چشم انداز «توافق مکه»/ اهداف عربستان، ترکیه و پاکستان چیست؟

کد خبر: 1408041

رهبران عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه روز جمعه گذشته توافق دفاعی جدیدی را امضا کردند که بر اساس آن، هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از سه کشور، حمله علیه همه آن‌ها تلقی خواهد شد.

چشم انداز «توافق مکه»/ اهداف عربستان، ترکیه و پاکستان چیست؟

ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان روز جمعه یک «پیمان دفاعی» برای دفاع از یکدیگر در برابر تجاوزات خارجی امضا کردند؛ پیمانی که چندان سفت و مستحکم به نظر نمی‌رسد چرا که هر یک از آنها با انگیزه‌های متفاوتی به آن پیوسته‌اند.

خبرگزاری فارس: رهبران عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه روز جمعه گذشته توافق دفاعی جدیدی را امضا کردند که بر اساس آن، هرگونه حمله مسلحانه علیه هر یک از سه کشور، حمله علیه همه آن‌ها تلقی خواهد شد.

این توافق که به نام شهری که در آن به امضا رسید، «توافق دفاع مشترک مکه» نام گرفته است، در شرایطی منعقد می‌شود که منطقه درگیری تنشهای نظامی بی‌سابقه و فزاینده‌ای است و همین مساله در نگاه اول امضای این پیمان دفاعی را توجیه‌پذیر می‌کند. با این حال نگاهی دقیقتر به تحولات منطقه‌ای، بین‌المللی و همچنین تجربه سالهای گذشته نشان می‌دهد که این توافق صرفا با انگیزه‌های دفاعی بسته نشده و هر کدام از این سه کشور با نیات و انگیزه‌های متفاوتی وارد این ائتلاف به اصطلاح نظامی شده‌اند که لزوما ارتباط مستقیم چندانی هم با دغدغه‌های دفاعی ندارد!

از روز گذشته تحلیلگران و کارشناسان درحال بررسی این مساله هستند که این سه کشور مسلمان با چه نیات و انگیزه‌هایی وارد این توافق دفاعی مشترک شده‌اند.

باید در نظر داشت که ترکیه عضو پیمان آتلانتیک شمالی است که به نوعی قدرتمندترین بلوک دفاعی جهان محسوب می‌شود. پاکستان یک قدرت اتمی است که به تنهایی توان بازدارندگی بالایی دارد و می‌توان گفت که در هر درگیری نیاز چندانی به قدرت نظامی عربستان سعودی یا ترکیه ندارد هرچند که در دنیای سیاست بین‌الملل ائتلافها دارای اهمیت ویژه‌ای هستند و کشورها نیازهای خود برای تامین انواع مختلف امنیت را با آن پاسخ می‌دهند.

عربستان سعودی: خرید امنیت با ثروت

از زمان حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، عربستان و سایر کشورهای خلیج فارس هدف حملات موشکی و پهپادی ایران و متحدانش (از جمله انصارالله و شبه‌نظامیان شیعه عراق) قرار گرفته‌اند. ریاض با این پیمان به دنبال خرید حمایت دو قدرت نظامی منطقه است تا بتواند در وهله اول با فشارهای سیاسی ترکیه و پاکستان از وقوع این حملات به خاک خود جلوگیری کند و در وهله دوم از پشتیبانی نظامی این کشورها برخوردار شود. 

پایگاه خبری شورای آتلانتیک در این باره نوشت، برای ریاض، این توافق اهرم فشار و قدرت مانور عربستان را تقویت می‌کند؛ آن هم در شرایطی که این کشور همزمان با ایرانِ قدرتمندتر و جسورتر مواجه است و با محدودیت‌های بازدارندگی آمریکا در منطقه نیز روبه‌رو شده است.

ریاض با ایجاد شبکه‌ای از شراکت‌ها و همکاری‌ها بر این باور است که در مقایسه با اتکا به یک شریک یا یک بلوک خاص، توانایی بیشتری برای پیش‌بینی تهدیدات متغیر منطقه‌ای خواهد داشت.

تردید در قابل‌اتکا بودن آمریکا

با وجود اتحاد دیرینه کشورهای حاشیه خلیج فارس و هزینه‌های چند صد میلیارد دلاری برای خرید سلاح و تجهیزات نظامی و خرید قصد و اراده آمریکا! برای دفاع از این کشورها در برابر هرگونه مداخله خارجی، جنگ اخیر میان ایران و آمریکا و اسرائیل نشان داد که آمریکا از توان لازم برای ایجاد چتر امنیتی برای این کشورها عاجز است و بیشتر هزینه‌های اعراب برای خرید امنیت به نوعی پول دور ریختن بوده است. اندیشکده آمریکایی موسوم به مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) اخیرا با انتشار گزارشی تأکید کرد که جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران باعث شده است کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در محاسبات امنیتی خود بازبینی کنند.

عربستان سعودی با این معاهده امنیتی قصد دارد قدرت مالی، نفوذ منطقه‌ای و امنیت انرژی را به این ائتلاف بیاورد و در ازای آن از توان نظامی و صنعت دفاعی دو شریک دیگر به غیر از آمریکا بهره‌مند شود. این توافق نشانه‌ای از این موضوع است که عربستان در حال کاهش وابستگی صددرصدی امنیتی خود با آمریکای شکست خورده در جنگ با ایران است.

ترکیه؛ بهره‌مندی از پول و تقویت جایگاه منطقه‌ای

به نظر می‌رسد ترکیه که یکی از اعضای مهم ناتو محسوب می‌شود نیاز چندانی به حمایت نظامی پاکستان و عربستان سعودی نداشته باشد. پس چرا وارد چنین ائتلافی شده و در یک منطقه پرتنش خود را زیر تعهدات امنیتی جدید قرار داده است؟ به نظر می‌رسد درباره نیات و انگیزه‌های آنکارا در پیوستن به توافق مکه باید دنبال مسائل دیگری غیر از مسائل دفاعی باشیم.

باید گفت ترکیه از پیوستن به توافق مکه سه هدف اصلی را دنبال می‌کند: بهره‌برداری اقتصادی، تقویت بازدارندگی مستقل و افزایش نقش خود در معادلات منطقه‌ای.

نخست، وضعیت اقتصادی ترکیه طی سالهای اخیر به شدت متشنج بوده و رجب طیب اردوغان به هر دری می‌زند تا این شرایط را مدیریت کند. توافق مکه ضمن برخورداری از پولهای نفتی سعودی می‌تواند برای صنایع دفاعی ترکیه یک فرصت اقتصادی مهم ایجاد کند. ترکیه طی سال‌های اخیر تلاش کرده صادرات محصولات دفاعی و همکاری‌های فناورانه خود را در بازارهای منطقه گسترش دهد و حضور در یک چارچوب امنیتی مشترک با عربستان و پاکستان می‌تواند مسیرهای تازه‌ای برای فروش تجهیزات نظامی، پهپادها و دیگر محصولات دفاعی و همچنین همکاری‌های فناورانه ایجاد کند. به‌ویژه سرمایه و ظرفیت اقتصادی عربستان می‌تواند زمینه را برای توسعه پروژه‌های مشترک دفاعی و سرمایه‌گذاری در صنایع دفاعی ترکیه فراهم کند.

کاهش اعتماد ترکیه به ناتو

دومین انگیزه، تقویت بازدارندگی ترکیه در شرایط افزایش تردیدها درباره میزان اتکاپذیری ناتو و آمریکا است. آنکارا همچنان عضو ناتو است، اما ابهام درباره رویکرد دولت ترامپ نسبت به تعهدات امنیتی آمریکا، این نگرانی را تقویت کرده که اتکا به ساختارهای امنیتی غربی به‌تنهایی نمی‌تواند تمام نیازهای امنیتی ترکیه را تأمین کند. از این منظر، توافق مکه می‌تواند برای آنکارا ابزاری مکمل برای ایجاد ظرفیت بازدارندگی و همکاری دفاعی خارج از چارچوب ناتو باشد و دست ترکیه را در مواجهه با تهدیدهای احتمالی منطقه‌ای بازتر کند.

سوم، این توافق می‌تواند به ارتقای جایگاه ترکیه در معماری امنیتی خاورمیانه و آسیای جنوبی کمک کند. حضور همزمان عربستان به‌عنوان یکی از قدرت‌های اقتصادی و سیاسی مهم خاورمیانه و پاکستان به‌عنوان یک قدرت نظامی و هسته‌ای، وزن راهبردی این چارچوب را افزایش می‌دهد. بنابراین، آنکارا می‌تواند از این توافق برای عبور از نقش یک بازیگر صرفاً منطقه‌ای و تبدیل شدن به یکی از بازیگران مؤثر در شکل‌دهی به ترتیبات امنیتی جدید منطقه استفاده کند.

در مجموع، توافق مکه برای ترکیه صرفاً یک پیمان دفاعی نیست؛ بلکه می‌تواند همزمان فرصتی اقتصادی، مالی و تجاری، ابزاری برای تقویت استقلال راهبردی و سکویی برای افزایش نفوذ منطقه‌ای باشد.

پاکستان؛ مزایای اقتصادی و بهبود چهره بین‌المللی 

از منظر پاکستان، پیوستن به توافق مکه را می‌توان در درجه نخست در چارچوب منافع اقتصادی و تلاش برای ارتقای جایگاه بین‌المللی این کشور تحلیل کرد.

نخست، منافع اقتصادی یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های اسلام‌آباد است. با توجه به وضعیت اقتصادی پاکستان، تعمیق روابط با عربستان سعودی می‌تواند زمینه‌ساز دریافت حمایت‌های مالی بیشتر، جذب سرمایه‌گذاری‌های سعودی و تقویت همکاری‌های انرژی و تامین انرژی مورد نیاز خود در شرایط بحران انرژی در بازارهای جهانی باشد. قرار گرفتن پاکستان در یک چارچوب راهبردی و دفاعی مشترک با ریاض، می‌تواند روابط دو کشور را از همکاری‌های صرفاً سیاسی و امنیتی فراتر برده و فرصت‌های بیشتری برای بهره‌مندی پاکستان از ظرفیت‌های اقتصادی عربستان ایجاد کند.

در کنار منافع اقتصادی، ارتقای جایگاه بین‌المللی پاکستان نیز اهمیت زیادی دارد. حضور در یک ائتلاف سه‌جانبه با عربستان و ترکیه، دو بازیگر مهم در جهان اسلام، می‌تواند وزن ژئوپلیتیک اسلام‌آباد را افزایش دهد و دامنه نقش‌آفرینی آن را فراتر از رقابت سنتی با هند گسترش دهد. پاکستان از این طریق می‌تواند خود را به‌عنوان یکی از بازیگران مؤثر در ترتیبات امنیتی خاورمیانه و جهان اسلام مطرح کند و در معادلات منطقه‌ای نقش فعال‌تری داشته باشد.

این مسئله از منظر اعتبار و تصویر بین‌المللی پاکستان نیز اهمیت دارد. رهبران این کشور تلاش دارند پاکستان در سطح جهانی به‌عنوان یک بازیگر مسئول، مؤثر و دارای ظرفیت مشارکت در حل مسائل امنیتی شناخته شود، نه کشوری که تصویر آن عمدتاً با چالش‌هایی مانند تروریسم و سرکوب داخلی گره خورده است. از این منظر، توافق مکه می‌تواند برای اسلام‌آباد فرصتی باشد تا ضمن تقویت روابط با قدرت‌های مهم منطقه، جایگاه و تصویر خود را در جهان اسلام و عرصه بین‌المللی ارتقا دهد.

 پرسش اصلی این است که آیا «توافق دفاعی مکه» واقعاً می‌تواند بازدارندگی مؤثری برای سه کشور امضاکننده ایجاد کند یا صرفاً سندی نمادین و کم‌اثر باقی خواهد ماند؟ مساله اصلی اینجاست که هر یک از این سه کشور با محاسبات و اولویت‌های کاملاً متفاوتی وارد این ائتلاف شده‌اند: چنین ناهمسویی در انگیزه‌ها و اهداف، معمولاً پایه محکمی برای یک ائتلاف دفاعی واقعی و پایدار فراهم نمی‌کند.

فارغ از این، تجربه عملی توافق دوجانبه پیشین میان عربستان و پاکستان(که کمتر از یک سال پیش امضا شده بود) چشم انداز این توافق را بیش از پیش تیره و تار می‌کند. با وجود امضای آن توافق، عربستان همچنان هدف مستقیم حملات موشکی و پهپادی ایران و نیروهای متحد آن، از جمله نیروهای یمنی، قرار گرفته و صادرات انرژی‌اش نیز مختل شده است؛ بی‌آنکه نشانه‌ای از حمایت نظامی عملی یا مؤثر پاکستان در این میان دیده شود!

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید