ايران ضلع چهارم قدرت در جهان خواهد بود
آلان ايران يك قدرت منطقهاي است و با توجه به بهرهمندي اينكشور از فناوري هستهاي موقعيت ايران ارتقا يافته و به سطح يك قدرت جهاني رسيده است.البته قدرتي كه هيچ هدف سلطه جويانهاي ندارد.لذا فكر ميكنم كه ايران نقش موتور محرك جهان اسلام را دارد كه به عنوان ضلع چهارم قدرت جهاني مطرح خواهد شد.
فارس: رئيس اداره سياسي سپاه گفت: ايران نقش موتور محرك جهان اسلام را دارد كه به عنوان ضلع چهارم قدرت جهاني مطرح خواهد شد. دكتر يدالله جواني استاد دانشگاه و رئيس اداره سياسي سپاه انقلاب اسلامي ايران درباره تاثير فناوري هستهاي ايران بر جهان گفت: اول بايد به بحث دانش و فناوري هستهاي توجه كنيم. پس از اينكه مشخص شد،انرژي هستهاي ازسطح بالايي توانمندي برخوردار است و كشوري كه چنين انرژيي دارد، چطور ميتواند از آن در راستاي هدفهاي خود استفاده كند. كشورهاي برخوردار ازقدرت هستهاي به اين فكر افتادند كه جلوي گسترش دانش هستهاي را بگيرند. هنگامي كه"آيزنهاور"رئيس جمهور آمريكا نظريه"اتم براي صلح "را ارائه كرد،بحث تشكيل سازمان بينالمللي براي هدايت و كنترل فعاليتهاي هستهاي درجهان مطرح شد. درحقيقت قدرتهاي استعماري تحت پوشش جلويگيري از گسترش سلاحهاي هستهاي ميخواستند از گسترش دانش و فناوري هستهاي در جهان جلوگيري كنند. وي در پاسخ به اين سوال كه چنين موضوعي با اصول و قوانين آژانس بينالمللي انرژي هستهاي در استفاده صلح آميز كشورها از انرژي هستهاي مغايرت دارد، گفت: قدرتهاي فرامنطقهاي معتقدند كشوري كه به چرخه توليد سوخت هستهاي دست پيدا كند، ديگر نمي توان به راحتي جلوي آن را گرفت كه به سمت استفاده ديگري از فناوري هستهاي حركت نكند.البته بايد به اين نكته توجه كنيم، كشورهاي عضو نظام سلطه به هيچ عنوان خواستار پيشرفت و توسعه ديگر كشورها به شكل واقعي نيستند. يعني حفظ و بقاي نظام سلطه را در عقب نگهداشتن ديگر كشورها ميبيند. وي افزود: دانش هستهاي از ويژگي بهرهمند است كه هركشوري كه به آن دست پيدا كند در ديگر حوزهها نيز پيشرفت ميكند. لذا در دهههاي گذشته شاهد بوديم كشورهاي پيشرفته تمايلي نداشتند كه كشورهاي ديگر پيشرفت كنند. اين مسئله در بحث استفاده از دانش و فناوري هستهاي نمود بيشتري دارد. مهمترين دليلي كه ميتوان در اين زمينه ارائه كرد،اين است، با وجودي كه 180 كشور در آژانس بينالمللي انرژي هستهاي عضويت دارند و حق عضويت پرداخت ميكنند و براساس قرار داد" ان.پي.تي" وظيفه آژانس كمك به كشورها در استفاده صلح آميز از انرژي هستهاي است،اما تعداد معدودي از كشورهاي جهان به اندازه كمتر از انگشتان دو دست از فناوري هسته اي برخوردارند. در اينجا بايد به اين نكته اشاره كنم كه قبل از شكلگيري آژانس بحث خلع سلاح مطرح بود. با اين حال نه تنها كشورهاي برخوردار از فناوري هستهاي سلاحهاي خودرا كنار نگذاشتند، بلكه به حجم زرادخانههاي هستهاي خود افزودند. نكته دوم اينكه انقلاب اسلامي ايران با آرمانها و رويكردهايي كه در 29 سال گذشته داشته همواره تحت فشار بوده است. خب، كشوري كه به خاطر اعتقاداتش، مبارزه با ظلم و ستم و حمايت از مظلوم همواره تحت فشار نظام سلطه بوده حالا به سمت استفاده از دانش هستهاي حركت كرده است. يعني خارج از چارچوب معادلات سياسي عمل كرده كه قدرتها براي تنظيم امور جهان در نظر ميگيرند. اين استاد دانشگاه با اشاره به بهرهمندي اعضا دائمي شوراي امنيت از قدرت هستهاي گفت: اين قدرت به نوعي مشروع تلقي ميشود. البته برخي كشورها مثل هند، پاكستان و رژيم صهيونيستي با كمك فرانسه، آْمريكا و ساير كشورهاي اروپايي به فناوري اتمي دست پيدا كردهاند، اما اين اولين باري است كه كشوري مستقل و خارج از معادلات حاكم بر جهان و الگوهاي غربي در مسير هستهاي شدن گام برميدارد. بنابراين از دو ناحيه فشار وارد شود. اول كشورهاي داراي چرخه كامل سوخت به هيچ عنوان نميخواهند كه اين فناوري در جهان گسترش پيدا كند. دوم اينكه قدرتهاي سلطهجو همواره مخالف ايران هستند و در هر مسئلهاي بهانهجويي مي كنند. جواني درباره تاثير مقاومت ايران در برابر فشار نظام سلطه گفت: هوشياري و مقاومت خوب ملت ايران همراه با سياست هوشمندانه مسئولان نظام در ادامه دادن به مذاكرات با آژانس سبب شد قدرتها حق ايران را در استفاده صلح آميز از انرژي هستهاي بپذيرند.