فارن افرز: جنگ ایران هیمنه آمریکا را در هم شکست
ایالات متحده آمریکا دیگر از مزیت نظامی سال ۱۹۹۱ که عملیات طوفان صحرا را آغاز کرد، برخوردار نیست و به لطف جهانی شدن، سامانههای لازم برای حملات دقیق دیگر در انحصار چند قدرت بزرگ نیست. این سامانهها برای طیفی از بازیگران در دسترس قرار دارد که اکنون قادر به مقابله با کشورهای بسیار قویتر هستند.
نشریه آمریکایی «فارن افرز» در گزارشی با اشاره به نمونه تاریخی جنگ عراق نوشت وقوع انقلاب جنگهای دقیق پس از جنگ سرد، پیروزی نظامی و سلطهگری کمهزینه آمریکا را که پس از جنگ سرد از آن قدرتی بیرقیب ساخته بود را به چالش کشیده است. محدودیتهای عملیاتی آمریکا در تنگه هرمز و موفقیتهای تاکتیکی ایران در برابر آن، گواه وارونه شدن قواعد قدرت در دهههای پس از جنگ سرد است.
به گزارش ایسنا، تعداد کمی از جنگها تاریخ را به دو بخش پیش و پس از خود تقسیم میکنند. جنگ خلیج فارس که در آن آمریکا عملیات طوفان صحرا را علیه عراق انجام داد، برای جهان پسا جنگ سرد، یکی از این لحظات بود. این درگیری منجر به آزادسازی کویت و آغازگر عصری شد که معمولا از آن به عنوان دوران تکقطبی آمریکا یاد میشود؛ زمانی که قدرت نظامی بیهمتای آمریکا زمینهساز جهانیشدن، رفاه روزافزون و ثبات نسبی بود، اما تنگنای جنگ علیه ایران برای دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نشان داد که آن دوران اکنون به پایان رسیده است.
ایالات متحده آمریکا دیگر از مزیت نظامی سال ۱۹۹۱ که عملیات طوفان صحرا را آغاز کرد، برخوردار نیست و به لطف جهانی شدن، سامانههای لازم برای حملات دقیق دیگر در انحصار چند قدرت بزرگ نیست. این سامانهها برای طیفی از بازیگران در دسترس قرار دارد که اکنون قادر به مقابله با کشورهای بسیار قویتر هستند.
نشریه فارن افرز در گزارشی با این مقدمه نوشت: جنگ ایران نشاندهنده این تحول است. برخلاف جنگ خلیجفارس که سلطه مطلق واشنگتن را به نمایش گذاشت، درگیریهای کنونی در تنگهی هرمز محدودیتهای این کشور را آشکار ساخته است. عصری جدید در حال پدیدار شدن است که در آن تصورات پسا جنگ سرد وارونه شدهاند؛ آمریکا دیگر نمیتواند با هزینهای کم، ارادهی خود را به دیگران تحمیل کند و قدرت آن بهجای تضمین ثبات به عاملی برای بیثباتی تبدیل شده است. قدرتهای کوچکتر با آموختن هنر مقاومت و اخلالگری، اکنون ابزار تحمیل هزینههای سنگین به آمریکا و متحدانش را در اختیار دارند. دوران پیشرو سرشار از بحرانهای مکرر، هزینههای سرسامآور برای حفاظت از تجارت جهانی و رقابتی فزاینده بر سر نقاط راهبردی جهان خواهد بود؛ چراکه قواعدِ قدرت در دوران پس از جنگ سرد از بین رفته و نظمی بینالمللی خطرناکتری در پیش است.
جنگ خلیجفارس در سال ۱۹۹۱ برخلاف بیشتر جنگها، نظم بینالملل را دگرگون کرد، چراکه «پیروزی قاطع و سریع» آمریکا، دولتها و بازارها را متقاعد به پذیرش واقعیتی جدید کرد. این واقعیت بر چهار فرض استوار بود: آمریکا بهراحتی نتایج نظامی را تحمیل میکرد، برتری قاطع در تشدید درگیری داشت، جریان کالاها در شریانهای تجاری جهان را تضمین میکرد و مقاومت در برابر قدرت آن بیفایده بود. این فرضیات یکدیگر را تقویت کردند؛ متحدان بودجهی دفاعی خود را کاهش دادند و بیشتر به توان نظامی واشنگتن متکی شدند، سرمایهگذاران مخاطرات ژئوپلیتیک را نادیده گرفتند، شرکتها زنجیرههای تامین را گسترش دادند و بیشتر دولتها به دلیل قدرت بیرقیب و مهارناپذیر آمریکا بهجای مقاومت به دنبال تطبیق با آن رفتند. نظم جدید کمتر بر ظرفیت آمریکا در اجبار و رویکرد قهری آن و بیشتر بر قدرت اعتبار آن استوار بود؛ آمریکا عراق را چنان سریع شکست داد که آیندهی مقاومت غیرمنطقی بهنظر میرسید و تنها برخی بازیگران مانند ایران، کره شمالی و دزدان دریایی سومالی آن را نادیده میگرفتند.
در پس زمینه خوشبینی آن دوران فرضی عمیقتر وجود داشت: مبانی راهبردی نظام بینالمللی به طور غیرعادی تحکیم شده بود. این کاملا بر واقعیت عینی سلطه نظمی آمریکا استوار بود. مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۸ ایالات متحده را «ملت ضروری» توصیف کرد و این فرض را که ثبات بینالمللی در نهایت به قدرت آمریکا وابسته است را به تصویر کشید.
فارن افرز در ادامه این مطلب با اشاره به انقلاب فناوری در عرصه نظامی که آن را محصول گسست نظم پس از جنگ سرد و تحول اقتصادی آن توصیف کرده است، نوشت: هر انقلاب نظامی بزرگی بر تغییرات اقتصادی پیشین استوار بوده است. قدرتهای بزرگ نه صرفا به دلیل داشتن ارتشها یا نیروی دریایی برتر، بلکه به این دلیل که اقتصادهایشان ثروت، فناوری و ظرفیت صنعتی لازم برای حفظ آن نیروها را تولید میکنند، ظهور میکنند. اولین انقلاب دقیقسازی مهمات و جنگافزارها که در سال ۱۹۹۱ در عملیات آمریکا در عراق نشان داده شد، به قابلیتهایی وابسته بود که فقط در اختیار تعداد معدودی از دولتهای پیشرفته بود. مهمات هدایتپذیر، ناوبری ماهوارهای، ارتباطات امن، حسگرهای فروسرخ و پردازندههای پیشرفته، به زیستبومهای صنعتی نیاز داشتند که تعداد کمی از کشورها از آن برخوردار بودند. جنگ خلیج فارس این قابلیتها را به جهان نشان داد اما فناوریهای اساسی همچنان در ایالات متحده و میان نزدیکترین متحدانش متمرکز بود.
با گذشته سه دهه، جهانیشدن این داراییهای نظامی کمیاب را به محصولات تجاری انبوه تبدیل کرد و ابزارهای جنگ دقیق از انحصار دولتهای پیشرفته خارج شد. تا اواسط دهه ۲۰۲۰، گسترش قابلیتهای دقیقسازی شروع به معکوس کردن این رابطه کرده و قدرتهای بزرگ را در برابر دشمنان بسیار ضعیفتر آسیبپذیر میکرد. موانع جداکننده فناوریهای نظامی و غیرنظامی به تدریج فرو ریخت. درگیریهای امروز در اطراف تنگه هرمز محدودیتهای آمریکا را آشکار میکند.
بهطور کلیتر، قابلیتهایی که زمانی نیازمند برنامههای نظامی میلیارد دلاری بودند، اکنون میتوانند بر قطعاتی تکیه کنند که از طریق کانالهای تجاری معمولی خریداری میشوند. پهپادهای کوچک مونتاژ شده از قطعات الکترونیکی خریداریشده در بازار تجاری، اکنون میتوانند اثری مشابه با سلاحهای پیچیدهای ایجاد کنند که قبلاً فقط توسط دولتها ساخته میشدند.
درگیریهای اخیر در خلیج فارس بر سر تنگه هرمز این محدودیت را آشکار کرد. پهپاد شاهد-۱۳۶ ایران این تحول را به تصویر میکشد که در آن به جای تکیه بر فناوری نظامی گرانقیمت و عالی، از قطعات و فناوریهای موجود تجاری استفاده شده است که بسیاری از آنها در اصل برای لوازم الکترونیکی غیرنظامی طراحی شدهاند. این قطعات و فناوریها با یک بدنه و موتور ساده ترکیب شده است که نتیجه یک سلاح دقیق است که عمدتا از قطعاتی ساخته شده که توسط همان زنجیرههای تامین تجاری جهانی فراهم شده است که برای استفاده در اقتصاد دیجیتال عرضه میشود.
طبق این نوشتار، گسترش فناوری جدید، پهپادهای ارزانقیمت، موشکهای کروز، حسگرهای تجاری و تیمهای پرتاب متحرک را در اختیار ایران قرار داد. هدف ایران هرگز شکست کامل نیروی دریایی آمریکا در نبردهای کشتی به کشتی قدیمی نبود. هدف آن متقاعد کردن بازیگران تجاری بود که نیروی دریایی آمریکا دیگر نمیتواند امنیت مطلق آنها را تامین کند. این امر بسنده بوده است؛ در هفتههای پس از شروع جنگ غیرقانونی علیه ایران نفتکشها در خلیج فارس تردد میکردند اما حق بیمه به شدت افزایش و در نتیجه، تردد کاهش یافت، چراکه در بازارهای انرژی دیگر اطمینان قبلی وجود نداشت. اقتصادهای مدرن فقط به نفت نیاز ندارند، بلکه نیاز دارند که نفت بهموقع، در مقیاس بزرگ و در شرایط قابل پیشبینی به آنها تحویل داده شود.
تداوم مقاومت ایران در برابر قدرتمندترین ارتش جهان چیزی فراتر از یک موفقیت تاکتیکی است
در ادامه این مطلب با اشاره به حملات متجاوزانه آمریکا علیه مناطقی در جنوب کشورمان به بهانه آنچه «تامین امنیت دریانوردی» از این مسیر عنوان شده است، به محدودیتهای چنین عملیاتی پرداخته و آمده است: پاسخ آمریکا به تلاش ایران برای بستن تنگه هرمز از منطق سنتی قدرتهای بزرگ پیروی میکرد. ایالات متحده به همراه اسرائیل به تاسیسات راداری، پایگاههای موشکی، تاسیسات پهپادی و مناطق پرتاب در سراسر جنوب ایران حمله کرد. اما سامانههای جایگزین به سرعت ظاهر شدند. ایران میتوانست پرتابگرهای متحرک خود را سریعتر از آنکه بتوان آنها را منهدم کرد، پراکنده، پنهان و بازسازی کند. آنچه در ابتدا یک مشکل دریایی به نظر میرسید بهتدریج به یک مشکل سرزمینی تبدیل شد. ایالات متحده میتوانست چند پرتابگر را از کار بیندازد، اما نمیتوانست هزاران مایل مربع از خاک را تحت کنترل بگیرد. حتی قویترین ارتش روی کره زمین نیز نمیتواند تهدید پهپادهای ارزانقیمت را از بین ببرد.
تداوم مقاومت ایران در برابر ایالات متحده نمایانگر چیزی فراتر از یک موفقیت تاکتیکی است؛ ایران بهطور فزایندهای صحنههای مختلف را به عنوان اجزای یک نظام راهبردی واحد در نظر میگیرد که فعالیت گروههای مقاومت منطقه بخشی از آن است. ایران پایگاهها و منافع آمریکا در کشورهای همسایه خلیج فارس را در پاسخ به تجاوزگری آمریکا هدف قرار داده است. نتیجه آن، حوزه نفوذ نوظهور ایرانی است که نه از طریق فتح، بلکه از طریق اخلالگری مداوم ساخته شده است. دومین انقلاب در جنگهای دقیق چنین اخلالگری گسترده و پایداری را ممکن میسازد.
فارن افرز مینویسد، موفقیت عملیاتی ایران میتواند فرصت سیاسی ایجاد کند. اگر دولتها، بازارها و قدرتهای خارجی بهطور فزایندهای نتیجه بگیرند که هیچ تصمیم مهمی در خلیج فارس بدون در نظر گرفتن ترجیحات ایران نمیتواند اتخاذ شود، اهرم نظامی ایران بهتدریج به نفوذ سیاسی تبدیل خواهد شد. بازارهای بیمه، معاملهگران حوزه انرژی، شرکتهای کشتیرانی و دولتهای منطقهای همگی نه تنها به خود قدرت، بلکه به انتظارات در حال تغییر درباره قدرت آینده پاسخ میدهند. ابتدا انتظارات تغییر میکنند و نهادها معمولا بعدا از آن پیروی میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید