گزارش تحلیلی خبری فردا نیوز ؛
مذاکرات مسقط ؛ اعلام توافق یا صدور بیانیه کاهش تنش؟
گزارشهای رسانهای از گفتوگوهای هستهای نشان میدهد ایران با حفظ خطوط قرمز خود، سناریوهایی را بررسی کرده که هدف آن مهار بحران و کاستن از فشارهای فوری است، نه عقبنشینی از مواضع راهبردی.
گروه سیاست خارجی فردا : انتشار گزارشهایی از منابع مختلف رسانهای نشان میدهد که فضای حاکم بر تحرکات دیپلماتیک اخیر میان ایران و آمریکا، بیش از آنکه معطوف به «معامله بزرگ» یا توافق نهایی باشد، بر مدیریت بحران، کاهش ریسک و مهار تنشهای فوری تمرکز دارد. مجموعه این نشانهها حاکی از آن است که تهران با حفظ خطوط قرمز راهبردی خود، در حال آزمودن مسیرهایی برای کنترل پرونده هستهای در سطح بینالمللی است، بیآنکه وارد فاز امتیازدهی سیاسی شود.
بر اساس ادعای مطرحشده از سوی المانیتور، مذاکرهکنندگان ایرانی در چارچوب بحثهای غیرعلنی، انعطافپذیری تاکتیکی از خود نشان دادهاند؛ انعطافی که نه در سطح تغییر مواضع بنیادین، بلکه در قالب بررسی سناریوهای فنی و اعتمادساز تعریف میشود.
نکته کلیدی در این روایت آن است که این گزینهها نه بهعنوان «امتیاز»، بلکه بهمثابه اقدامات اعتمادساز موقت مطرح شدهاند؛ اقداماتی که هدف اصلی آنها پاسخ به نگرانیهای فوری ، بدون دست بردن در ماهیت و حق حاکمیتی ایران بر برنامه هستهای خود است. به بیان دیگر، تهران میکوشد ماجرا را از وضعیت «بحران فعال» خارج کند، بیآنکه آن را به یک ابزار چانهزنی سیاسی گسترده تبدیل کند.
در همین چارچوب، ایده «کنسرسیوم منطقهای» اهمیت ویژهای پیدا میکند. این مفهوم، برخلاف مذاکرات دوجانبه کلاسیک ایران و آمریکا، پرونده هستهای را در بستری چندجانبه و همکاریمحور بازتعریف میکند؛ مدلی که میتواند هم اتهامات بی اساس فنی را کاهش دهد و هم از تبدیل شدن مذاکرات به یک دوگانه پرهزینه سیاسی جلوگیری کند. چنین رویکردی، در عمل میتواند نقش بازیگران منطقهای را از «تماشاگر نگران» به «شریک نظارتی» تغییر دهد.
از سوی دیگر، گزارش دوم المانیتور نشان میدهد که ایران و آمریکا حتی در شکل آغاز گفتوگوها نیز به دنبال کاهش سطح اصطکاک بودهاند. بر اساس این روایت، قرار بوده مذاکرات با صدور یک «اعلامیه کاهش تنش» آغاز شود؛ بیانیهای که در آن دو طرف متعهد شوند وارد تبادلات خصمانه نشوند و دیپلماسی را مسیر ترجیحی خود بدانند. اهمیت این اعلامیه نه در ارزش نمادین آن، بلکه در کارکرد عملیاش بهعنوان ابزار مدیریت ریسک تعریف شده است؛ اقدامی برای جلوگیری از محاسبه غلط، نه کسب دستاورد تبلیغاتی.
این تصویر، زمانی روشنتر میشود که گزارش رویترز به نقل از المیادین را کنار آن قرار دهیم. بر اساس این گزارش، ایران از ابتدا تأکید کرده که تنها درباره برنامه هستهای با آمریکا مذاکره خواهد کرد، در حالی که واشنگتن در پی افزودن موضوعات دیگر به دستورکار است. این اختلاف، شکاف راهبردی دو طرف را آشکار میکند: ایران بهدنبال محدودسازی دامنه مذاکره و جلوگیری از تبدیل آن به بستهای فراگیر از مطالبات سیاسی و امنیتی است؛ در مقابل، آمریکا تلاش میکند مذاکرات را به سکویی برای طرح مسائل منطقهای و فراتر از هستهای تبدیل کند.
در این میان، گزارش الجزیره درباره تداوم گفتوگوها پیرامون مشارکت کشورهای عربی و اسلامی در مذاکرات عمان، نشاندهنده یک لایه مکمل در دیپلماسی جاری است. حضور یا حتی نقشآفرینی غیرمستقیم بازیگران منطقهای میتواند هم به کاهش فشار روانی بر مذاکرات کمک کند و هم مسیر را برای چارچوبهای چندجانبهتر هموار سازد؛ هرچند چنین مدلی همچنان با حساسیتهای جدی از سوی واشنگتن و برخی متحدانش مواجه است.
جمعبندی این تحولات نشان میدهد که تهران در شرایط فعلی، بهدنبال کاهش تهدید فوری و حفظ ابتکار عمل است. انعطافپذیری مطرحشده در گزارشها، بیش از آنکه نشانه عقبنشینی باشد، بیانگر تلاش برای مدیریت یک پرونده پرهزینه در محیطی پرتنش است. در مقابل، اصرار آمریکا بر گسترش دستورکار مذاکرات، میتواند این مسیر شکننده را با چالشهای تازهای روبهرو کند.
در نهایت، آنچه امروز در حال شکلگیری است نه یک توافق جامع، بلکه K,UD دیپلماسی برای جلوگیری از بحرانی شدن وضعیت است؛ دیپلماسیای که موفقیت یا شکست آن، به میزان پایبندی طرفها به همین منطق مدیریت ریسک وابسته خواهد بود.