حمله به ایران یک «فاجعه تمام عیار» برای غرب است/ چاره ای جز گفتگو با ایران ندارند

کد خبر: 194507

دولت نتانیاهو تلاش می کند با تخریب تأسیسات نظامی، گسترش ویروسهای کامپیوتری Stuxnet و ترور دانشمندان هسته ای داخل ایران وارد عمل شود. درحالی که آمریکا دارای 8500 کلاهک هسته ای است و اسرائیل 7520کلاهک هسته ای در اختیار دارد، جالب است که ناگهان ایران به بزرگترین تهدید تمام دوران در منطقه تبدیل شده است.

سرویس بین الملل «فردا»-جواد حیران‌نیا: تهدیدهای رژیم اسرائیل و آمریکا در روزهای اخیر ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. این تهدیدها محور تبلیغات نامزدهای جمهوریخواه ریاست جمهوری آمریکا نیز هست. اینکه این تهدیدات تا چه میزان از سوی آمریکا و رژیم اسرائیل عملی است موضوعی که آنرا در گفتگو با محمود منشی‌پوری به بحث گذاشته‌ایم که در ادامه از نظر می‌گذرد. دکتر محمود منشی پوری استاد علوم سیاسی و روابط بین‌الملل دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو است. حوزه‌های تخصصی مطالعات وی، خاورمیانه و شمال افریقا، حقوق بشر، هویت و جهانی شدن در جوامع اسلامی است. وی ویراستار "حقوق بشر در عصر جهانی شدن" و مؤلف کتاب "سیاست جهانی" است. به عنوان پرسش اول به نظر شما آیا تهدیدهای اسرائیل و آمریکا علیه ایران می‌تواند جنبه عملی به خود بگیرد؟ صدای طبلهای جنگ طلبی اسرائیل علیه ایران تمام روابط جغرافیایی متعارف را در منطقه در شرایطی به چالش می کشد . می دانید که مداخلات نظامی آمریکا در افغانستان و عراق هزینه های سنگینی برجای گذاشته و نتایج ناامید کننده ای از نظر تلفات جانی و مالی برجای گذاشت. تا کنون بیش از 6300 سرباز آمریکایی جان خود را از دست داده اند و حدود 50 هزار مجروح در عراق و افغانستان برجای مانده و هزینه غیرقابل باور چند صد میلیارد دلاری برجای مانده است. در این شرایط که حتی نیازی به ذکر هزینه های جانی و مالی در کشورهای قربانی نیست، صحبتهایی درباره حمله های نظامی به ایران مطرح شده است. توجه داشته باشید که حمله به ایران درست به مثابه تبدیل کردن منطقه خلیج فارس به یک آشفتگی و بالا رفتن سرسام آور قیمت نفت است. حمله نظامی همچنین احساسات ملی گرایانه ایرانیان را شعله ور می کند. علاوه بر این حملاتی به سبک حمله اوسیراک که در سال 1981 علیه عراق انجام شد شانس موفقیت در کشور بزرگی چون ایران را که تأسیسات هسته ای خود را در سراسر کشور پراکنده کرده کاهش می دهد. سوال این است که چه تعداد حمله برای تحقق یک عملیات نظامی موفقیت آمیز مورد نیاز است، آیا در چنین فضایی 200 حمله و بمب باران 7 تا 10 روزه آن هم به صورت مداوم کافی است؟ بدیهی است که از لحاظ عملی چنین امری اثری ندارد. من تحلیلگر نظامی نیستم اما به دوروییها و ساده لوحی های صحبت از جنگ که برای مسموم کردن فضا که توسط نامزدهای جمهوری خواه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا 2012 به منظور بیان اولویتهای خود در جنگ علیه ایران استفاده می شود نیز اعتقادی ندارم . بدیهی است که اسرائیل می داند به تنهایی نمی‌تواند به ایران حمله کند. چه تلاشهایی از سوی این رژیم برای همراه کردن آمریکا در خصوص حمله به ایران صورت می گیرد؟ دولت نتانیاهو در اسرائیل به نوبه خود قصد دارد آمریکا را وارد جنگ با ایران کند- جنگی که بسیاری از سیاستمداران راست و چپ آن را منافی منافع بلند مدت آمریکا در منطقه می دانند-قسمت اعظم آن به این دلیل است که اسرائیلی ها می دانند که حمله به ایران کار ساده ای نیست و از این راه منافع چندانی به دست نمی آورند، از این رو می خواهند از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به عنوان فرصتی برای افزایش فشار بر دولت اوباما برای فروریختن استفاده کنند. با این اوصاف فرمانده های نظامی آمریکا