اعتراف هاآرتص از وضعیت ترامپ در برابر ایران
به نوشته این روزنامه، «ترامپ پس از بیش از دو ماه تلاش برای وادار کردن ایران به تسلیم، در نبردی بیسرانجام در برابر دشمنی سرسخت، باتجربه و بیباک گرفتار شده است که زیر بار دیکتهها نمیرود».
«ترامپ برای اولین بار در زندگیاش، بهای اشتباهش را میپردازد». این خلاصه تحلیل تازه روزنامه هاآرتص از وضعیت رئیسجمهور آمریکا در برابر ایران است؛ دشمنی سرسخت، بیباک و با تجربه.
خبرگزاری فارس: روزنامه اسرائیلی هاآرتص با انتشار یادداشتی اعتراف کرد که رئیسجمهور آمریکا دونالد ترامپ، «برای نخستینبار در زندگیاش، بهای کاملِ یک تصمیم اشتباه را میپردازد و به سختی میتواند بپذیرد که دیگر قادر نیست از مسئولیت این امر شانه خالی کند».
ترامپ در مخمصه نبردی بیسرانجام
به نوشته این روزنامه، «ترامپ پس از بیش از دو ماه تلاش برای وادار کردن ایران به تسلیم، در نبردی بیسرانجام در برابر دشمنی سرسخت، باتجربه و بیباک گرفتار شده است که زیر بار دیکتهها نمیرود».
همچنین نوشت که «او هنوز بین میل به ثبت نامش در تاریخ به عنوان رهبری نظامی و سیاستمداری که چهرهی جهان را تغییر داد و میل به محبوب ماندن نزد مردم آمریکا گرفتار است؛ و نمیخواهد بپذیرد که هیچ راهی برای "حل غیرممکن" وجود ندارد».
نویسنده در ادامه تصریح کرد: «پیروزی سریع و نمایشیای که او در رؤیا داشت، در دسترس نیست و تنها دو گزینه پیش رویش مانده: توافق سیاسی همراه با امتیازدهی، یا جنگی طولانی، پرهزینه و خونین؛ جنگی که جایگاه او را نزد مردم تباه خواهد کرد و تصویری از او به عنوان برادر دوقلوی زردموی جرج بوش خواهد ساخت؛ همان کسی که آمریکا را در باتلاق عراق و افغانستان گرفتار کرد».
ساحری بدون نجات
هاآرتص نوشت: «سرزنش ترامپ برای نپذیرفتن این واقعیت سخت است؛ ذات او چنین است. سالها توانسته بود واقعیت را طوری مهندسی کند که با منافعش سازگار شود. بر اساس تحقیقات مطبوعاتی، وقتی در املاکسازی بود، قوانین بیشماری را دور زد و بارها قراردادهایش با شرکا، پیمانکاران و کارکنان را نقض کرد».
در ادامه آمده است: «در دوران حرفهایاش بیش از ۴۰۰۰ پرونده قضایی علیه او گشوده شد، از جمله شش ورشکستگی. با این حال، هر بار توانست از نابودی بگریزد و سراغ پروژهی بعدی برود — بیآنکه با عواقب شکستهایش روبرو شود».
بنا بر این یادداشت، ورودش به دنیای سیاست که در آغاز یک بازی تبلیغاتی به نظر میرسید، جنبشی مردمی از هیچ آفرید و مسیر ایالات متحده پس از دوران اوباما را تغییر داد. نه رسواییها و نه گذشته پرحاشیهاش در نیویورک بهعنوان یک «پلیبوی» نتوانست کارزارش را متوقف کند.
به باور هاآرتص، پیروزی غیرمنتظره او در انتخابات نشان داد که ترامپ «جادوگری است که ذهن هوادارانش را میخوانَد» و توانست کشاورزان و کارگران را، که سالها احساس میکردند هیچ نماینده سیاسی ندارند، پای صندوقها بیاورد».
گرچه دوره نخست ریاستش پر از رسوایی بود، اما از استیضاح در کنگره جان سالم به در برد. هنگامی که برای بار دوم انتخاب نشد، خود و اطرافیانش را قانع کرد که انتخابات از او دزدیده شده. چهار سال بعد نیز توانست عده بیشتری را مجاب کند که استعداد سیاسی و تجربه تجاریاش میتواند هزینههای زندگی را کاهش دهد، جلوی سیل مهاجران را بگیرد و حس کنترل را به مردم بازگرداند.
تجربهای مشابه کرونا
به نوشته این روزنامه اسرائیلی، تنها تجربهای که شبیه وضعیت فعلیاش در جنگ با ایران بود، همهگیری کرونا در سال ۲۰۲۰ بود. در پایان همان سال، مردم او را به خانه فرستادند (با شکست در انتخابات). اما مسئولیت کرونا تنها بر دوش ترامپ نبود؛ وزارت بهداشت فدرال متخصصانی داشت که راهنماییهای حرفهای ارائه میدادند و فرمانداران ایالتها درباره تعطیلیها و ماسک تصمیم میگرفتند،تصمیمهایی که خشم میلیونها نفر را برانگیخت.
ترامپ در برابر دشمنی بیباک
هاآرتص ادامه داد: «ایران ماجرایی متفاوت است. اینجا دیگر شرایط خارجی وجود ندارد و رئیسجمهور نمیتواند کسی را مقصر بداند. این، جنگ خودش است، جنگی که بدون تهدید مستقیم علیه آمریکا به راه انداخت. احتمالاً تصور میکرد یک حملهی کوتاه موجب فروپاشی نظام (پس از ۴۷ سال) و ثبتِ نامش بهعنوان دستاوردی ناپلئونی خواهد شد».
بنا بر این یادداشت، «اما این قمار اشتباهی فاحش بود. اکنون ترامپ در نبردی بیراهفرار با دشمنی بیباک، لجوج و مجرب گیر افتاده است که نه تسلیم میشود و نه قابل کنترل است».
نویسنده در ادامه یادآوری میکند که «در آستانه این جنگ، زمانی که آمریکا نیروهایش را به منطقه اعزام میکرد، مجری سرشناس محافظهکار تاکر کارلسون سعی کرد جلوی ترامپ را بگیرد. طبق گفته کارلسون، ترامپ در یکی از گفتوگوها به او اطمینان داد که جای نگرانی نیست چون همهچیز "بهخوبی پیش خواهد رفت". وقتی کارلسون پرسید: از کجا میدانی؟ وی پاسخ داد: «چون همیشه همینطور بوده است».
وی در خاتمه تصریح میکند: «البته نه همیشه! ترامپ اکنون و در آستانه هشتادمین سالگرد تولدش، برای نخستینبار بهای کامل تصمیمی نادرست را میپردازد. این بار نه وکیلها، نه روابطعمومیها، نه قاضیهای بخشنده نمیتوانند او را از خودش نجات دهند. هیچ پولی نمیتواند از این مخمصه بیرونش بیاورد.لذا نمیتواند سرنوشت را بپذیرد و همچنان با تهدید، وعده یا آرزو در تلاش است جنگ را آنگونه که خودش میخواهد پایان دهد».
دیدگاه تان را بنویسید