تغییر در دهک بندی یارانه با ملاک حقوق بازنشستگان | بازنشستگان با حقوق ۲۰ میلیون تومان در کدام دهک هستند؟
بازنشستگان میگویند با حقوق بازنشستگان حدود ۲۰ میلیون تومان، قرار گرفتن در دهک ۸ و قطع یارانه عادلانه نیست. گزارش فردانیوز.
حقوق بازنشستگان | بحث «دهکبندی درآمدی» دوباره به یکی از مهمترین دغدغههای معیشتی تبدیل شده؛ مخصوصاً برای گروهی که درآمدشان ثابت است اما هزینههای زندگی روزبهروز بالا میرود. در روزهای اخیر، جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی با اشاره به قطع یارانه خود اعلام کردهاند معیارهایی که برای دهکبندی و حذف یارانه به کار رفته، با واقعیت تورم و هزینههای جاری خانوارها همخوانی ندارد. محور اصلی اعتراض این بازنشستگان، اتکا به «تراکنشهای بانکی» بهعنوان شاخص وضعیت مالی است؛ شاخصی که به گفته آنها، در شرایط فعلی بازار و قیمتها، میتواند تصویری اشتباه از سطح رفاه واقعی ارائه دهد.
آنها میگویند حتی یک خرید ساده و روزمره از سوپرمارکت ممکن است بالای یک میلیون تومان تمام شود؛ بنابراین اگر دولت «۱۰ میلیون تومان خرید خرد ماهانه» را معیار مهمی برای دهکبندی قرار داده باشد، این معیار در واقع به جای سنجش درآمد، دارد هزینههای ناگزیر زندگی را هدف میگیرد. نتیجه هم میتواند این باشد که بازنشستهای با حقوق بازنشستگان ۲۰ میلیون تومان، در دهکی قرار بگیرد که از نگاه سیاستگذار «بالا» محسوب میشود و همین موضوع به قطع یارانه و عدم تخصیص کالابرگ حمایتی منجر شود.
در ادامه، جزئیات مطرحشده از زبان بازنشستگان و نکات کلیدی درباره حقوق بازنشستگان، دهکبندی، یارانه و کالابرگ را مرور میکنیم؛ با تمرکز بر این پرسش اصلی: «بازنشستگان با حقوق بازنشستگان ۲۰ میلیون تومان، واقعاً باید در دهک چند قرار بگیرند؟»
حقوق بازنشستگان و دهکبندی؛ چرا موضوع دوباره داغ شد؟
هر زمان صحبت از حذف یارانه دهکهای بالا میشود، حساسیت روی «معیار تشخیص» چند برابر میشود. دولتها معمولاً میگویند هدف از حذف یارانه، انتقال منابع به اقشار ضعیف و هدفمندکردن حمایتهاست. اما در میدان واقعی زندگی، مرز دهکها برای بسیاری از خانوارها روشن نیست؛ بهخصوص برای بازنشستگان که درآمدشان اغلب ثابت یا با افزایشهای محدود است، اما هزینههای درمان، اجاره، خوراک و حملونقل رشد سریعتری دارد.
این بار اعتراض بازنشستگان تأمین اجتماعی از جایی شروع شد که برخی از آنها میگویند با وجود حقوق بازنشستگان در سطح ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان، در دهکهایی مثل دهک ۸ قرار گرفتهاند و یارانهشان قطع شده است. از نگاه آنها، دهکبندی نباید فقط بر اساس «عددهای گردش حساب» یا «تراکنش خرید» باشد؛ چون این عددها ممکن است صرفاً نشاندهنده هزینههای ضروری باشد، نه رفاه یا درآمد بالا.
حقوق بازنشستگان و معیار «خرید خرد ۱۰ میلیون تومان»؛ چرا غیرواقعی دانسته میشود؟
بازنشستگان معترض بهطور مشخص به شاخص «۱۰ میلیون تومان تراکنش ماهانه برای خرید خرد» اشاره کردهاند. حرف اصلی آنها این است: در شرایط تورمی، ۱۰ میلیون تومان خرید خرد در ماه رقم بزرگی نیست. اگر هزینههای پایه مثل مواد غذایی، بهداشت، دارو، قبوض و رفتوآمد را کنار هم بگذاریم، حتی بدون خریدهای غیرضروری، رسیدن به چنین رقمی ممکن است برای بسیاری از خانوارها طبیعی باشد.
بازنشستگان میگویند وقتی یک خرید ساده از سوپرمارکت بالای یک میلیون تومان هزینه دارد، جمع شدن خریدهای خرد در طول ماه خیلی زود از ۱۰ میلیون تومان عبور میکند. بنابراین، اگر این معیار بهعنوان نشانه «توان مالی بالا» تلقی شود، ممکن است گروههایی را حذف کند که در واقع زیر فشار معیشتی هستند و تنها دارند هزینههای روزمره را با کارت بانکی پرداخت میکنند.
حقوق بازنشستگان ۲۰ میلیون تومانی؛ دهک ۸ یعنی چه؟
یکی از روایتهای مطرحشده از زبان بازنشستگان این است که «یک زن تنها با مستمری ۲۰ میلیون تومانی چرا باید در دهک ۸ قرار بگیرد؟» این پرسش از دو زاویه مهم است:
-
زاویه اقتصادی: حقوق بازنشستگان ۲۰ میلیون تومان در بسیاری از شهرها با اجارهخانه، درمان، خوراک و هزینههای روزانه بهسرعت مصرف میشود. حتی اگر فرد مالک خانه نباشد یا بیماری مزمن داشته باشد، فشار هزینهها میتواند این درآمد را ناکافی کند.
-
زاویه حمایتی: بازنشستگان معتقدند زنان سرپرست خانوار یا زنان تنها، بهطور طبیعی باید در اولویت حمایت باشند. وقتی یارانه قطع میشود و کالابرگ حمایتی هم تخصیص داده نمیشود، فشار مضاعفی ایجاد میکند.
از نگاه این گروه، دهکبندی نباید فقط «عدد» را ببیند؛ باید شرایط خانوار، هزینههای درمان، اجاره، و میزان وابستگی معیشتی را هم در نظر بگیرد. چون دهکبندی اگر صرفاً با شاخصهای مالی خام انجام شود، ممکن است با عدالت اجتماعی فاصله بگیرد.
حقوق بازنشستگان و «تراکنش بانکی»؛ چرا با درآمد واقعی یکی نیست؟
بازنشستگان میگویند اگر ملاک تراکنش بانکی است، باید این نکته دیده شود که تراکنش لزوماً درآمد نیست. در زندگی واقعی، ممکن است فرد:
-
پولی را از کسی قرض بگیرد و در حسابش بچرخد
-
هزینه درمان یا خرید ضروری را با کارت پرداخت کند
-
پولی را جابهجا کند (مثلاً بین حسابها)
-
هزینههای زندگی را نقدی یا کارتی مدیریت کند و همین باعث افزایش گردش حساب شود
بنابراین، وقتی دولت به «تراکنش» نگاه میکند، ممکن است هزینههای ناگزیر زندگی را به جای نشانه رفاه، بهعنوان نشانه توان مالی بالا تفسیر کند. بازنشستگان تأکید دارند که «ده میلیون تومان خرید خرد» در ماه، در بسیاری از موارد فقط «خورد و خوراک حداقلی» است، نه زندگی لوکس.
حقوق بازنشستگان و یارانه؛ چرا حذف یارانه برای بازنشستهها حساستر است؟
برای یک خانوار شاغل، شاید امکان افزایش درآمد با اضافهکاری، شغل دوم یا تغییر مسیر کاری وجود داشته باشد. اما برای بازنشستگان، حقوق بازنشستگان معمولاً ثابت است و امکان ترمیم جدی درآمد بسیار محدود. از سوی دیگر، هزینههای درمان و دارو با افزایش سن معمولاً بیشتر میشود. همین ترکیب باعث میشود حتی یارانههای کوچک هم در بودجه ماهانه بازنشسته نقش روانی و واقعی داشته باشد.
بازنشستگان معترض میگویند چرا سیاستهای کنترل تورم و ساماندهی اقتصادی، دائماً روی سفره ما اجرا میشود؟ آنها معتقدند اگر قرار است منابع از سه دهک بالا قطع و به اقشار ضعیف منتقل شود، باید تعریف «دهک بالا» دقیقتر باشد؛ چون بازنشسته با حقوق بازنشستگان ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان را هم میتوان از اقشار آسیبپذیر دانست؛ بهخصوص در شرایطی که قیمت کالاهای اساسی چند برابر شده است.
حقوق بازنشستگان و کالابرگ؛ مطالبه اصلی چیست؟
در متن اعتراضها آمده که با حذف ارز ترجیحی و چند برابر شدن قیمت کالاهای اساسی، بسیاری از بازنشستگان خود را «مستحق دریافت کالابرگ» میدانند. منظور آنها این است که اگر یارانه نقدی یا کالابرگ قرار است سپر حمایتی باشد، نباید با معیارهایی حذف شود که بهگفتهشان با تورم و واقعیت خرید همخوانی ندارد.
بازنشستگان میگویند حذف یارانه و عدم تخصیص کالابرگ حمایتی، فشار مضاعفی ایجاد میکند؛ چون در عمل هم حمایت نقدی کاهش مییابد و هم امکان جبران بخشی از هزینههای خوراک و کالاهای اساسی از بین میرود.
حقوق بازنشستگان و عدالت دهکی؛ معیار عادلانه باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
بدون ورود به تصمیمات رسمی دولت، میتوان از منظر عمومی گفت هر معیار دهکبندی اگر قرار است عادلانه تلقی شود، باید چند ویژگی داشته باشد:
-
همزمان درآمد و هزینه را ببیند: صرفاً گردش حساب یا خرید را معیار قرار ندهد.
-
شرایط خانوار را لحاظ کند: تعداد افراد تحت تکفل، سرپرست خانوار بودن، زنان تنها، هزینههای اجاره و درمان.
-
اثر تورم را در آستانهها لحاظ کند: اگر تورم بالا رفته، آستانههای خرید خرد هم باید متناسب اصلاح شود.
-
خطای نوع اول را کم کند: یعنی افراد نیازمند به اشتباه از حمایت حذف نشوند.
بازنشستگان دقیقاً همین را میگویند: وقتی تورم هزینهها را بالا برده، شاخصهای قدیمی یا سادهسازیشده ممکن است افراد زیادی را ناعادلانه «بالادست» نشان دهد.
حقوق بازنشستگان و پیام اجتماعی قطع یارانه؛ فقط پول نیست
قطع یارانه برای بسیاری از افراد فقط کاهش یک رقم نیست؛ پیام روانی دارد. بازنشستهای که سالها حق بیمه پرداخت کرده و امروز با حقوق بازنشستگان زندگی میگذراند، وقتی در دهک بالا قرار میگیرد و یارانهاش قطع میشود، ممکن است احساس کند دیده نشده یا معیارها واقعیت زندگیاش را نفهمیدهاند. همین احساس میتواند سرمایه اجتماعی سیاستهای حمایتی را تضعیف کند.
به همین دلیل، حتی اگر دولت قصد اصلاح و هدفمندی داشته باشد، کیفیت معیارها و امکان اعتراض و بررسی مجدد، اهمیت زیادی پیدا میکند.
حقوق بازنشستگان و مسیر پیگیری؛ بازنشستهها چه میخواهند؟
در متن نقلشده، مطالبه بازنشستگان روشن است: «معیار حذف یارانه ناعادلانه است» و باید بازنگری شود تا افراد دارای حقوق بازنشستگان متوسط، بهاشتباه در دهکهای بالاتر قرار نگیرند.
به طور کلی، بازنشستگان معمولاً این موارد را مطالبه میکنند:
-
شفافسازی معیار دهکبندی
-
امکان اعتراض مؤثر و بررسی پرونده
-
لحاظ کردن تورم در آستانهها
-
توجه به وضعیت درمان، اجاره، و سرپرستی خانوار
-
جلوگیری از حذف حمایتهای معیشتی برای بازنشستگان کمقدرت خرید
حقوق بازنشستگان؛ جمعبندی
ماجرای دهکبندی و قطع یارانه، وقتی به حقوق بازنشستگان میرسد حساستر میشود؛ چون بازنشستهها هم درآمد ثابت دارند، هم هزینههای رو به رشد، و هم امکان افزایش درآمد محدود. اعتراضهای اخیر نشان میدهد بخشی از بازنشستگان تأمین اجتماعی معتقدند معیار «۱۰ میلیون تومان خرید خرد ماهانه» در شرایط تورمی، معیار دقیقی برای تشخیص دهک بالا نیست و میتواند افراد نیازمند را از یارانه و کالابرگ حمایتی محروم کند.
پرسش کلیدی که همچنان باقی است این است: آیا دهکبندی باید فقط روی گردش مالی تمرکز کند، یا باید تصویر کاملتری از معیشت واقعی افراد—بهویژه بازنشستگان—را در نظر بگیرد؟
۱) بازنشستگان با حقوق بازنشستگان ۲۰ میلیون تومان معمولاً در کدام دهک قرار میگیرند؟
در روایت مطرحشده، برخی بازنشستگان میگویند با حقوق بازنشستگان ۲۰ میلیون تومان در دهک ۸ قرار گرفتهاند؛ اما آنها این طبقهبندی را ناعادلانه میدانند و به معیارهای بهکاررفته اعتراض دارند.
۲) چرا معیار ۱۰ میلیون تومان خرید خرد برای دهکبندی محل اعتراض است؟
چون به گفته بازنشستگان، با تورم فعلی، ۱۰ میلیون تومان خرید خرد ماهانه میتواند صرف هزینههای حداقلی زندگی شود و نشانه درآمد بالا نیست.
۳) قطع یارانه چه اثری روی معیشت بازنشستگان دارد؟
به دلیل ثابت بودن حقوق بازنشستگان و افزایش هزینهها، حذف یارانه و محرومیت از کالابرگ حمایتی میتواند فشار معیشتی را تشدید کند.
۴) بازنشستگان چه تغییری را پیشنهاد میکنند؟
آنها خواستار بازنگری در معیارها، واقعیسازی آستانهها با توجه به تورم و لحاظ کردن شرایط زندگی (اجاره، درمان، سرپرستی خانوار) هستند.
۵) چرا زنان بازنشسته تنها در این بحث برجسته شدهاند؟
چون به گفته برخی بازنشستگان، زنان تنها یا سرپرست خانوار باید حمایت بیشتری دریافت کنند و قطع یارانه برای آنها فشار مضاعف ایجاد میکند.
اگر شما یا اعضای خانوادهتان با وجود حقوق بازنشستگان متوسط، با قطع یارانه یا عدم تخصیص کالابرگ مواجه شدهاید، موضوع را جدی پیگیری کنید و جزئیات دهکبندی خود را بررسی کنید. گزارشهای بعدی فردانیوز را دنبال کنید تا آخرین تغییرات سیاستهای حمایتی و دهکبندی درآمدی را از دست ندهید.
منابع خبری
-
ایلنا
دیدگاه تان را بنویسید