من محبت و نیکویی کرد، در حالی که کمتر نیازی به من نداشت. در مورد مسئله دوم: بهترین راهی که میتوان فهمید که آیا خداوند مرا دوست دارد، این است که به قلب خود رجوع کرده و ببینم: آیا من او را دوست دارم و به آنچه برای من پسندیده و از من خواسته، راضی بوده و عشق میورزم؟ با او بودن و راز و نیاز با او را بهتر میپسندم و بر کار‌های دیگر ترجیح میدهم؟ آیا دوستان او و نشانه‌های وی را دوست دارم؟ واضح است که خداوند با انجام فرائض و اعمالی که به آن‌ها امر فرموده (مثل نماز، روزه، جهاد، امر به معروف، احترام به والدین و...) خشنود است و از منهیات ناراضی. در روایتی از حضرت امام باقر همین معنا را مییابیم: خدا سه چیز را در سه چیز دیگر پوشانده: خشنودی اش را در طاعتش قرار داده، پس هیچ طاعتی را کم مشمار، شاید رضایت خدا در آن طاعت باشد. دوم: خشمش را در معصیت پوشانده، پس معصیتی را ناچیز مشمار، شاید خشم او در آن معصیت باشد. سوم: اولیائش را در مردمان پنهان کرده، پس کسی را تحقیر مکن! شاید همو، ولی خدا باشد. بحارالانوار، ج. ۷۵، ص. ۱۸۷، حدیث ۲۷.
بنابراین وقتی به کار خوبی دست می‌زنید و نیت قربة الی الله می‌کنید، در مسیر رضای الهی قرار گرفته اید اما؛ وقتی به کار ناشایستی دست می‌یازید، از این رضایت دور شده‌اید.
لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: