تحلیل خواندنی فایننشال تایمز
دو گزینه پرخطر برای ترامپ در جنگ با ایران
روزنامه معتبر فایننشال تایمز در تحلیلی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نوشت که دونالد ترامپ به زودی زنگ پایان جنگ علیه ایران را به صدا درخواهد آورد.
فایننشال تایمز نوشت که دونالد ترامپ در برابر ایران در مخمصهای گرفتار شده است که هرگز پیشبینی نمیکرد.
به گزارش تسنیم، روزنامه معتبر فایننشال تایمز در تحلیلی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نوشت که دونالد ترامپ به زودی زنگ پایان جنگ علیه ایران را به صدا درخواهد آورد.
در ابتدای این مقاله آمده است: «این لحظه کمتر به تحقق اهداف او بستگی دارد و بیشتر به میزان تحمل فشار و مشکلات شخصی او مرتبط است».
این روزنامه نوشت که آستانه تحمل درد ایران از ترامپ بالاتر است و با وجود این، او تلاش خواهد کرد خروج خود را بهعنوان پیروزی جلوه دهد، اما ایران انگیزه دارد تا هیچکس به این ادعا باور نکند؛ «مسئلهای که اساس مشکل خودساخته ترامپ را تشکیل میدهد».
فایننشال تایمز نوشت، ترامپ اگر این وضعیت را پیشبینی کرده بود، میتوانست اقدامات مؤثری انجام دهد [اما او با عدم پیشبینی وضعیت فعلی در مخمصه بدی گرفتار شده است].
به نوشته این روزنامه، «یکی از این اقدامات، تقویت ذخایر استراتژیک نفت آمریکا بود که پس از تهاجم روسیه به اوکراین به شدت کاهش یافته و جایگزین نشد. حتی با افزایش شدید قیمت نفت و گاز طبیعی، پیشگیری بهتر از درمان بود، اما او این کار را نکرد».
دوم، جلب حمایت کشورهای خلیج فارس از طرح جنگی او قبل از شروع درگیریها بود، اما نبود هدف مشخص، این کار را سخت میکرد. اکنون ترامپ با خلیج فارس خشمگین و حساس روبهروست.
سوم، آماده کردن افکار عمومی آمریکا برای یک جنگ طولانی بود، که به نوشته فایننشال تایمز این نیز اتفاق نیفتاد.
فایننشال تایمز نوشت در ادامه نوشت: « سوال این است که آیا ترامپ از معایب آیندهنگر نبودن آگاه شده است؟ اگر او علاقهای به یادگیری داشت، میدانست که حتی یک ایران آسیبدیده هم میتواند نفتکشها را از ورود به خلیج فارس بترساند و بخش زیادی از تولید انرژی منطقه را متوقف کند. تا زمانی که ایران اشغال نشود، ترامپ نمیتواند عبور امن از تنگه هرمز را تضمین کند و تولید پهپادها هم غیرمتمرکز است و از راه حملات هوایی هم نمیتوان کارگاهها را نابود کرد».
این روزنامه همچنین به ادعای سخیف ترامپ در خصوص اینکه باید رهبر آینده ایران را او انتخاب کند یا در انتخاب او نقش داشه باشد، پرداخت و به نوعی او را به سخره گرفت؛ فایننشال تایمز نوشت: «همچنین، ترامپ نمیتواند رهبر جدید ایران را از پیش انتخاب کند. همگی دیدند که آمریکا دو دهه طول کشید تا طالبان را در افغانستان با طالبان جایگزین کند. اما اکنون ترامپ کمی بیش از یک هفته طول کشید تا یک خامنهای را با یک خامنهای دیگری جایگزین کند.... بنابراین ترامپ احتمالاً در تأمین آتشبس مدنظر خود شکست خواهد خورد، چه رسد به تسلیم بیقید و شرط»
فایننشال تایمز سپس دو گزینه پرخطر برای ترامپ برشمرد:
اول «ارسال نیروهای ویژه آمریکایی یا اسرائیلی به اصفهان برای ربایش حدود 400 کیلوگرم اورانیوم غنیشده باقیمانده ایران. این اقدام میتواند یک موفقیت عالی و یک راه فرار دیدنی به ترامپ ارائه دهد، اما ریسک شکست مشابه عملیات نجات گروگانهای ایران در دوران جیمی کارتر را دارد».
دوم «اشغال جزیره خارک برای قطع صادرات نفت ایران. این گزینه ریسک بیشتری دارد زیرا نیازمند حضور گسترده نیروهای زمینی آمریکا است و به طولانی شدن جنگ و تشدید بحران نفتی منجر میشود».
فایننشال تایمز نوشت که «حمایت عمومی از جنگ ایران در آمریکا پس از تنها یک هفته، در سطحی مشابه حمایت از جنگ ویتنام در پایان سال 1967 قرار دارد و تحمل حتی چند ده تلفات امروز در آمریکا وجود ندارد. بنابراین، ترامپ با هرگونه اعلام پیروزی یکجانبه هم هزینه بالایی خواهد پرداخت و بزرگترین خطر، بیاثر بودن این اقدام است. ایران میتواند ادامه اختلال در بازار جهانی انرژی را بهعنوان اهرم فشار حفظ کند، چرا که از نقطه ضعف ترامپ – یعنی قیمتهای انرژی بالا – اطلاع دارد».
این روزنامه در بخش دیگری از مقاله خود نوشت: «مسیر مطمئن ایران برای امنیت، رسیدن به ظرفیت هستهای است. حتی با اطلاعات دقیق و تخریب بخشهایی از ظرفیت هستهای ایران، تضمینی برای توقف برنامه ایران وجود ندارد. همچنین منطق ایران برای رسیدن به وضعیت کره شمالی قوی و قانعکننده است و روسیه و کره شمالی هم ممکن است تمایل به کمک داشته باشند».
در نهایت، فایننشال تایمز به پیامد غیرقابل جبران اعتماد جهانی به آمریکا اشاره کرد و نوشت: یکی از آسیبهایی که ترامپ نمیتواند جبران کند، از دست رفتن اعتماد دنیا به آمریکا است. حتی وقتی قیمت نفت دوباره ثابت شود، جهان عملکرد دولت او را در نشان دادن قدرت نظامی و «کشندگی» به یاد خواهد داشت، همانطور که وزیر دفاعش، پیت هگزث، گفته است. ترامپ تصمیم گرفت وارد جنگ شود و از قدرت خود در تعیین زندگی و مرگ دیگران احساس رضایت کرد. جنگ، آخرین و جدیترین گزینه است که وقتی همه راههای دیگر تمام میشود، انتخاب میشود. واضح است که او گزینههای دیگری هم داشت، اما ترجیح دادن این مسیر و انتخاب جنگ، چیزی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت».
دیدگاه تان را بنویسید