اعتراف جنجالی دیپلمات انگلیسی درباره ایران

کد خبر: 1400859

لیستر کروک، دیپلمات بازنشسته انگلیسی و بنیانگذار «مجمع منازعات» در بیروت بر این باور است که آمریکا و اسرائیل در هیچ سناریویی قادر به شکست ایران نیستند؛ او تأکید می‌کند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به این یقین رسیده‌اند که باید تسلط ایران بر تنگه هرمز را بپذیرند و راهبردهای اقتصادی درازمدت خود را با در نظر گرفتن این واقعیت، تنظیم نمایند. او معتقد است که این تحولات در حالی رخ می‌دهد که اروپا در سردرگمی عمیق دست و پا می‌زند و این فرصتی مغتنم برای ایران، روسیه و چین است تا موازنه جدید قدرت را در جهان تثبیت کنند.

اعتراف جنجالی دیپلمات انگلیسی درباره ایران

 دیپلمات سابق انگلیسی معتقد است که تنگه هرمز ابزاری بسیار نیرومند در اختیار ایران است و با تثبیت کنترل ایران بر این ابزار، نه تنها نظم منطقه و بالتبع جهان دگرگون خواهد شد، بلکه کشورهای منطقه باید مناسبات اقتصادی خود را نیز با در نظر گرفتن قدرت ایران در کنترل این تنگه، تنظیم کنند.

گروه تحلیل بین‌الملل: آلیستر کروک، دیپلمات بازنشسته انگلیسی و بنیانگذار «مجمع منازعات» در بیروت بر این باور است که آمریکا و اسرائیل در هیچ سناریویی قادر به شکست ایران نیستند؛ او تأکید می‌کند کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به این یقین رسیده‌اند که باید تسلط ایران بر تنگه هرمز را بپذیرند و راهبردهای اقتصادی درازمدت خود را با در نظر گرفتن این واقعیت، تنظیم نمایند. او معتقد است که این تحولات در حالی رخ می‌دهد که اروپا در سردرگمی عمیق دست و پا می‌زند و این فرصتی مغتنم برای ایران، روسیه و چین است تا موازنه جدید قدرت را در جهان تثبیت کنند.

آمریکا و اسرائیل قادر به شکست دادن ایران نیستند

از نگاه آلیستر کروک، تحولات اخیر نشان می‌دهد که اسرائیل و آمریکا دیگر قادر نیستند از طریق ابزار نظامی، ایران را به پذیرش شرایط خود وادار کنند و همین مسئله به یک دگرگونی ژئوپلیتیکی بزرگ منجر شده است. به اعتقاد او، حتی اگر جنگ به‌طور رسمی پایان نیابد، صرف این واقعیت که ایران توانسته کنترل مؤثر خود بر تنگه هرمز را حفظ کند، معادلات قدرت در منطقه و جهان را تغییر می‌دهد. 

کروک معتقد است در گذشته آمریکا و متحدانش با اتکا به حضور نظامی گسترده در خلیج فارس، شبکه پایگاه‌های منطقه‌ای و رژیم تحریم‌ها، می‌توانستند ایران را تحت فشار قرار دهند، اما اکنون این وضعیت معکوس شده است؛ زیرا ایران نشان داده که قادر است یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد و هزینه‌های سنگینی بر اقتصاد جهانی تحمیل کند. از نظر او، همین توانایی باعث شده که راهبرد مبتنی بر فشار حداکثری و تهدید نظامی دیگر کارآمدی سابق را نداشته باشد.

با تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز، دگرگونی نظم جهانی کامل می‌شود

کروک در ادامه استدلال می‌کند که این تغییر توازن صرفاً یک مسئله نظامی نیست، بلکه نشانه فرسایش نظم منطقه‌ای‌ است که طی دهه‌های گذشته بر پایه برتری آمریکا و اسرائیل شکل گرفته بود. او معتقد است اسرائیل به تدریج با این واقعیت روبه‌رو می‌شود که نه‌تنها نمی‌تواند ایران را شکست دهد، بلکه ادامه رویارویی دائمی نیز می‌تواند خود اسرائیل را در معرض یک بحران وجودی قرار دهد. 

از این رو، به باور او، در بلندمدت دو گزینه بیشتر باقی نمی‌ماند: یا ادامه مسیر تقابل که هزینه‌های آن روزبه‌روز افزایش می‌یابد، یا حرکت به سمت نوعی بازتعریف روابط با ایران و پذیرش واقعیت‌های جدید قدرت در منطقه. کروک تأکید می‌کند که توان ایران در تأثیرگذاری بر هرمز، همراه با افزایش نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس از بی‌ثباتی‌های ناشی از جنگ، می‌تواند کشورها را به سمت معماری امنیتی جدیدی سوق دهد که دیگر بر محور برتری مطلق آمریکا و اسرائیل بنا نشده باشد. از دید او، این همان تحول بنیادینی است که اکنون در حال شکل‌گیری است و پیامدهای آن فراتر از خاورمیانه، کل نظم ژئوپلیتیکی جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

کشورهای عربی خلیج‌فارس، نظم منطقه‌ای منهای آمریکا را ترجیح می‌دهند

از نگاه آلیستر کروک، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس اکنون بیش از آنکه نگران قدرت ایران باشند، از بی‌ثباتی ناشی از درگیری‌های مستمر و احتمال گسترش جنگ به کل منطقه هراس دارند. به همین دلیل، ایده ایجاد یک معماری امنیتی جدید در خلیج فارس که توسط کشورهای منطقه هدایت شود و وابستگی کمتری به آمریکا داشته باشد، بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است.

به گفته کروک، عربستان سعودی و برخی دیگر از کشورهای عربی از مدتی قبل درباره چنین سازوکاری گفت‌وگو می‌کردند، اما جنگ اخیر به این روند شتاب بیشتری داده است. در این چارچوب، ایران نیز بارها اعلام کرده که از شکل‌گیری یک سازوکار امنیتی منطقه‌ای که بدون حضور مستقیم آمریکا اداره شود استقبال می‌کند و آماده مشارکت در آن است. 

کروک بر این باور است که اگر این روند ادامه پیدا کند، نظم سابق مبتنی بر همگرایی اعراب و اسرائیل علیه ایران به تدریج جای خود را به ترتیبات جدیدی خواهد داد که در آن ایران نه به‌عنوان یک تهدید بیرونی، بلکه به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی امنیت منطقه شناخته می‌شود. از نظر او، این تحول می‌تواند اسرائیل را ناچار سازد که به جای تکیه صرف بر سیاست مهار و تقابل، واقعیت‌های جدید قدرت در منطقه را بپذیرد.

تنگه هرمز، ابزاری برای بی‌اثرکردن تحریم‌ها و تثبیت قدرت ایران در منطقه 

از نگاه آلیستر کروک، اگر ایران بتواند نقش خود را در مدیریت عبور و مرور انرژی از هرمز تثبیت کند، دیگر لزوماً نیازی به توافق سیاسی گسترده با آمریکا برای رهایی از فشارهای اقتصادی نخواهد داشت، زیرا خود تنگه به یک ابزار قدرت تبدیل می‌شود. در این چارچوب، ایران می‌تواند با دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری، اعمال هزینه بر کشورهایی که از تحریم‌ها علیه تهران حمایت می‌کنند یا میزبان پایگاه‌های نظامی آمریکا هستند و همچنین ایجاد مشوق برای کشورهایی که به دنبال روابط متوازن‌تر با ایران‌اند، موازنه جدیدی ایجاد کند.

کروک معتقد است چنین روندی نه تنها پیوند سنتی میان صادرات انرژی خلیج فارس و نظام پترودلاری تحت رهبری آمریکا را تضعیف خواهد کرد، بلکه دولت‌های عربی منطقه را نیز وادار می‌کند درباره تداوم وابستگی امنیتی خود به واشنگتن تجدیدنظر کنند؛ زیرا جنگ اخیر نشان داده که حضور نظامی آمریکا امنیت به همراه نمی‌آورد و حتی می‌تواند منطقه را در معرض درگیری‌های پرهزینه قرار دهد. از نظر او، نتیجه نهایی این روند می‌تواند شکل‌گیری نظم اقتصادی و امنیتی جدیدی در خلیج فارس باشد که در آن ایران به جای یک بازیگر منزوی، به یکی از ارکان اصلی معادلات منطقه‌ای تبدیل شود.

ایران با تنگه هرمز می‌تواند مدل اقتصادی تمام کشورهای خلیج‌فارس را نیز دگرگون کند 

این دیپلمات بازنشسته توضیح می‌دهد کنترل ایران بر سازوکار عبور و مرور انرژی در تنگه هرمز می‌تواند دگرگونی کل معماری اقتصادی و مالی منطقه را رقم بزند. او استدلال می‌کند که درآمدهای نفتی کشورهای عربی به نظام مالی آمریکا و وال‌استریت بازمی‌گشت و به تقویت روند «مالی‌سازی» اقتصاد غرب کمک کرد. اما اگر ایران بتواند بر مبادلات انرژی در هرمز اثرگذاری پایدار داشته باشد و کشورهای صادرکننده نفت و گاز را ناگزیر به تعامل مستقیم با خود کند، این الگو به تدریج دچار فرسایش خواهد شد. 

کروک همچنین این تحول را به رقابت‌های جدید در حوزه فناوری و هوش مصنوعی پیوند می‌زند و معتقد است مدل اقتصادی جدیدی که کشورهای خلیج فارس، به‌ویژه امارات، بر پایه سرمایه‌گذاری‌های عظیم در مراکز داده و پروژه‌های هوش مصنوعی دنبال می‌کنند، بدون وجود یک نظم امنیتی باثبات قابل دوام نیست.

از نگاه او، ایران نه تنها نظم پترو-دلاری، بلکه کل ساختار اقتصادی مبتنی بر سرمایه‌های مالی غرب و شبکه‌های فناوری وابسته به آن را به چالش می‌کشد؛ به همین دلیل، در صورت تثبیت موقعیت ایران در هرمز، کشورهای منطقه ناچار خواهند شد روابط اقتصادی و مالی خود را بازتعریف کرده و به سمت ترتیباتی حرکت کنند که نقش ایران در آن بسیار پررنگ‌تر از گذشته باشد.

سردرگمی آشکار اروپا، فرصتی مغتنم در اختیار ایران و روسیه قرار داده است

از دیدگاه آلیستر کروک، اروپا در مواجهه با تحولات ژئوپلیتیکی منطقه و جهانی دچار کمبود تخیل سیاسی شده و همچنان به دنبال معماری امنیتی مبتنی بر سلطه غرب است، در حالی که واقعیت توزیع قدرت نشان می‌دهد که این رویکرد دیگر کارآمد نیست. او تأکید می‌کند که علیرغم ناتوانی آمریکا در شکست روسیه و ایران و ناکامی تحریم‌ها، هنوز اروپایی‌ها قادر به تصور یک نظم امنیتی مستقل و متوازن نیستند و به دنبال بازگشت به چارچوب‌های دوران جنگ سرد هستند. 

کروک معتقد است این محدودیت فکری اروپا می‌تواند فرصت‌های ژئوپلیتیکی جدید برای ایران و سایر بازیگران منطقه‌ای فراهم کند و لزوم بازنگری جدی در استراتژی‌های امنیتی و سیاسی اتحادیه اروپا را نشان می‌دهد، زیرا ادامه مسیر پیشین بدون تطبیق با توزیع واقعی قدرت جهانی، خطر تضعیف بیشتر موقعیت اروپا و افزایش عدم اطمینان در منطقه را به همراه دارد.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت