خاطرات هاشمي رفسنجاني 5شنبه 5 مهر 1363
صبح زود به مجلس رفتم . آقايان زماني ، جهانتاب و حاجي سعيدي معاون آقاي امراللهي رئيس سازمان انرژي اتمي ، به دفترم آمدند. درباره ادعاي اورانيوم کشف شده با هم صحبت کرديم ؛ قرار شد براي بررسي سريعاً اقدام شود. گزارش ها را خواندم . مطلب مهمي نداشت . در جلسه علني مجلس قبل از دستور درباره رحلت آيت الله سيدعبدالله شيرازي و محرم و روزشهيد، صحبت کردم . جلسه را به آقاي رباني املشي سپردم و به دفترم رفتم . آقاي آذري قمي نماينده قم آمد. درباره مسائل مورد اختلاف ، بحث کرديم . جلسه مفيدي بود؛ احتمالاً موثر باشد. از اظهارات امام و حرف هاي مطرح شده در جريان هاي اخير، ناراضي اند. ظهر، گروهي از پاسداران قم آمدند؛ از فرماندهان جنگ گله داشتند. جمعي از نمايندگان خوزستان آمدند. براي اصلاح وضع جنگ زدگان پيشنهاداتي داشتند؛ از جمله ساختن مسکن و امکانات کار. آقاي حسن جلاير صاحب مجتمع فرهنگي و هنري ـ که فيلم هاي اسلامي مي سازد ـ آمد و گزارشي از اقدامات مجتمع فرهنگي و هنري داد و براي موسسه کمک خواست . عصر، گروهي از خلبانان براي ابراز وفاداري و اعلان برائت از خلبانان خائن فراري و کمک گرفتن براي ساختن منازل براي خلبانان ، و همچنين
مسوولان حفاظت و اطلاعات نيروي زميني ارتش آمدند. براي آنها صحبت کردم . خانواده هاي شهدا و مفقودان روحانيت نيز آمدند. براي آنها مفصلاً صحبت کردم . شب ، با آقاي خامنه يي ، جلسه خصوصي داشتيم . درباره انتخاب وزير دفاع و وزير آموزش و پرورش و رئيس ستاد مشترک ارتش و فرمانده نيروي دريايي ارتش صحبت شد؛ نتايجي به دست آمد. آقاي محسن کنگرلو مشاور نخست وزير هم ـ که عازم اروپا بود ـ آمد و گزارشي داد.
دیدگاه تان را بنویسید