آريا: سازمان بسيج اساتيد در سالگرد قطع رابطه سياسي ايران با آمريكا با انتشار بيانيهاي تاكيد كرد كه اين قطع ارتباط به نفع ايران و به ضرر آمريكا بوده است. متن اين بيانيه به شرح زير است: تجربه تاريخي حكايت از رويارويي مستمر بين دو تفكر و دو جبهه يا دو نيروي استثمارگر و استثمارستيز دارد. در همه ادوار تاريخ با وجود تفاوت در شكل، ساختار، ابزار و شيوههاي اعمالي استثمار و سلطهگري همواره اين دو جريان در برابر هم صفآرايي كرده و به مقابله با يكديگر پرداختهاند. در اين ميان هدف نهايي نيروي استثمارگر اعمال اراده خود به نيروهاي تحت استثمار هدايت آن در چارچوب منافع خود است و هدف نيروي استثمارستيز، رهايي از قيد و بند استثمار و بردگي و حركت در چارچوب منافع خود است. قيام رسولان بزرگ الهي و ائمه معصومين (ع) گوهر گرانبهايي است كه هر كدام در مقطعي از تاريخ عليه ستمگران و كافران چون خورشيد تابناك پرتوافشاني ميكند و چراغ راه انسانهاي وارستهاي است كه آزادي را در پرتو دين و آموزههاي الهي جستجو ميكنند. اگر قيامهاي انبياء الهي و نهضتهاي دين كه به تاسي از آنها و با هدف نجات انسانها انجام گرفت، صورت نميپذيرد، امروزه
زندگي بشر در سايه قداران تاريخ و مستبدان خودكامه و جباران دنياپرست به مردابي متعفن تبديل ميگشت. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، نمونهاي عيني از اين رويارويي تاريخي است كه در واقع نقطه عطفي در تاريخ مسير بشريت تلقي ميشود. انقلاب اسلامي پس از چند قرن كه غربيها دين و خدا را از صحنه اجتماعي زندگي بشريت خارج كرده و آنها را به گروگان گرفته بودند، بار ديگر خدا، دين، معنويت و عدالت را وارد حيات بشر كرد تا بشر در پرتو آموزهها و تعاليم الهي به سعادت برسد. ظهور انقلاب اسلامي با ماهيت الهي و حمايت مردمي خداجوي از سوي مستكبرين جهان خطري آني تلقي ميشد كه بايستي با تمام امكانات به مبارزه و مقابله با آن پرداخت. از نظر آنها انقلاب اسلامي منافع جباران را در سراسر جهان به چالش كشانده است. آنها براي مهار انقلاب اسلامي از تمام امكانات و شيوهها استفاده كردند تا از گسترش، تعميق و تحكيم انديشه آن در كشورها و مناطق مهم جلوگيري كنند. آمريكا كه سردمداري جهان غرب را بر عهده داشت و بيش از جهان شرق كمونيستي احساس تهديد ميكرد و در 20 فروردين 1359 رابطه سياسي يكجانبه خود را با ايران اسلامي نوظهور قطع كرد تا با امكانات و
بهرهگيري خود اراده مردان و زنان پولادين قيام كرده را در هم بكوبد و به رغم خرد آن را با بحرانهاي امنيتي و مشكلات عديده اقتصادي مواجهه نمايد غافل از اينكه اين انقلاب، آمريكا را هم در عرصه نظري و فلسفي و هم در صحنه ژئوپلتيك با بحرانهاي فزآيندهاي مواجه كرد و آنها را در مسير سراشيبي قدرت قرار داد. در شرايطي كه آمريكا در منطقه و در عرصه جهاني شكست خورد و در مناطق خاص ژئوپلتيك عليرغم به كارگيري فزآينده تجهيزات و امكانات خود دچار شكستهاي پي در پي ميشود و مستبدان متحد خود را در كشورهاي اسلامي يكي پس از ديگري از دست ميدهد، سخن گفتن از مذاكره و روابط با دولتمردان خودكامه آمريكا جاي تاسف دارد بخصوص زماني كه بحث از مذاكره با آمريكا از سوي برخي از فعالان و چهرههاي سياسي نظام باشد. در آستانه سالگرد و قطع رابطه سياسي ايران و آمريكا يكي از شخصيتهاي سياسي كشور در گفتوگو با يك نشريه از مذاكره و رابطه با آمريكا سخن گفته كه به منظور افكار عمومي، توجه ملت فرهيخته و هميشه بيدار ايران اسلامي، فرزانگان و انديشمندان دانشگاهي و مراكز آموزش عالي و مسوولان و خدمتگزاران نظام را به نكاتي چند معطوف ميداريم. 1- همانطور كه
حضرت امام عظيمالشان انقلاب اسلامي بيان فرمودند و رهبر فرزانه انقلاب اسلامي نيز بارها تاكيد داشتهاند، نبرد ما با آمريكا به عنوان سردمدار استكبار جهاني و جريان كفر و شرك و يهود، نبرد جبهه اسلام با جبهه كفر است و اين نبرد پاياني ندارد و به حول و قوه الهي "ما آمريكا را در منطقه شكست خواهيم داد". 2- آمريكا در طول 33 سال گذشته و پس از پيروزي انقلاب اسلامي در دشمني با ملت فهيم ايران اسلامي، از هيچ كوششي دريغ نورزيده و در اين رابطه از تمام امكانات، ابزارها و پايگاههاي جهاني و منطقهاي خود براي ضربه زدن به اراده اين ملت استفاده كرده است و آيا اين همه دشمني جايي را براي مذاكره گذاشته است؟! 3- امروز آمريكا در صحنه جهاني در موضع ضعف و جمهوري اسلامي ايران عليرغم شيطنتهاي استكبار جهاني در موضع قدرت قرار دارد. جمهوري اسلامي ايران در عرصه داخلي به درخشندگيهاي علمي و تكنولوژي و در عرصه منطقهاي به نفوذ و قدرت فرهنگي و سياسي بيبديلي دست يافته است و آمريكا در صحنه داخلي با مشكلات عديده ناشي از قيام بخشي از مردم تحت ظلم حاكمان جور و در صحنه بينالمللي و منطقهاي با فقدان مشروعيت و بحران از دست رفتن منافع راهبردي
مواجه است، منافعي كه تاكنون هژموني و سلطه آن را در جهان فراهم كرده بود. در چنين شرايطي سخن گفتن از مذاكره با آمريكا نه به نفع جمهوري اسلامي ايران كه بدون ترديد به نفع سردمداران كاخ سفيد خواهد بود. 4- مقاومت و ايستادگي پايدار و مستمر اسلامي در مقابل آمريكا عليرغم فشارهاي امنيتي اوايل انقلاب، جنگ نظامي تحميلي، تحريمهاي گسترده اقتصادي در دوران سازندگي و هياهوهاي سياسي دوران اصلاحات و جنگ همه جانبه سالهاي اخير با محوريت جنگ نرم فرهنگي و رسانهاي، بيداري اسلامي كشورهاي منطقه و فراگير شدن ايده و انديشه انقلاب ناب اسلامي در ميان مستضعفان جهان را سبب شده است و آمريكا در اين همه فشارهاي امنيتي، نظامي، سياسي و اقتصادي هيچ نفعي نبرده بلكه بيشتر به ايران اسلامي نيازمند شده است. 5- گاه مشاهده ميشود كه برخي از مقامات دستگاههاي رسمي آمريكا و يا تحليلگران مراكز راهبردي اين كشور نيز همچون برخي شخصيتهاي سياسي "خاص" كشورمان از مذاكره و ضرورت ايجاد رابطه ميان دو كشور سخن ميگويند، در اينجا بايد به اين نكته توجه داشت كه اين نوع اظهارات با اهدافي همچون فتنهانگيزي و تقويت وادادگان خود در داخل ايران و ايجاد تشكيك در
اراده مردم به پا خاستهاي است كه در كشورهاي اسلامي و غيراسلامي آزادي و استقلال سياسي خود را از زير يوغ استكبار جهاني و مزدوران محلي آنها دنبال ميكنند. 6- زماني كه سخن از مذاكره و رابطه سياسي ميان دو كشور ميشود در عالم سياست نوعي معامله و بده و بستان در آن مستتر است. طالبان مذاكره با آمريكا به ملت فهيم ايران اسلامي پاسخ دهند كه در اين مذاكره پيشنهادي آنها دولت ايران چه چيزي را بايستي به آمريكا بدهد تا دولتمردان آن كشور راضي باشند و يا دست از توطئههاي خود بردارند. 7- دولت آمريكا، مذاكره را براي مذاكره و نه براي حل و فصل مسائل كلان ميان دو كشور ميخواهند. سياستمداران آمريكايي تلاش ميكنند تا با طرح مذاكره با ايران، اراده و مقاومت اسلامي در جهان اسلام و از جمله كشورهايي مثل بحرين، لبنان، فلسطين، اردن، مصر و ... را بشكنند و به آنها القاء كنند كه الگوي مورد نظر شما پس از 33 سال پاي ميز مذاكره آمد و تن به تسليم داد و اما طالبان ايراني مذاكره با آمريكا توضيح دهند ملت ايران در ازاي اين امتياز بزرگ به آمريكاييها چه چيزي را به دست ميآورند؟! 8- همه شواهد و قرائن و واقعيتهاي موجود گوياي آن است كه
آمريكاييها از مذاكره سخن ميگويند و اما بر طبل جنگ، تهديد و تحريم ميكوبند و در اين ميان تنها كساني تحت تاثير اين نمايشنامه قرار ميگيرند كه از ملت بصير و مقاومت ايران اسلامي فاصله گرفته و توانمنديهاي انقلاب اسلامي و ضعف و شكستهاي پي در پي استكبار جهاني را ناديده ميگيرند. 9- در طول اين 33 سال گذشته، قطع رابطه ميان ايران اسلامي و آمريكا به نفع ايران و به ضرر آمريكا بوده است و در شرايط فعلي هرگونه طرح فضاي گفتگو و مذاكره بدون ترديد به نفع آمريكا و به ضرر ملت قهرمان و شهيدپرور ايران اسلامي است و همانطور كه مقام معظم رهبري دو سال پيش در استان يزد و در جمع مردم اين استان فرمودند هر زماني كه نيازي به مذاكره با آمريكا باشد شخصا با ملت در ميان خواهند گذاشت و آن زماني است كه آمريكا دست از خوي استكباري خود بردارد و آيا اين شدني است؟ 10- انقلاب اسلامي ايران هويت اسلامي را در دنياي اسلام و هويت معنوي را در كل جهان زنده كرده و واقعيتهاي جهان گوياي آن است كه قرن بيستم و يكم ميلادي قرن اسلام و بيداري اسلامي و شكست خودكامگان تاريخ است. پس شايسته آن است چهرههاي سياسي خاص طرفدار رابطه با آمريكا بجاي ايجاد فضاي كاذب
و اميد دادن به آمريكا براي ايجاد ترديد در اراده مردان و زنان بيدار شده، در كنار ملت ايران و در پرتو آموزههاي رهبر معظم انقلاب اسلامي و در ذيل تعاليم حياتبخش اسلام ناب محمدي (ص) ايفاي نقش نمايند و بجاي تشكيك در جبهه خودي، مقاومت اسلامي را تقويت نمايند. 11- سازمان بسيج اساتيد دانشگاهها و مراكز آموزش عالي و پژوهشي كشور مذاكره و رابطه با آمريكا و گاه و بيگاه از سوي برخي از چهرههاي سياسي "خاص" بيان ميگردد تحليلي نادرست، غيرمنطقي و غيرعقلاني و آن را به ضرر انقلاب اسلامي و به نفع استكبار جهاني ميداند از اين رو اين نوع اظهارنظرهاي خام و غيركارشناسي كه متضمن نوعي وادادگي سياسي است و دشمن را در اعمال تهديدات، فشارها و تحريمها عليه كشورمان جريتر ميكند و به جبهه محلي و منطقهاي دشمنان اميد ميدهد، محكوم كرده و خواهان اصلاح آن از سوي چهرههاي سياسي مذكور هستيم.
دیدگاه تان را بنویسید