او كه با عمل آموخت
حسین علایی -- روزنامه همشهری
گرچه شهيد چمران، خيلي زود در همان سال اول جنگ، به شهادت رسيد ولي حضور فعال او، هم در مقابله با تهاجم ارتش بعثي صدام و هم در درگيريهاي طولاني با احزاب مسلح مورد حمايت رژيم بعثي عراق در مناطق شمال غرب كشور، از او چهرهاي پر تلاش در سالهاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي در خاطره تاريخ بر جاي گذاشته است. دكتر مصطفي چمران، در همان هفته اولي كه جنگ تحميلي از سوي صدام، آغاز شد با حدود 30 نفر از مرداني كه با وي در نبردهايي با حزب دمكرات در كردستان شركت داشتند با قطار به اهواز آمد. او ستاد عملياتي خود را در دانشگاه اهواز تشكيل داد تا عملاً كار مقابله با تهاجم همه جانبه ارتش بعثي به سرزمينهاي ايران را آغاز كند. چمران قبلاً با دستور حضرت امام خميني(رضوانالله تعالي عليه) به كردستان رفته بود و نقش مهمي را در انهدام گروههاي مسلح وابسته به صدام، در آن ديار ايفا كرده بود و با شجاعتهاي خود و ساير رزمندگان سلحشور، شهر پاوه را از محاصره دشمن نجات بخشيده بود. او معتقد بود كه اگر اعلاميه امام خميني و درخواست ايشان از مردم و نيروهاي مسلح براي حركت به سوي شهر پاوه نبود، ما در پاوه شكست خورده بوديم. او قدر انقلاب اسلامي و حاكم شدن مكتب اسلام را در ايران به خوبي درك ميكرد، زيرا طعم تلخ نداشتن حكومت مردمي را در دوران حضور خود در لبنان چشيده بود و با چشم خود حملات ارتش اسرائيل را به مردم بيپناه فلسطين و شيعيان مظلوم لبنان ديده بود. او از درد و رنج و سختي جبهه و جنگ استقبال ميكرد و معتقد بود كه « درد، دل آدمي را بيدار ميكند، روح را صفا ميدهد، غرور و خودخواهي را نابود ميكند، نخوت و فراموشي را از بين ميبرد و انسان را متوجه وجود خود ميكند و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در راه خدا تحمل كرده است.» چمران بهتر از هركسي معني جنگ، اشغال، آوارگي، دشمن و مقاومت را ميدانست. او قبلاً در صف مقدم جبهه عليه رژيم اسرائيل و در جريان جنايات غاصبان بيرحم سرزمين فلسطين، مفهوم اين لغات را به خوبي درك كرده بود. چمران پس از تحصيل رشته فيزيك هستهاي تصميم گرفت تا به قدس شريف برود و با اسرائيل بجنگد.او براي آزادي قدس، پا به خاك لبنان گذاشت و توانست در كنار امام موسي صدر قرار گيرد و به همراه ايشان جنبش حركت محرومان لبنان را پايهگذاري كند. چمران در اين ايام با سفر به فلسطين و مصر توانست فنون جنگهاي چريكي را فراگيرد تا در كنار مقاومت مردم لبنان باشد. چمران همانند بسياري ديگر از فرماندهان و برجستگان دفاع مقدس به اين نتيجه رسيده بود كه در مقابل برنامه وسيع دشمن، بايستي قدرت عظيم مردم را وارد صحنه نبرد كرد تا توازن قوا ايجاد شده و امكان غلبه بر دشمن فراهم آيد. لذا با آموزش افراد داوطلب، آنها را در گروههاي كوچك چريكي سازماندهي كرده و به محورهايي كه ارتش بعثي در حال پيشروي در آنها بود اعزام ميكرد تا بتواند در كنار ارتش و سپاه و ساير رزمندگان، جلوي تهاجمات دشمن را گرفته و نگذارد شهرهاي بزرگي چون اهواز و سوسنگرد به تصرف دشمن درآيند. چمران در عين حال، انساني يكپارچه صفا، محبت، صميميت و مهرباني بود. او اهل تظاهر و مطرح كردن خود نبود گرچه سخنان زيبايي ميگفت و مطالب عارفانه جالبي مينوشت. دكتر چمران سعي ميكرد آنچه را كه ميگويد و مينويسد در عمل خود پياده كند. او خود هميشه اسلحه بر دوش داشت و در خط مقدم جبهه حضور مييافت و با دشمن از نزديك درگير ميشد. چمران يك چريك واقعي بود و به خوبي نحوه جنگيدن با دشمن را تعليم ديده بود وشيوه جنگ تن به تن را ميدانست و معتقد بود كه تنها با تكيه بر روشها و تاكتيكهاي كلاسيك - كه معمولاً ارتشهاي منظم در نبردها به كار ميبرند - نميتوان با دشمني كه با قدرت انبوه آتش و با يگانهاي زرهي و مكانيزه متعدد در دشتهاي خوزستان براي اشغال سرزمين ايران با سرعت تمام ميتازد، مقابله و او را متوقف كرد. او به قدري در جنگيدن با دشمن مصمم بود كه اين روحيه و اطمينان به نفس را به همرزمانش تزريق ميكرد. او با اين شيوه، روح سلحشوري را در بين ديگران ميدميد، نگاه چمران به جنگ و جهاد، يك نگاه هنرمندانه بود.او خود، الگوي يك مجاهد هنرمند است.چمران به امام خميني(رضوانالله تعالي عليه) عشق ميورزيد و او را با تمام وجود دوست ميداشت. امام هم به او علاقهمند بود. علاقه امام به وي را ميتوان از نوشته ايشان در شهادت دكتر چمران دريافت.امام خميني، چمران را «سردار پرافتخار اسلام»، «مجاهد بيدار و متعهد راه تعالي و پيوستن به ملأ اعلي»و «معلم متعهد» ميدانستند. برخي بزرگان مانند شهيد آيتالله سيد اسدالله مدني(ره) چمران را مالك اشتر امام خميني ميناميدند، زيرا او در اوايل شروع جنگ تحميلي توانست باتمام قواي فكري و جسمي خود به مقابله با تجاوز بعثيان بپردازد. چمران خداي بزرگ را كه لذت معراج را بر روحش ارزاني داشت شكر ميگذاشت و خود مصداق كساني بود كه خداوند آنها را دوست ميدارد و ميفرمايد: انالله يحب الذين يقاتلون في سبيله صفاً كانّهم بنيانٌ مَرصوص (سوره صف - آيه 4). چمران ميخواست هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشد و پرچم شهادت در راه خدا را به دوش خويش كشد. او احساس ميكرد كه اين دنيا ديگر جاي او نيست و ميخواست فقط با خداي خود تنها باشد و از خداوند بزرگ ميخواست كه او را در جوار رحمتش سكني دهند و سرانجام نيز اين چنين شد و او پس از گذشت حدود نه ماه از آغاز جنگ تحميلي در جبهه جنوب و حين حضور در خط مقدم در دهلاويه و در 31 خرداد ماه سال 1360 به فوز عظيم شهادت نايل آمد و به آرزوي بزرگ خويش رسيد.
دیدگاه تان را بنویسید