که هیچ نتایج مطلوبی را از حمله به ایران پیش بینی نمی کنند به کرات نسبت به غوطه ور شدن در یک جنگ ناخواسته هشدار داده اند. دولت اوباما برای فرار از فشار لابی اسرائیل (AIPAC) به سختی روی گزینه اعمال مخرب ترین تحریمهای اقتصادی علیه بانک مرکزی ایران کار می کند. بسیاری از کارشناسان استدالال می کنند که این سطح شدید از تحریمهای دوجانبه می تواند موجب تضعیف احتمال موفقیت مذاکره با ایران شود. در این میان آمریکا باید هر فرصت واقع گرایانه و ملموسی را برای ایران به منظور آمدن بر سر میز مذاکره فراهم کند.در تاریخ 5 دسامبر 2001 در کنفرانس بن، ایرانیها و همتایان آمریکایی آنها بر سر آینده افغانستان مذاکره کردند- تبادل دیپلماتیکی که تنها 45 دقیقه به طول انجامید. از آن زمان سیاستگذاران خارجی آمریکا به نوعی بر تحریمها و یا گزینه های نظامی تأکید کرده اند که گویی هیچ فرصت واقع گرایانه ای برای دیپلماسی و مذاکره وجود ندارد. دولت نتانیاهو ایران را با حملات هوایی تهدید می کند در حالی که تلاش می کند با تخریب تأسیسات نظامی، گسترش ویروسهای کامپیوتری Stuxnet و ترور دانشمندان هسته ای داخل ایران وارد عمل شود. درحالی که آمریکا دارای 8500 کلاهک هسته ای است و اسرائیل 7520کلاهک هسته ای در اختیار دارد، جالب است که ناگهان ایران به بزرگترین تهدید تمام دوران در منطقه تبدیل شده است، حتی درحالی که هیچ شاهدی از این امر وجود ندارد که رهبران ایران تصمیم به جنگی کردن برنامه انرژی هسته ای خود دارند. پرسش اساسی که بی پاسخ مانده این است که با توجه به این که سلاح های هسته ای در گذشته روسیه، چین، پاکستان و هندوستان را به دشمن تبدیل نکرده، اگر رهبران ایران تصمیم گرفتند که برنامه هسته ای خود را در راستای جنگی کردن حرکت بدهند چرا این انرژی باید از ایران یک دشمن بسازد؟ سلاح های هسته ای برای ایران کافی نیستند و از این جهت هرکشور دیگری قدرت را تسلیم می کند و ازاین رو این تهدید اغراق شده است. در مقابل این مسئله، نفوذ چین و توانایی آن برای به کار بردن اهرم قدرت اقتصادی خود در سراسر جهان به قدرت اقتصاد رقابتی آن مربوط می شود. به همین نحو صنعت نرم افزار هندوستان- یک قدرت هسته ای نیست- اما موجب برداشتن گامهای بلند در عرصه جهان شده است. در این جا باید بپرسیم که چگونه قدرت هسته ای پاکستان در نفوذ و قدرت این کشور در منطقه سهم داشته است؟ تمام این قدرت نماییهای نظامی علیه ایران- کشوری که از سال 1798 به هیچ کشوری در همسایگی خود حمله نکرده است- فراتر از عقل متعارف است. در عین حال،دلایلی برای برگزاری مذاکرات جدی با ایران وجود دارد. منافع امنیتی مشترک ایران و آمریکا در ایجاد ثبات در عراق و افغانستان ناگهان ایجاد شده اند. هم حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان و هم نوری المالکی رئیس جمهور عراق نقش ایران را مثبت و در ثبات کشور خود مهم می دانند. علاوه بر این در ایران به رغم سیاستهای قطبی شده اتفاق آرا درحال گسترش است و گفتگو با همسایگانی چون عراق، پاکستان، ترکیه و افغانستان تنها راه ارتقای صلح در منطقه است. بر فرض حمله به ایران، این اقدام اشتباه چه تبعاتی را متوجه منطقه و نظام بین‌الملل خواهد کرد؟ تعداد کارشناسان و دیپلماتهای داخل و خارج از منطقه که استدلال می کنند حمله نظامی علیه ایران به یک فاجعه جغرافیایی- سیاسی تبدیل می شود درحال افزایش است و هیچ عامل دیگری جز همکاری ایران- آمریکا هم وجود ندارد که به ظرفیت آمریکا برای جبران خسارت توازن قدرت در خاورمیانه کمک کند. اکنون زمان مذاکرات مستقیم و جدی برای اشاره به نگرانی های امنیتی ایران و تمایل مشروع آن و همچنین حق غنی کردن اورانیم برای اهداف پزشکی و ساخت زیرساخت برای نیروگاه های برق است.
۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت

دیگر رسانه ها