نتایج جستجو :
-
من دست نه، سایه ای بی قرار بودم!
به سرعت عقب و جلو می رفتم و هوا را می شکافتم. انگشت هام را مشت کرده بود و می دوید. صدای عمه اش از دور می رسید: «بایست…
-
علی اکبر من شد علی اکبرها
بهتر این است که بالای سر اسماعیل /همه باشند و نباشند فقط هاجرها //مادرت نیست اگر ، مادر سقا هم نیست /عمهات هست به…
-
عمهات هست به جای همهی مادرها
توی آن صحرا، بانویی اما بود که بلد بود بار مصیبت همهی مادرها را یکتنه به دوش بکشد. سیدابن طاووس از راوی نقل میکند…
-
فیلم: تیزر انیمیشن «ناسور» با صداى محسن چاوشى
تیزر جدید انیمیشن سینمایى «ناسور» با صداى محسن چاوشى رونمایی شد. «ناسور» راوی جراحتی است که از شهادت مظلومانه امام…
-
من یک شمشیر محتاج شفاعت بودم!
حالا سالهاست فکر میکنم که وقتی حسین(ع) بر جنازهاش رسید و گفت: (پاداش خود و یاران حامی خود را از خدای تعالی انتظار…
-
کل یوم عاشورا کل ارض کربلا
شعار جدایی دین از سیاست برای ضربه زدن به بدنه اسلام ناب محمدی و پیکر مقدس ولایت فقیه در عصر حاضر، توسط استکبار جهانی…
-
حسین؛ سپیدهای که از کربلا طلوع کرد
"والفجر" یعنی قسم به سپیدهدم! و چه سپیدهای روشنیبخشتر از حسین علیه السلام که در عاشورا دمید. گاهی بر روی نی! گاهی…
-
چرا توبه حُر قبول میشود؟
حر برای جنگ نیامده بود، و نمی خواست که با حضرت امام حسین بجنگد، و از لحظه ای هم که فهمید قصه چیز دیگری است به اشتباه…
-
تشنگی بهانه بود
چه سرنوشت شومی داشتم! من تنها یک تکه چوب بودم و حالا بزرگترین گناهکار عالم. آن لحظهی آخر چشمانم را بستم اما صدای حسین…
-
فیلم: نبرد شجاعانه زهیر در کربلا
سکانس دیدنی نبرد زهیر در کربلا (سریال مختارنامه) را در این ویدئو مشاهده فرمایید.
-
کربلا، درس جهاد کبیر
پنجاه و سومین شماره هفتهنامه خبری تبیینی خط حزبالله در هفته اول محرم ۱۴۳۸ به تبیین حادثه بزرگ عاشورا و رفتار…
-
انگار عشق خونم را عوض کرده بود
عرض کرده بودم: «درست که نسب درستی ندارم، تنم سیاه است و رایحهی بدی دارد، اما منتی بر من بگذارید تا بهشتی شوم و تنم…
-
لشکریان یزید در «کربلا» چند هزار نفر بودند؟
یزید ملعون، پسر معاویه لشکری انبوه را برای جنگ با "امام حسین (ع)" راهی دشت نینوا کند.
-
ارائه اینترنت به تمامی زائران اربعین در مسیر کربلا
معاون وزیر ارتباطات در نشست ستاد اربعین در ایلام از ارائه اینترنت به تمامی زائران در مسیر حرکت به سمت کربلا خبر داد.
-
من، همسرت جای دستهایت شمشیر میزدم
و تو رفتی وهب. آن هنگام که دستهات از تن جدا شدند، بیخود از خود با آن عمود سنگین به میدان آمدم. اگر فرمان امامم نبود…