اين مسئله دو پيام به همراه دارد. اول چنانچه كشوري بخواهد به حقي برسد، هرچند ديگران محدوديتهايي ايجاد كنند، ميتواند به خواسته خود برسد. همانطوري كه ملت ايران به رغم برخي مانع تراشيها به فناوري هستهاي دست پيدا كرد. دوم اينكه كشورهاي عربي و خاورميانهاي هم اكنون الگوي جديدي در پيش روي دارند. الگوهاي پيشين حركتشان به سمت استفاده نظامي از دانش هستهاي بود ولي كشوري در حال الگو شدن است كه از انرژي هستهاي فقط استفاده صلح آميز ميكند.لذا وقتي كشوري يك مسير مستقل و خارج از سياستهاي قدرتهاي سلطهجو در پيش ميگيرد، ديگر كشورها را به پيمودن اين مسير تشويق ميكند. اين در حالي است كه دولتها و ملتها به ضرورت استفاده از دانش هستهاي پي بردهاند و ميدانند كه اين دانش در بسياري از زمينهها از جمله پزشكي، صنعت؛ توليد برق، كشاورزي كاربردهاي فراواني دارد و استفاده نظامي از فناوري هستهاي بخش كوچكي از اين دانش است.بنابراين در صدد دستيابي به اين دانش هستند. اين استاد دانشگاه در پاسخ به اين سوال كه كدام يك از كشورهاي منطقه و جهان با استفاده از الگوي ايراني در مسير استفاده از انرژي هسته اي گام بر خواهند داشت؟ گفت:اكنون نمي توانم از كشور خاصي نام ببرم، اما ملاحظه ميكنيم جنبش عدم تعهد، سازمان كنفرانس اسلامي، اتحاديه عرب و شوراي همكاري خليج فارس از حق ايران در استفاده صلح آميز از انرژي هستهاي حمايت كردهاند. شما ميدانند كه در سياست خارجي كشورها منافع ملي حرف اول را ميزند.لذا ميتوان گفت، حمايت كشورهاي مزبور از فعاليتهاي صلح آميزهستهاي ايران اين پيام را دارد كه آنها خواستار شكستن انحصار دانش و فناوري هستهاي از سلطه قدرتهاي شيطاني هستند. وي در اين گفتوگو تاكيد كرد: آلان جمهوري اسلامي ايران از ظرفيت و توانمندي بالايي برخوردار است و آمادگي دارد، دانش هستهاي خود را در اختيار ديگر كشورها از جمله كشورهاي همجوار قرار دهد.اين مسئله دغدغههايي را در كشورهاي عضو نظام سلطه بهوجود آورده كه يك كشور اسلامي مستقل، بدون اهداف سلطه جويانه و استعماري حاضر است خدماتي را به كشورهاي ديگر ارائه دهد.اين مسئله مي تواند بسترهايي را به وجود بياورد تا ديگر كشورها در مسير هستهاي شدن دست همكاري به ايران بدهند. دكتر جواني درباره پذيريش ايران به عنوان يك كشور هستهاي درجهان گفت:ايران امروز به يك كشور هستهاي تبديل شده است. مجامع بينالمللي و ساير كشورهاي جهان نيز به اين نكته رسيدهاند. وقتي محمد البرادعي دبيركل آژانس بينالمللي انرژي هستهاي مي گويد،ايران به نقطه غير قابل بازگشت رسيده اين نشاندهنده هستهاي بودن ايران است و قدرتهاي جهاني بايد اين كشور را به چشم يك قدرت هستهاي نگاه كنند. يك چنين كشور هستهاي كه ميخواهد از دانش و فناوري اتمي درامور صلح آميزي استفاده كند، مورد پذيرش كشورهاي جهان واقع خواهد شد. اين در حالي است كه سياست خارجي ما براساس همگرايي و توسعه روابط با كشورها آزادي خواه و عدالت محور است. لذا اين سياست سبب كشش ديگر كشورها به سمت جمهوري اسلامي ايران ميشود. وي در پايان تصريح كرد: فكر مي كنم با تثبيت موقعيت هستهاي ايران بسياري از مسائل در سطح جهان برهم خواهد خورد. آلان ايران يك قدرت منطقهاي است و با توجه به بهرهمندي اينكشور از فناوري هستهاي موقعيت ايران ارتقا يافته و به سطح يك قدرت جهاني رسيده است. البته قدرتي كه هيچ هدف سلطه جويانهاي ندارد.لذا فكر ميكنم كه ايران نقش موتور محرك جهان اسلام را دارد كه به عنوان ضلع چهارم قدرت جهاني مطرح خواهد شد. شاهد يكي از دلائل عمد تلاش قدرتها براي جلوگيري از هستهاي شدن ايران، همين موضوع باشد. چراكه آنها براي آينده جهان سه ضلع قدرت (آسيا شرقي، اروپا و آمريكا )در نظر گرفته بودند.بنابراين ايران هستهاي با ايدئولوژي اسلامي و حمايت بيش از يك ميليارد مسلمان ميتواند ضلع چهارم قدرت را در قرن جاري تشكيل دهد و خاورميانه اسلامي مركز ثقل اين قدرت خواهد بود و تحولات جاري به اين سمت وسو در حال حركت است.
دیدگاه تان را بنویسید