دلایل عقبنشینی ترامپ از حمله به ایران
اولین سؤالی که باید پاسخ داد این است که آیا این دستور توقف حمله نمایشی بود؟ به تعبیر دیگر آیا ترامپ از ابتدا بنا داشت صرفاً یک تهدید رسانهای انجام دهد یا اصل تهدید واقعی بود؟
ترامپ مجددا بعد از یک تهدید اساسی و تند علیه ایران عقب نشینی کرد اما بررسی دقیق علت این عقبنشینی مهم است.
اولین سؤالی که باید پاسخ داد این است که آیا این دستور توقف حمله نمایشی بود؟ به تعبیر دیگر آیا ترامپ از ابتدا بنا داشت صرفاً یک تهدید رسانهای انجام دهد یا اصل تهدید واقعی بود؟
پاسخ را باید در سطح لجستیک و تجهیز منطقه جستوجو کرد. بر اساس حجم انبوه تحولات منطقهای و جابهجاییهای تجهیزات و نیرو در 24 ساعت گذشته نمیتوان بهسادگی ادعا کرد که این تهدید ترامپ صرفاً یک تهدید نمایشی بود. پیشازاین نیز هر زمان تحولات نیرو و تجهیزات در یک بازه کوتاه زمانی به حجم فعلی انجام شده بود ما شاهد شدتگرفتن درگیریها بودیم. این بار نیز حجم آمادهباش و جابهجایی ها به حدی بود که میتوانستیم حدس بزنیم حداقل یک عملیات نظامی انجام خواهد شد. بااینحال چنین عملیاتی در آخرین لحظات منتفی شد.
اکنون سؤال دوم مطرح میشود؛ دلیل توقف عملیات چه بود؟
اولاً مشخص است که شعله جنگ آمریکا با ایران اگر شدت بگیرد بهراحتی خاموش نخواهد شد. ایران عقبنشینی نخواهد کرد و آمریکا رفتهرفته به دلیل عمیقشدن باتلاق مجبور است دستوپای بیشتری بزند تا خود را از این مهلکه نجات دهد؛ لذا سناریوی افزایش درگیری آنهم صرفاً در حوزه نظامی چندان مطلوب آمریکا نیست.
پس سناریوی مطلوب آمریکا چیست؟ وادار کردن ایران به عقبنشینی نظامی یا وادادگی سیاسی!
آنچه برای آمریکا جذابترین انتخاب محسوب میشود طراحی سناریویی است که ایران در حوزه نظامی عقبنشینی کند و یا در حوزه سیاسی یک چارچوب سازش را بپذیرد.
چه چیزی سبب شد آمریکا متوجه شود هیچکدام از این دو هدف این بار محقق نخواهد شد؟
در سطح نظامی باید رفتار ایران را بعد از نقض آتشبس توسط آمریکا جستوجو کرد. ایران بعد از آنکه آمریکا اغلب بندهای تفاهم اسلامآباد را نقض کرد سعی کرد از ادامه پیشروی نظامی آمریکا در منطقه جلوگیری کند. به تعبیر دقیقتر ایران تمام پایگاههای آمریکا را در منطقه تخلیه کرد و اجازه نداد امکان استقرار مجدد برای آمریکاییها فراهم شود. از طرف دیگر ایران، هر آنچه که تجهیزات و نیروهای جدید وارد منطقه شدند و در پایگاههای مختلف مستقر شدند زیر ضرب برد. حتی زمانی که نیروهای نیابتی آمریکا مانند گروهکهای شرق و غرب تحرکی از خود نشان دادند زیر ضرب رفتند. ایران نشان داد این بار در حوزه نظامی بنا ندارد کوچکترین فرصتی به دشمن بدهد. اعتمادبهنفس بالای نظامی ایران، ضربات مهلک و دقیق، افزایش توانمندی تجهیزاتی، افزایش قدرت اطلاعاتی و ... آمریکاییها را شوکه کرد. همچنین نیروهای همسوی ایران نیز کاملاً فعال شدند. همان زمان که عربستان با تحریک آمریکاییها در صدد یک اقدام نظامی برآمد، یمنیها این کشور را با یک عملیات برقآسا و دقیق مبهوت کردند. مهمترین صنایع نفتی عربستان شاهد یک تهاجم قدرتمند بود که امکان هر مانوری را از عربستان گرفت. مجموعاً تحولات نظامی ایران و متحدانش و اراده فرماندهان نظامی جبهه مقاومت به نحوی به نمایش در آمد که آمریکاییها کوچکترین طمعی برای احتمال عقبنشینی ایران پیدا نکردند.
در سطح سیاسی نیز این بار ماجرا متفاوت شد. شاید امید اصلی آمریکاییها در همین سطح سیاسی قابلفهم باشد. آمریکاییها از ابتدا هم به طور مکرر هر جا سخن از تهدید کردند سعی کردند ایران را ترغیب به تسلیم کنند. حتی ترامپ سعی کرد تصویر ایران را به نحوی بازنمایی کند که گویی ایران درخواست مذاکره و گفتوگو دارد و این آمریکا است که کوتاه نمیآید. اما گذشت زمان مشخص کرد این تصویر کاملاً غلط است. آمریکا در حقیقت به دنبال تحمیل یک نوعی از تسلیم و مذاکره بر ایران بود که در آن ایران بدون کوچکترین حق و حقوقی هر آنچه آمریکاییها خواهانش بود را بپذیرد. اما این بار ایران در این حوزه نیز کوتاه نیامد. مواضع محکم مسئولین کشور آخرین امیدهای ترامپ را هم به محاق برد.
جالب آنکه هزینه این عقبنشینی به حدی برای ترامپ و اسرائیل بالا بود که در ساعات اخیر تلاش کردند با شایعهسازی دلیل این عقبنشینی را به ایران نسبت دهند و مدعی شوند ایران با بازگشایی تنگه هرمز موافقت کرده است. این خبر علاوه بر اینکه توسط مسئولین ایرانی تکذیب شد، تحلیلگران و رسانههای اسرائیلی و آمریکایی نیز دلایل دیگری مطرح کردند. هاآرتص در مطلب خود ترامپ را استاد لفاظیهای توخالی توصیف کرد و سیانان، فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ بر متحدان واشنگتن در منطقه را از دلایل این عقبنشینی دانست.
عبرت اصلی در تحولات 24 ساعت گذشته یک اصل ساده است: در تصاعد بحران اگر شجاعت به خرج بدهیم دشمن عقبنشینی خواهد کرد.
دیدگاه تان را بنویسید