*/?>

تهران بازی ترامپ را بر هم می‌زند

کد خبر: 1410456

حمله به لارک و پاسخ موشکی ایران، در ادامه سناریو «بازی با آتش در سطح کنترل‌شده» قابل تفسیر است. آمریکا با انتخاب اهداف کوچک و طراحی استراتژی «چمن‌زنی»، تلاش می‌کند بدون عبور از برخی خطوط قرمز، ایران را تحت فشار قرار دهد و برگ برنده خود را برای میز مذاکره پس از انتخابات حفظ کند.

تهران بازی ترامپ را بر هم می‌زند

حمله به لارک و پاسخ موشکی ایران، در ادامه سناریو «بازی با آتش در سطح کنترل‌شده» قابل تفسیر است. آمریکا با انتخاب اهداف کوچک و طراحی استراتژی «چمن‌زنی»، تلاش می‌کند بدون عبور از برخی خطوط قرمز، ایران را تحت فشار قرار دهد و برگ برنده خود را برای میز مذاکره پس از انتخابات حفظ کند. در چنین فضایی، محتمل‌ترین سناریو تا انتخابات کنگره ادامه‌ «تنش‌های کنترل‌شده» است؛ نه توافق بزرگ نه جنگ بزرگ.

در این میان، دولت ترامپ به بحران داخلی در ایران چشم دوخته و در حال حاضر تنها امیدوار است که محاصره دریایی تأثیر تحریم‌ها را عمیق‌تر کند و ایران را وادار به عقب‌نشینی از خواسته‌هایش کند. اما تجربه چندین دهه تحریم نشان داده است که اقتصاد ایران، علیرغم هزینه‌های سنگین، از توانایی بالایی برای مدیریت بحران‌های ارزی و کالایی برخوردار است و این فشارها موجب تسلیم تهران نخواهد شد.

اما در مقابل، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی تحمیل‌شده بر خود آمریکا، و توانایی تهران برای پاسخ متقابل، این بازی را به بن‌بستی خطرناک و پرهزینه برای ترامپ بدل کرده است. امروز گزینه‌های زیادی برای ترامپ باقی نمانده و انزوای اقتصادی ایران هم عملی نیست. در شرایطی که بن‌بست کنونی برای ترامپ ادامه دارد، قیمت نفت همچنان بالا مانده و تنگه مسدود است. در این شرایط ممکن است شاهد «موج آبی کوبنده» دموکرات‌ها در برابر «موج کوچک قرمز» باشیم. آنهم در شرایطی که ترامپ شعار «اول آمریکا» را قربانی «اول اسرائیل» کرد و حالا دشمنی با اسرائیل و مخالفت با سیاست‌های حمایتی واشنگتن از رژیم به رمز پیروزی رقبای دموکرات ترامپ تبدیل شده است.

اما حال که استراتژی کوتاه مدت ترامپ «نه‌جنگ» و «نه صلح» است و با اتخاذ استراتژی «تنش کنترل‌شده»، نه حاضر به بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد است و نه جسارت آغاز جنگی تمام‌عیار را دارد، ایران می‌تواند با تعریف ابتکارات جدید این معادله را بشکند و بازی ترامپ را بهم بزند.

یکی از موثرترین اقدام تهران همان است رهبری نظام بر آن تاکید کردند. هر اقدام و تصمیمی از سوی مسئولان باید یک پیوست اجتماعی داشته باشد. به این معنا که هر تصمیمی در حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی، پیش از اجرا باید از منظر «تأثیر بر وحدت ملی» مورد ارزیابی دقیق قرار گیرد و نهادهای ذی‌ربط ملزم به تدوین گزارش‌های دقیق در این زمینه باشند. به عبارت دیگر، هر اقدامِ صرفا سلیقه‌ای یا جناحی که پیوست اجتماعی آن مورد غفلت واقع شود، نه تنها به نفع نظام نخواهد بود، بلکه می‌تواند به سان «تیغی دولبه»، به کل جامعه آسیب وارد سازد. برای مثال، در شرایط فعلی که اقتصاد کشور تحت فشار شدید تحریم‌هاست، تصمیم‌گیری درباره‌ی نحوه‌ مدیریت بازار ارز یا تخصیص ارز ترجیحی و یا مدیریت بنزین، صرفا نمی‌تواند اقتصادی باشد؛ بلکه باید «پیوست اجتماعی» آن یعنی تأثیر بر معیشت قشرهای ضعیف و میانی، میزان رضایت عمومی و جلوگیری از شکل‌گیری فضای ناامیدی، به‌دقت محاسبه شود.

در کنار پایداری درونی، ایران برای تأثیرگذاری بر رفتار ترامپ، به ابزارهای فشار بیرونی نیاز دارد. یکی از کارآمدترین این ابزارها، نظارت بیشتر بر تنگه هرمز و مدیریت محدود عبور و مرور است، تا از طریق افزایش قیمت نفت و بیمه‌ حمل‌ونقل دریای، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی را بر آمریکا و متحدانش تحمیل کند.

یکی از نقاط کور استراتژی آمریکا، بی‌توجهی به ظرفیت‌های همکاری‌های منطقه‌ای و دوجانبه‌ای است که ایران می‌تواند با همسایگان خود شکل دهد و نمونه آن همین سفر رئیس جمهور به بیشکک و رایزنی با کشورهای عضو شانگهای است. محکوم کردن تحریم های یکجانبه امریکا علیه ایران توسط این کشورها فرصت خوبی برای بکارگیری از ظرفیت آنان بویژه در زمینه کریدوری برای شکستن حلقه تحریم و محاصره است.

هرچند در جنگ 40 روزه ثابت شد ایران بدون کمک و نیاز به کشور دیگری می تواند از خود دفاع کند اما حال که توانایی ایران بیش از گذشته برهمسایگان آشکار شده، زمان نعقاد پیمان‌های امنیت جمعی با محوریت «امنیت مشترک» است که هم شکستی برای امریکا در نزد افکارعمومی محسوب می‌شود و هم می‌تواند حضور نظامی این کشور در منطقه را به حاشیه براند. ترامپ اگر نتواند متحدان منطقه‌ای خود را در جبهه‌ مقابل ایران نگه دارد، ابزار اصلی فشار خود یعنی تحریم و حتی بهانه برای جنگ را از دست خواهد داد.

از سوی دیگر، همسایگان ایران نیز که از نوسانات قیمت نفت و ناامنی دریایی و تاوان دادن به جای آمریکا در جنگ علیه ایران به ستوه آمده‌اند، با استقبال از این ابتکارات، عملا با تعریف زمین مشترک با ایران، به «میانجی‌های مؤثر» برای مهار تنش‌ها تبدیل خواهند شد؛ میانجی‌هایی که به‌جای واشنگتن، با تهران گفت‌وگو می‌کنند.

البته میدان نبرد صرفا به تنگه هرمز یا پایگاه‌های نظامی محدود نیست؛ بلکه «جنگ روایت‌ها» تعیین‌کننده‌ نتیجه‌ی نهایی است. ترامپ با تکیه بر رسانه‌های تحت کنترل خود، تلاش می‌کند ایران را به‌عنوان «تهدید‌کننده‌ صلح جهانی» معرفی کند، حال آنکه امروز علاوه بر تهران، کشورهای زیادی از جمله همسایه شمالی آمریکا و متحدان اروپایی و آسیایی این کشور از سیاست‌های ترامپ آسیب دیده‌اند، بنابراین افزایش تحرکات دیپلماتیک در عرصه دیپلماسی سیاسی و عمومی و استفاده از فرصت مجمع عمومی سازمان ملل علیه سیاست های مخرب ترامپ بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

همچنین در عرصه رسانه نیز با نشان دادن تصویر ترامپ به‌عنوان «جنگ‌طلبی که به صلح علاقه ندارد» در نزد افکار عمومی، علاوه بر فشار بر دولت آمریکا، می‌تواند رأی‌دهندگان آمریکایی را نیز که از جنگ‌های فرسایشی خسته شده‌اند، تحت تأثیر قرار دهد. امروز ترامپ در تنگنای انتخابات میانه‌دوره‌ای، بیش از آنکه جنگ‌طلب باشد، به‌دنبال «جلوگیری از شکست سیاسی» است. ایران نیز با هوشمندی، باید از همین تنگنا برای گرفتن امتیازات غیرمستقیم و حفظ انسجام ملی بهره برد.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید