چرا ترامپ ناگهان سراغ «آمریکایی‌سازی» تنگه هرمز رفت؟

کد خبر: 1408751

تنگه هرمز ممکن است در آینده به یکی از نمادهای برجسته افول امپراتوری آمریکا در عرصه‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی تبدیل شود؛ مسیری که می‌تواند ایالات متحده را به سرنوشت امپراتوری‌های بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ و اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان نزدیک کند.

چرا ترامپ ناگهان سراغ «آمریکایی‌سازی» تنگه هرمز رفت؟

 یک تحلیلگر برجسته عرب معتقد است پشت تهدید تازه دونالد ترامپ درباره «آمریکایی‌سازی» تنگه هرمز، شکست راهبردی آمریکا در برابر ایران و تلاش برای یافتن راهی برای خروج از جنگی قرار دارد که این تنگه را به مهم‌ترین اهرم فشار تهران تبدیل کرده است.

به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر مطرح جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقه‌ای «رای الیوم» نوشت: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، بار دیگر در مواجهه با بحران ایران و تحولات سیاسی و نظامی آن، درگیر سردرگمی و آشفتگی شده است. او روز گذشته مدعی شد تنگه هرمز «سرزمین آمریکاست» و اعلام کرد واشنگتن طی روزهای آینده تصمیمی برای الحاق این گذرگاه راهبردی به خاک آمریکا صادر خواهد کرد؛ اظهاراتی که می‌تواند مقدمه دور تازه‌ای از تنش‌های نظامی باشد و حتی از احتمال ازسرگیری حملات در روز دوشنبه حکایت کند.

تنگه هرمز ممکن است در آینده به یکی از نمادهای برجسته افول امپراتوری آمریکا در عرصه‌های نظامی، سیاسی و اقتصادی تبدیل شود؛ مسیری که می‌تواند ایالات متحده را به سرنوشت امپراتوری‌های بریتانیا و فرانسه پس از بحران سوئز در سال ۱۹۵۶ و اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان نزدیک کند.

آنچه معادلات را به سود ایران تغییر داده، پیش از هر چیز در صبر راهبردی، خویشتنداری حساب‌شده و بهره‌گیری هوشمندانه از تنگه هرمز برای گرفتار کردن رقیب و کشاندن او به یک جنگ فرسایشی نمود یافته است. به باور عطوان، ضعف شناخت ترامپ از تاریخ، جغرافیا، سیاست و اندیشه راهبردی نیز در فراهم شدن این شرایط بی‌تأثیر نبوده است.

 

موضوع تنها مقاومت ایران در میدان نبرد و توان آن برای ایستادگی در سه جنگ اخیر نیست؛ نخستین جنگ با اسرائیل و دو جنگ دیگر در قالب رویارویی مشترک اسرائیل و آمریکا با ایران. مسئله مهم‌تر، راهبردی است که تهران همزمان با جنگ شش‌ماهه کنونی دنبال می‌کند؛ راهبردی مبتنی بر فرسایشی کردن جنگ و کش دادن آن تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در سه ماه آینده، با هدف ضربه زدن به موقعیت سیاسی ترامپ و حزب جمهوری‌خواه.

به نوشته عطوان، رهبران جدید ایران به‌خوبی مهم‌ترین نقطه ضعف ترامپ را شناسایی کرده‌اند و از نارضایتی فزاینده افکار عمومی آمریکا نسبت به جنگی که هزینه‌های آن را واشنگتن می‌پردازد، و در راستای منافع اسرائیل دنبال می‌شود، آگاهند.

از همین رو، تهران راه خروجی را که ترامپ برای خود در نظر گرفته بود، در اختیار او نگذاشته است. رئیس‌جمهور آمریکا امیدوار بود با بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی بین‌المللی، زمینه‌ای برای اعلام یک «پیروزی» فراهم کند؛ اما ایران نه‌تنها از اعطای امتیازهای مورد نظر واشنگتن خودداری کرده، بلکه بر شروط شش‌گانه خود نیز پافشاری کرده است؛ شروطی که شامل لغو کامل محاصره، رفع تحریم‌های اقتصادی، آزادسازی همه دارایی‌های مسدودشده و پرداخت بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار غرامت بابت خسارت‌های ناشی از حملات آمریکا و اسرائیل است.

در همین حال، بخش قابل توجهی از کارشناسان راهبردی آمریکا نسبت به سرانجام «جنگ هرمز» برای واشنگتن بدبین‌اند و بر این باورند که ایالات متحده برای مهار هزینه‌ها و پیامدهای سیاسی این رویارویی، ناچار خواهد شد حضور خود را در خاورمیانه کاهش دهد؛ به‌ویژه در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره.

به نظر می‌رسد این نگرانی‌ها به کاخ سفید نیز منتقل شده است. جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، در اظهاراتی تازه گفته است اولویت جنگ با ایران اکنون کاهش قیمت نفت است؛ نه برنامه هسته‌ای ایران، نه توان موشکی بالستیک و نه حتی سرنگونی نظام سیاسی این کشور.

عطوان این موضع را نشانه‌ای از عقب‌نشینی در اهداف اعلام‌شده جنگ می‌داند و معتقد است توانمندی ایران در مقاومت در برابر حملات آمریکا و اسرائیل، محاسبات واشنگتن را با دشواری جدی مواجه کرده است.

به نوشته عطوان، ناوهای هواپیمابر، ناوشکن‌ها و ناوگان دریایی آمریکا نتوانسته‌اند آن‌گونه که انتظار می‌رفت اراده ایران را درهم بشکنند و تهران با تکیه بر توان نظامی و موقعیت جغرافیایی خود در اطراف تنگه هرمز، اکنون اهرم مهمی برای اثرگذاری بر بازار انرژی و اقتصاد جهانی در اختیار دارد.

از نگاه عطوان، حمایت ایران از گروه‌های مقاومت در لبنان، عراق، یمن و نوار غزه نیز به این کشور امکان می‌دهد دامنه تقابل را فراتر از یک جبهه گسترش دهد و در صورت تداوم جنگ، هزینه‌های آن را برای آمریکا و متحدانش افزایش دهد.

 

نویسنده برای تشریح اهمیت اهرم انرژی، به تجربه جنگ ۱۹۷۳ و استفاده کشورهای عربی از سلاح نفت اشاره می‌کند و می‌نویسد همان‌گونه که رهبران عرب در آن مقطع نفت را به ابزاری برای اعمال فشار سیاسی تبدیل کردند، ایران نیز امروز با تکیه بر موقعیت خود در تنگه هرمز می‌تواند بر جریان صادرات انرژی و در نتیجه قیمت نفت و گاز اثر بگذارد.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت انرژی فشار مستقیم بر اقتصاد و معیشت شهروندان آمریکایی وارد می‌کند؛ آن هم در شرایطی که بخش مهمی از جامعه آمریکا نسبت به افزایش هزینه‌های زندگی و مخارج جنگ‌های خارجی معترض است.

 

عطوان در ادامه به تحولات سیاسی داخل آمریکا و انتخابات میان‌دوره‌ای اشاره می‌کند و از «الهان عمر» به عنوان یکی از منتقدان سرسخت سیاست‌های ترامپ نام می‌برد. او پیروزی عمر در رقابت‌های درون‌حزبی دموکرات‌ها و کسب حدود ۸۰ درصد آرا را نشانه‌ای از ظرفیت مخالفان ترامپ برای اثرگذاری بر انتخابات آینده می‌داند و معتقد است چهره‌هایی مانند رشیده طلیب و دیگر سیاستمداران مخالف سیاست‌های دولت می‌توانند به تغییر موازنه سیاسی در واشنگتن کمک کنند.

در پایان، عطوان به واکنش معاون وزیر خارجه ایران به تهدید ترامپ درباره «آمریکایی‌سازی» تنگه هرمز اشاره می‌کند؛ واکنشی که بر اساس آن، تنگه‌ها نه با یک پیام در شبکه‌های اجتماعی و نه با تهدید به مالکیت درمی‌آیند و تنگه هرمز همچنان تحت حاکمیت ایران و عمان قرار دارد.

عطوان در جمع‌بندی خود معتقد است ترامپ در نهایت ناچار به عقب‌نشینی از این تهدید خواهد شد؛ همان‌گونه که به باور او، رئیس‌جمهور آمریکا پیش‌تر نیز بارها از تهدیدهای خود عقب‌نشینی کرده است.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید