سلبریتیِ شرور
پیت هگزت، «وزیر جنگ» دونالد ترامپ، یک وزیر دفاع معمولی نیست؛ او محصولِ ازدواجِ نامقدسِ «سلبریتیگرایی» و «نظامیگری» با چاشنیِ گزارههای پرطمطراق و کمعمقِ مذهبی/آخرالزمانی است. ، «وزیر جنگ» دونالد ترامپ، یک وزیر دفاع معمولی نیست؛ او محصولِ ازدواجِ نامقدسِ «سلبریتیگرایی» و «نظامیگری» با چاشنیِ گزارههای پرطمطراق و کمعمقِ مذهبی/آخرالزمانی است.
نجمه سمیعیان - روانشناس نوشت: پیت هگزت، «وزیر جنگ» دونالد ترامپ، یک وزیر دفاع معمولی نیست؛ او محصولِ ازدواجِ نامقدسِ «سلبریتیگرایی» و «نظامیگری» با چاشنیِ گزارههای پرطمطراق و کمعمقِ مذهبی/آخرالزمانی است. در این یادداشت کوتاه، تلاش شده است شخصیت او از منظر روانشناسی سیاسی مورد بررسی قرار گیرد.
۱. سهگانهٔ تاریکِ شخصیت
در روانشناسی سیاسی، مفهومی با عنوان «سهگانهٔ تاریک» (The Dark Triad) مطرح است که به ترکیب سه ویژگی شخصیتی منفی و تا حدی همپوشان—خودشیفتگی (Narcissism)، ماکیاولیسم (Machiavellianism) و سایکوپاتی (Psychopathy)— اشاره دارد. این ویژگیها، در صورت تمرکز و تقویت در یک فرد، میتواند به بروز الگوهای رفتاریِ خودمحور، ابزارگرایانه، فریبکارانه و فاقد همدلی بینجامد؛ الگوهایی که در آنها فرد با احساس برتری و نیاز به تحسین (خودشیفتگی)، تمایل به دستکاری و بهرهبرداری از دیگران برای تحقق اهداف (ماکیاولیسم)، و بیتوجهی به هنجارهای اخلاقی و پیامدهای رفتارش برای دیگران (سایکوپاتی)، عمل میکند.
در حوزه سیاست، تجلی این ویژگیها میتواند در قالب تصمیمگیریهای پرخطر، اولویت دادن به منافع شخصی یا گروهی بر مصالح عمومی، و توسل به راهبردهای فریب یا ارعاب ظاهر شود؛ هرچند باید توجه داشت که این خصیصهها ماهیتی طیفی دارند و وجود درجاتی از آنها لزوماً به معنای اختلال بالینی نیست.
در ادامه، میتوان این سه مؤلفه را در گفتار و رفتار هگزت چنین بازخوانی کرد:
• خودشیفتگی:
هگزت با نمایش حداکثری خشونت، سعی می کند بر حقارت درونی خود سرپوش گذارد.
هگزت ارتش را نه یک نهاد دفاعی، بلکه صحنهای برای ترمیم «خود» (Ego) آسیبپذیر خویش میبیند. تأکید او در کتاب «جنگ علیه جنگجویان» بر «مردانگیِ از دسترفته» در ارتش آمریکا، در ادبیات روانشناسی نشانهای از «جبران افراطی» و تلاشی برای پوشاندن حقارت درونی از طریق نمایش اغراقآمیز قدرت و خشونت مردانه است.
• ماکیاولیسم:
او در بهرهگیری ابزاری از احساسات تودهها مهارت دارد. در این چارچوب، او تلاش می کند تا با برانگیختن هیجان عمومی در مخاطب (عمدتا مردم آمریکا) جنگ را به «کالا»یی رسانهای بدل کرده و بهمثابه نیروی محرکهای برای بسیج سیاسی به کار گیرد. در این راستا، انسانها به مهرههای شطرنج تقلیل مییابند و هدف -حتی به قیمت نقض قواعد بنیادین انسانی و حقوق بین الملل جنگ- وسیله را توجیه میکند.
• سایکوپاتی:
دکترین هگزت، ترجمان سیاسی سایکوپاتی عملکردی است. نوعی بی رحمی آغشته با همدلی پایین و شاید فاقد همدلی. در قاموس وی، تکانشگری، جایگزین عقلانیت و انسان زدایی جایگزین احترام به کرامت انسانی می گردد.
در اینجا با الگویی از کنش مواجهیم که رنج دیگران را بیمعنا میانگارد و در نتیجه، «صحنه های ویرانی» را به عنوان «تصاویر موفقیت» ارائه می کند.
۲. ابتذالِ شر و لعابِ «جنگ مقدس»
بسیاری تصور میکنند که شرارت همواره چهرهای مخوف و متفکر دارد؛ اما هانا آرنت در کتاب «آیشمن در اورشلیم»، از «ابتذال شر» سخن میگوید. بهزعم او، آدولف آیشمن نه هیولایی پیچیده، بلکه انسانی «ناتوان از اندیشیدن» بود که در قالب کلیشهها عمل میکرد.
در این چارچوب، میتوان استدلال کرد که هگزت نیز پشتِ انبوهی از عبارات توخالی و برانگیزاننده—مانند «امان ندادن» یا «مرگبار بودن»—پنهان میشود تا خشونت و پیامدهای آن را در پوششی حماسی بازنمایی کند.
او همزمان تلاش می کند تا با بازتولید انگارههای «جنگ مقدس»، از یک سو لایههای هویتی خود را بپوشاند و از سوی دیگر، با توسل به گزارهها و شعائر مذهبیِ مسیحیت انجیلی، رضایت حامیان و کارفرمایان ایدئولوژیک رئیس خود، دونالد ترامپ، را جلب نماید.
کلام آخر:
آنچه از این رهگذر برای ما اهمیتی حیاتی می یابد، هوشیاری در برابر تبدیل «جنگ» به کالایی رسانهای و ایدئولوژیک در سایه ترکیب خطرناک قدرت، تبلیغات و اختلال در قوه داوری اخلاقی است.
پس بر ما فرض است که با تدابیر عزتمندانه، حکمت آمیز و مصلحت اندیشانه، به آن کارفرمایان شرور، اجازه استفاده از این پیمانکاران و کارگزاران روان پریش را ندهیم تا کالای مرگبار جنگ را به قیمت رویای بی تعبیر «نابودی تمدن ایران» به جهان بفروشند.
صبح نو
دیدگاه تان را بنویسید