انگیزه‌های گروسی از به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران

کد خبر: 1390481

رافائل گروسی پنجشنبه هفته گذشته و در گفت‌وگو با روزنامه «فایننشال تایمز» گفت که «ایران می‌تواند اورانیوم را غنی‌سازی کند، اما مقدار پیش‌رو در رژیم ان‌پی‌تی این است که آنها می‌توانند این کار را انجام دهند اما باید به من دسترسی بدهید تا بتوانم تا آخرین گِرَم آن را بررسی کنم، اینکه مهر و موم شده است و به چیز دیگری تبدیل نشده است».

انگیزه‌های گروسی از به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران

اظهارات مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره به‌رسمیت‌شناختن حق غنی‌سازی ایران، در کنار پیام‌های همسو از سوی برخی مقام‌های ارشد سیاسی در منطقه، اگر از سطح تاکتیک‌های مقطعی عبور کرده و تثبیت شود نشان‌دهنده تغییری ظریف در گفتمان غرب پیرامون پرونده هسته‌ای تهران است؛ تحولی که در صورت صداقت طرف‌ها، می‌تواند دیپلماسی را از بن‌بست تقابل به مدار تنظیم‌گری متقابل بازگرداند.

به گزارش  ایرنا، «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تازه‌ترین اظهارات خود پیرامون برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به دو نکته مهم پرداخته که نیازمند تامل است و گرچه با توجه به مجموعه رویدادها و سابقه مدیرکل و دیگر طرف‌های غربی، این اظهارات را از منظر صداقت باید با دیده تردید نگریست اما واقعیت آن است که اعتراف مدیرکل به حق غنی‌سازی ایران و سیگنال‌هایی که برخی مقامات منطقه از امکان پذیرش حق غنی‌سازی ایران از سوی آمریکا ارسال می‌کنند؛ حکایت از تغییر در نگرش و افزایش امکان رسیدن به چارچوبی معقول و منعطف می‌دهد.

گروسی و فیدان، حکایت انعطاف یا امیدواری؟

دو گفت‌وگوی مهم مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در هفته گذشته، گرچه در میانه خبرها و رفت‌وآمدهای مذاکراتی ایران و آمریکا، چندان مورد توجه قرار نگرفت اما حاوی نکاتی بود که می‌تواند در فضای مبهم کنونی و به شرط صحت و صداقت، مسیر کاستن از تنش تعریف شود. رافائل گروسی پنجشنبه هفته گذشته و در گفت‌وگو با روزنامه «فایننشال تایمز» گفت که «ایران می‌تواند اورانیوم را غنی‌سازی کند، اما مقدار پیش‌رو در رژیم ان‌پی‌تی این است که آنها می‌توانند این کار را انجام دهند اما باید به من دسترسی بدهید تا بتوانم تا آخرین گِرَم آن را بررسی کنم، اینکه مهر و موم شده است و به چیز دیگری تبدیل نشده است».

ایران می‌تواند اورانیوم را غنی‌سازی کند و ما باید حق فعالیت صلح‌آمیز تهران را به رسمیت بشناسیم، گزاره‌های اعلام شده از سوی گروسی هستند و زمانی که در کنار اظهارات وزیر امور خارجه ترکیه قرار گیرد می‌تواند در رویکردی خوشبینانه از شکل‌گیری نگاهی تازه در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای ایران حکایت داشته باشد

مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یک روز بعد در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ هم گفت: «از زمان جنگ ۱۲ روزه، وضعیت به‌طور عمیق تغییر کرده است اما دستیابی به توافق در مذاکرات با آمریکا از نظر فنی همچنان ممکن است. برای رسیدن به توافق، باید راه خروجی وجود داشته باشد؛ چراکه تهران قصد دارد به فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ادامه دهد و «ما باید این حق را به رسمیت بشناسیم».

«ایران می‌تواند اورانیوم را غنی‌سازی کند و ما باید حق فعالیت صلح‌آمیز تهران را به رسمیت بشناسیم»، گزاره‌های اعلام شده از سوی گروسی هستند و زمانی که در کنار اظهارات وزیر امور خارجه ترکیه قرار گیرد می‌تواند در رویکردی خوشبینانه از شکل‌گیری نگاهی تازه در زمینه فعالیت‌های هسته‌ای ایران حکایت داشته باشد. «هاکان فیدان»، هفته گذشته و در گفت‌وگو با فایننشال تایمز گفت که «این مثبت است که آمریکایی‌ها تمایل دارند غنی‌سازی ایران را در محدوده‌های مشخص شده بپذیرند. ایرانی‌ها هم می‌دانند باید با آمریکایی‌ها به توافق برسند و آمریکایی‌ها هم می‌دانند که ایرانی‌ها محدوده‌های خاصی دارند».

اگر این رویکرد خوشبینانه را بپذیریم نخستین پرسش مطرح شده در این زمینه ، چرایی تغییر خواهد بود. اینکه گروسی و فیدان درباره حقی حرف می‌زنند که تهران سال‌هاست بر آن تاکید کرده و به همین دلیل هم آسیب‌های بسیاری متحمل شده است؛ نشان از واقعیاتی دارد که نیازمند بررسی است.

انگیزه‌های گروسی و غرب از به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی ایران

اظهارات مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و اذعان به اینکه باید حق غنی‌سازی ایران به رسمیت شناخته شود و موضوعی که وزیر امور خارجه ترکیه مطرح کرده است، می‌تواند با چند دلیل و انگیزه مشخص صورت گرفته باشد. بستر نخست این اعلام‌ها را باید در واقعیت موجود در حقوق بین‌الملل از یک سو و اصرار و عزم ایران در برخورداری از حق خود از سوی دیگر دانست.

معاهده عدم اشاعه سلاح‌های هسته‌ای (NPT) یکی از مهمترین اسنادی است که جهان در طول یک سده اخیر آن را تدوین و تصویب کرده تا بر مبنای آن حق بهره‌مندی از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را برای کشورهای غیرهسته‌ای عضو متعهد تضمین کند. ماده ۴ این معاهده تصریح می‌کند که هیچ‌یک از مفاد آن نباید به گونه‌ای تفسیر شود که حق ذاتی کشورها برای توسعه تحقیقات، تولید و استفاده از انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح‌آمیز را نقض کند. فرایند طی شده در سال‌های اخیر و رویکرد کشورها هم نشان داده است کشورهای عضو NPT برای غنی‌سازی اورانیوم برای مصارف غیرنظامی اقدام به اخذ مجوز از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نکرده‌اند و این اقدام در صورت اعلام به آژانس و نظارت این نهاد برآن اقدامی قانونی و مطابق برا اساسنامه معاهده عدم اشاعه است.

بازخوانی پیام‌های هم‌زمان رافائل گروسی و هاکان فیدان

اصل بدیهی غنی‌سازی به تاکید ایران حاصل بیش از سه دهه پرداخت هزینه‌های مادی و معنوی است، توانی کاملا بومی که با تکیه بر دانش داخلی به دست آمده است و کنار گذاشتن آن برای تهران دقیقا به دلیل پرداخت چنین هزینه‌هایی به ویژه بعد معنوی آن امکان‌پذیر نیست. از این روست که «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه به صورت شفاف اعلام کرده است که مردم ایران برای داشتن و برخورداری از فناوری پیچیده غنی‌سازی که محصول دانشمندان ایرانی است؛ حقی غیرقابل انکار دارد. این فناوری چیزی نیست که از خارج وارد کرده باشیم تا بتوان گفت امروز از آن صرف‌نظر می‌کنیم و فردا دوباره آن را وارد خواهیم کرد؛ بلکه یک دستاورد علمی بسیار بزرگ است که دانشمندان ایرانی به آن دست یافته‌اند و با اتکا به توان داخلی ایجاد شده است.

بستر دومی که انگیزه غرب و نهادهایی چون آژانس را از تاکید بر حق ایران برای غنی‌سازی فراهم می‌کند به نوعی در همین واقعیت خوداتکایی دانش هسته‌ای ایران ریشه دارد. جایی که با وجود بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران و از بین رفتن مراکز غنی‌سازی، هیچ یک از این نهادها و کشورها نمی‌توانند مدعی شوند که توان غنی‌سازی ایران را از بین برده‌اند. واقعیت آن است که توان غنی‌سازی در ایران از میان نرفته و غرب مجبور است با این واقعیت فنی، صورت مسئله‌های خود با ایران را تعریف و حل کند.

اظهارات گروسی در صورت تداوم و تثبیت می‌تواند یکی از مهمترین گام‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در بازگشت به وظیفه و مسئولیت اصلی خود، یعنی گزارش بی‌طرفانه، قانونی و فنی از فعالیت‌های هسته‌ای کشورها از جمله ایران باشد.

بستر سومی که در هدف‌شناسی این اظهارات گروسی و سیگنال‌های فیدان می‌توان به آن توجه کرد؛ موضوع روندهای دیپلماتیکی است که بین ایران و آمریکا از نیمه بهمن ماه سال جاری آغاز شده و به نوعی امکان تبادل‌نظر میان دو طرف را فراهم ساخته است. این روند آغاز شده که دو طرف دور اول آن را مثبت ارزیابی کرده‌اند و به نظر می‌رسد در هفته جاری هم ادامه داشته باشد؛ می‌تواند در صورت مهار تنش‌خواهان و وجود اعتمادی حداقلی مسیر پرونده هسته‌ای ایران را از روند پیچیده کنونی خارج و به موضوعی عادی تبدیل کند. گرچه آنچه میان عراقچی با ویتکاف و کوشنر گذشته چندان مشخص نیست اما اگر اظهارات فیدان را برداشتی از این مذاکرات فرض کنیم؛ آنگاه می‌توان از انعطاف آمریکا نسبت به موضع پیشین خود درباره حق غنی‌سازی ایران، با احتیاط سخن گفت و به این نتیجه رسید که مسیر دیپلماتیک باز شده میان دو کشور، رسیدن به نوعی از انعطاف را تاحدی امکان‌پذیر نشان می‌دهد.

حراست از دیپلماسی در سایه پذیرش اصل بدیهی

اصل بدیهی بهره‌مندی از حق غنی‌سازی، مهمترین اصلی است که تهران از همان آغاز فعالیت‌های هسته‌ای خود بر آن تاکید کرده است. حقی قانونی که اذعان به داشتن آن، از سوی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را می‌توان تنها عمل به وظیفه ذاتی وی به عنوان مسئول نهادی ناظر بر فعالیت‌های هسته‌ای دانست و بار دیگر این پرسش را از مدیرکل آژانس مطرح کرد که اگر کشوری با تاسیسات هسته‌ای و بهره‌مند از این حق است؛ چرا این تاسیسات باید مورد حمله کشور دیگری قرار گیرد؟ اگر این حمله خارج از حیطه کنترل و اختیارات گروسی بوده؛ محکومیت این اقدام هم شامل چنین معذوریتی بوده است؟ چرا مدیرکل آژانس و این نهاد تاکنون چنین حمله‌ای را محکوم نکرده‌اند؛ موضوعی که به یکی از گره‌های ذهنی تصمیم‌گیران در ایران تبدیل شده است؛ از آن رو که بیشترین و گسترده‌ترین همکاری فنی و حقوقی را با آژانس داشته و اکنون با حمله خرداد ماه به نوعی قادر به توجیه همکاری‌های آینده با این نهاد دستکم برای افکار داخلی خود نیست، به ویژه آنکه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ارائه هرگونه دستورالعمل مشخص و امنی برای بازرسی از تاسیسات هسته‌ای آسیب‌دیده ایران ارائه نمی‌کند و این، بدگمانی تهران به هرگونه حضور و بازرسی را تشدید می‌کند.

اظهارات گروسی در صورت تداوم و تثبیت می‌تواند یکی از مهمترین گام‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در بازگشت به وظیفه و مسئولیت اصلی خود، یعنی ارائه گزارش بی‌طرفانه، قانونی و فنی از فعالیت‌های هسته‌ای کشورها از جمله ایران باشد. تغییر مثبت رویکرد در جانب آژانس می تواند در گام نخست اعتماد از میان رفته بین ایران و آژانس را بازگرداند. تاثیر این روند بر مذاکرات هسته‌ای میان تهران و واشنگتن هم غیرقابل انکار است. رویکردی منبتی بر مدیریت تنش که با عبور از مفهوم محدودسازی، راه را برای نظارت قانونی که پیش از این هم میان ایران و این نهاد در جریان بود، باز خواهد کرد.

به رسمیت شناختن حقوق هسته‌ای ایران از سوی آمریکا و تسهیل مسیرهای استفاده از این حقوق از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از یک سو و اقدامات اعتمادساز تهران درزمینه غنای اورانیوم و ذخایر خود همان انعطاف‌پذیری مورد نیازی است که می‌تواند روند دیپلماتیک جاری را حفظ و حتی به سوی توافقی منطقی و منصفانه رهنمون شود.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید