افسر آمریکایی: ایران برای حملات هوایی آمریکا برنامه ویژه دارد
مت برکن، افسر سابق یگان ویژه نیروی دریایی آمریکا (Navy SEAL) معتقد است که عقب بردن تجهیزات و امکانات نظامی آمریکا به اردن و سرزمینهای اشغالی، به لحاظ تاکتیکی، هیچ مشکلی از آمریکا حل نخواهد کرد، زیرا بُرد و قدرت موشکها و پهپادهای ایرانی، برای تحمیل خساراتی حسابشده بر پایگاههای آمریکایی و متحدین آن، کافی است.
افسر سابق قوای ویژه دریایی آمریکا مدعیست که مقامات و فرماندهان آمریکایی مؤلفه تسلیمناپذیری در نیروهای محور مقاومت را نادیده میگیرند و از این رو در محاسبات خود همواره دچار خطا میشوند. او تأکید میکند ایران راهبردی بسیار مؤثر برای مواجهه با حملات هوایی آمریکایی-اسرائیلی ترتیب دیده که در موقعیت مناسب، آن را اجرایی خواهد کرد.
گروه تحلیل بینالملل: مت برکن، افسر سابق یگان ویژه نیروی دریایی آمریکا (Navy SEAL) معتقد است که عقب بردن تجهیزات و امکانات نظامی آمریکا به اردن و سرزمینهای اشغالی، به لحاظ تاکتیکی، هیچ مشکلی از آمریکا حل نخواهد کرد، زیرا بُرد و قدرت موشکها و پهپادهای ایرانی، برای تحمیل خساراتی حسابشده بر پایگاههای آمریکایی و متحدین آن، کافی است.
او توضیح میدهد، گستردگی، پراکندگی و پنهان بودن داشتههای موشکی و پهپادی و پدافندی ایران به قدریست که آمریکا و اسرائیل نمیتوانند در عملیاتهای هوایی و بمباران، این ظرفیتها را ناکارآمد سازند.
این نظامی بازنشسته با اتکا بر تجربیات میدانی خود تأکید میکند که «تسلیمناپذیری» آشکار در نیروهای محور مقاومت از ایران تا یمن، عراق و لبنان، صرفاً یک ارزش ایدئولوژیک نیست، بلکه یکی از ارکان حیاتی در سامان دادن به قوای نظامیست و از آنجا که فرماندهان و مقامات آمریکایی این مؤلفه را نادیده میگیرند، محاسبات ایشان همواره نادرست از آب درمیآید.
ترامپ برای خروج از جنگ، به نمایشنامههای هالیوودی متمسک شده است
مت برکن معتقد است درحالیکه رسانهها و مقامات رسمی آمریکایی در حال آمادهسازی زمینه برای تشدید حملات علیه ایران هستند و انتقال جنگندهها، بمبافکنها، هواپیماهای ترابری و سوخترسان به اسرائیل و اردن از شکلگیری یک آرایش تهاجمی گسترده حکایت میکند، اما همزمان هدف قراردادن تأسیسات ادعایی در «کوه پیکاکس» را از نظر راهبردی مبهم توصیف میکند.
برکن تأکید میکند این ماجرا با مسئله فعلی جنگ، یعنی کنترل تنگه هرمز، تقریباً هیچ ارتباطی ندارد و مذاکرات مربوط به محدودیتهای هستهای نیز هنوز به مرحله تعیینکنندهای نرسیده است. او روایت ترامپ و رسانههای حامی او در باب انهدام تأسیسات زیرزمینی را به سناریویی هالیوودی تشبیه میکند.
از نظر این نظامی بازنشسته خوشبینانهترین تفسیر آن است که دولت ترامپ این عملیات را بهعنوان راهبردی برای خروج آبرومندانه از جنگ در نظر گرفته باشد؛ به این معنا که پس از یک بمباران نمایشی، نابودی تأسیسات پیکاکس و رفع همیشگی «تهدید هستهای ایران» را اعلام کند، آن را بهعنوان یک پیروزی بزرگ به افکار عمومی آمریکا بفروشد و سپس زمینه عقبنشینی از درگیری را فراهم سازد.
کشورهای حاشیه خلیجفارس، عملاً ایران را به عنوان یک قدرت برتر پذیرفتهاند
برکن گزارش بلومبرگ مبنی بر حمایت برخی «مقامات خلیج فارس» از تشدید جنگ و حتی اجرای عملیات زمینی علیه ایران را یک عملیات روانی تلقی کرده و معتقد است که چنین اقدامی بخشی از فضاسازی رسانهای برای مشروعیتبخشیدن به گسترش جنگ است.
او معتقد است حکومتهای کوچک خلیج فارسی، برخلاف چنین دعاوی، بهشدت در برابر پیامدهای رویارویی مستقیم با ایران آسیبپذیرند؛ زیرا حمله به نیروگاهها، شبکه برق و تأسیسات آبشیرینکن میتواند در مدتی کوتاه زندگی روزمره، ثبات اجتماعی و حتی بقای سیاسی این دولتها را با بحران روبهرو سازد.
ازاینرو، گزینه واقعبینانهتر برای آنها به عقیده این نظامی بازنشسته آن است که نوعی همزیستی و توافق عملی با ایران را دنبال کنند؛ بهویژه آنکه تغییر موازنه منطقهای و کاهش توان آمریکا برای حفاظت از متحدان، این کشورها را ناگزیر کرده ایران را بهعنوان قدرتی پایدار و اجتنابناپذیر بپذیرند و بهجای اتکای مطلق به واشنگتن، راهی برای ادامه زندگی در کنار تهران پیدا کنند.
دور کردن تجهیزات دردی از آمریکا دوا نمیکند و حمله زمینی محکوم به شکست است
برکن که سابقه خدمت در نیروی ویژه دریایی آمریکا را در کارنامه دارد، نقشه عملیات آبیخاکی احتمالی آمریکا را مورد نقد قرار داده و تأکید میکند عقبکشیدن بخشی از نیروها و تجهیزات آمریکا از کویت و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس و انتقال آنها به اردن و اسرائیل، نشاندهنده افزایش آسیبپذیری حضور مستقیم واشنگتن در مجاورت ایران و تغییر جغرافیای عملیاتی جنگ است. این جابهجایی نمیتواند مشکل اساسی آمریکا را حل کند.
او گزینههایی مانند تصرف جزیره قشم یا بندر چابهار را از نظر راهبردی بیحاصل میداند، زیرا اشغال بخشی محدود از سرزمین پهناور ایران نه توان موشکی و شبکه زیرزمینی آن را از میان میبرد و نه امکان تحمیل اراده سیاسی بر تهران را فراهم میکند؛ بلکه نیروهای آمریکایی را در موضعی دشوار و بدون هدف عملیاتی روشن گرفتار خواهد ساخت.
برکن توضیح میدهد از آنجا که سوخترسانهای سنگین تنها در فرودگاههایی با باندهای بتنی و امکانات مناسب قابل استقرارند، امکان پراکندهسازی و پنهانکردن آنها محدود است و تجمع دهها فروند هواپیمای سوخترسان، ترابری و رزمی در چند پایگاه شناختهشده، اهدافی ثابت و پرارزش در اختیار ایران قرار میدهد؛
اهدافی که انهدام یا حتی اختلال در فعالیتشان میتواند زنجیره پشتیبانی هوایی آمریکا را مختل و توان اجرای حملات مستمر علیه ایران را بهشدت کاهش دهد.
ایران راهبردی مؤثر در برابر حملات هوایی آمریکایی-اسرائیلی در اختیار دارد
از نظر این نظامی بازنشسته، راهبرد ایران برای مقابله با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل بر ازکارانداختن اجزای بههمپیوسته شبکه عملیاتی آنها استوار است؛ به همین دلیل، حمله به رادارها، سامانههای پدافندی و مراکز لجستیکی در اردن، بحرین و کویت میتواند زمان هشدار زودهنگام اسرائیل را کاهش داده و امکان تشخیص مسیر و رهگیری موشکهای شلیکشده از ایران را محدود کند.
به عقیده برکن، تهران احتمالاً حمله اصلی خود را بهصورت تدریجی انجام نخواهد داد، بلکه تا آغاز بزرگترین موج تهاجمی آمریکا صبر میکند؛ یعنی زمانی که بخشی از هواپیماها در آسمان و وابسته به سوخترسانها هستند و بخش دیگری در پایگاهها، روی باندها یا در حال سوختگیری و تجهیز برای موج بعدی قرار دارند. در چنین شرایطی، ایران میتواند با حمله همزمان به هواپیماهای مستقر، باندها و مراکز پشتیبانی، هم توان موجود روی زمین را مختل کند و هم راه بازگشت هواپیماهای حاضر در آسمان را ببندد.
در این محاسبه، فرودگاههای غیرنظامی دوکاربردی نیز بخشی از شبکه نظامی محسوب میشوند، زیرا در زمان جنگ میتوان فعالیت مسافری آنها را متوقف و تمام ظرفیتشان را به استقرار نیروها و هواپیماهای رزمی اختصاص داد.
اهمیت این راهبرد زمانی بیشتر میشود که توان حمله دوربرد اسرائیل به پشتیبانی، سوخترسانها و زیرساختهای آمریکا وابسته است؛ بنابراین ازکارافتادن این شبکه نهفقط عملیات واشنگتن، بلکه ظرفیت اسرائیل برای ادامه حملات گسترده علیه ایران را نیز بهشدت محدود خواهد کرد.
پنتاگون خود را برای رسیدگی به شمار زیادی مجروح و کشته شده، آماده میکند
برکن آمار رسمی کشتهشدگان آمریکایی را بسیار مخدوش میخواند و معتقد است افزون بر نظامیان، قطعاً شماری از پیمانکاران و نیروهای محلی شاغل در پایگاههای آمریکا کشته یا مجروح شدهاند و رسانههای آمریکایی از انعکاس این اطلاعات خودداری کرده یا منع میشوند.
او تأکید میکند اصابت موشکهای سنگین، که برخی از آنها کلاهکی بیش از یک تن حمل میکنند، میتواند برای افرادی که از ترکش و نقطه انفجار جان سالم به در میبرند، بر اثر موج فشار، آسیب مغزی، اختلال تعادل، کاهش تمرکز، تغییرات رفتاری و ناتوانیهای دائمی به دنبال داشته باشد. لذا دولت آمریکا عامدانه این پیامدها را در شمار تلفات رسمی منعکس نمیکند و احتمالاً ابعاد واقعی آنها بعداً آشکار شود.
این نظامی بازنشسته اعزام بیش از ۱۵۰ نیروی پزشکی به بیمارستان نظامی آمریکا در آلمان، آمادهباش بمبافکنها و انتقال نیروهای ویژه، اسکادرانهای جنگنده و هواپیماهای سوخترسان به منطقه را به عنوان نشانهای بر تقویت توان تهاجمی نمیداند و معتقد است که این اقدامات همچنین حاکی از آن است کهکه پنتاگون خود را برای تشدید درگیری و پذیرش شمار قابلتوجهی از مجروحان، بهویژه مصدومان ناشی از موج انفجار، آماده میکند.
تسلیمناپذیری آشکار در محور مقاومت، یکی از ارکان اصلی هر نیروی نظامیست
در بخش پایانی گفتوگو، حمله انصارالله به دو کشتی سعودی و تحرک احتمالی نیروهای یمنی مورد حمایت ریاض، بهعنوان نشانهای از احتمال گشودهشدن جبههای تازه برای شکستن محاصره عربستان بررسی شد. از نگاه برکن، هرچند اطلاعات قطعی درباره آغاز یک عملیات زمینی جدید وجود ندارد، تجربه جنگ یمن نشان میدهد نیروهای مورد حمایت عربستان، در واقع مزدوران خارجی هستند که در برابر انصارالله از ضعف انگیزشی رنج میبرند.
او تأکید میکند در مقابل، حوثیها همانند حزبالله، حماس و قوای نظامی ایران، تسلیمناپذیری را یکی از ارزشهای محوری خود میدانند و حتی زیر فشار شدید نظامی نیز اراده ادامه نبرد را حفظ میکنند. برکن این خصلت را یک ضرورت نظامی میخواند و توضیح میدهد که هر طرفی که انگیزه، انسجام و اراده مقاومت نیروی مقابل خود را نادیده بگیرد و تصور کند محاصره، بمباران یا تهدید بهسرعت او را وادار به تسلیم خواهد کرد، در محاسبات جنگی خود دچار خطایی اساسی شده و شکستی مفتضحانه را متحمل خواهد شد.
دیدگاه تان را بنویسید