یادداشتی از سعید آجورلو ؛

ایران چه کرده و چه باید بکند؟

آنها می دانند که اگر پای سناریوی چهارم نایستند آن سه سناریوی دیگر خسران خواهد بود.

کد خبر : 1392654

ترامپ جنگ با ایران را مانند جنگ بوش پسر با عراق شروع کرد. برای ضربه اول، رهبری را ترور و به جلسه فرماندهان نظامی حمله کرد و از نظامیان خواست تا اسلحه ها را زمین بگذارند. واکنش ایران بسیار ترسناک و جدی بود. در روز اول سرزمین های اشغالی و پایگاه ها و منافع آمریکا در منطقه تبدیل به جهنم شد. روندی که تا ر‌وز هفتم جنگ ادامه یافته و به نتایجی چون کنترل تنگه هرمز، افزایش قیمت نفت، نگرانی اروپا و چین، ناامنی کشورهای عربی، شکستن سهام ها در کشورهای شمال، تعطیلی پروازها در منطقه، کاهش ذخایر موشک رهگیری آمریکا و اسراییل، تعطیلی داوطلبانه شرکت های نفتی قطری و امثالهم انجامیده است. 

حالا ترامپ به خوبی دریافته که سناریوی رژیم چنج مشابه عراق ربطی به ایران ندارد. او بلافاصله سراغ سناریوی ونزوئلا رفت و صراحتا خواهان مشارکت در انتخاب رهبر آینده شد. همزمان با پیش بردن سناریوی عراق سازی و تسلیم نظامی، از پیشنهاد تسلیم سیاسی هم رونمایی کرد. به نظر می رسد دستاورد سیاسی می تواند یکی از پنجره های خروجی او از جنگ باشد. در تهران بر خلاف ونزوئلا به او بی اعتنایی شده است. 

سناریوی سومی هم در کار است؛ سوریه سازی یا عراق بعد از جنگ اول خلیج فارس. کلنگی کردن ایران، جنگ داخلی، تجزیه طلبی. ترامپ در واقع می گوید که اگر نظام تغییر نکرد و رهبری بدون شعار مرگ بر آمریکا و اسراییل انتخاب نشد، یک ایران ضعیف و کلنگی باقی مانده است. 

اما نگاه ایران چیست؟ سناریوی عراق سازی شکست خورد و تغییر نظام توهم بود. برای اینکه تبدیل به ونزوئلا شویم، بیش از حد قوی هستیم و بنابراین ترامپ درباره این سناریو دچار خطای محاسباتی شده است. برای سوریه ای شدن هم خبری از جنگ داخلی نیست. بنابراین ایران در متن سناریوی ترامپ قرار ندارد. بر عکس؛ یک احساس غرور از کنترل تنگه هرمز برای ایران به دست آمده. بازار انرژی را ایران در اختیار گرفته. کشورهای عربی جرات حمله مستقیم به ایران را ندارند. چند اف ۱۵ هم شکار شده. آسمان اسراییل مثل یک اتوبان شده و دفاع اسراییل مثل پنیر سوییسی سوراخ است. در چنین شرایطی ایران به جای مصاحبه های بلوف زنانه مثل ترامپ با تمرکز کارش را جلو ببرد. مقاومت یکپارچه را ادامه دهد. سوخت رسان های دشمن را هدف قرار می دهد. ترس را بیشتر بر رژیم مستولی می کند. حزب الله لبنان از موضع خلع سلاح تبدیل به طرف جنگ شده. اگر لازم شد یمن هم خواهد پیوست. 

پس یک سناریوی چهارم هم وجود دارد؛ جمهوری اسلامی متفاوت از ذهنیت آمریکایی اسراییلی. هم مواد هسته ای دارد، هم یک درس حسابی به برخی همسایگان ریاکارش داده. هم برای انرژی جهان تعیین تکلیف می کند. و هم غیر قابل محاسبه شده است. این تصویر از ایران بزرگ ترین دستاوردی است که جنگ می تواند برای ما داشته باشد. ایران، جنگ ۱۲ روزه را به مثابه ۷ اکتبر خود دیده و برای وجود خود می جنگد. برای متوقف کردن ایران راه مانند جنگ ۱۲ روزه هموار نیست. در ایران کسانی می جنگند که نه ترس و خوفی در دل راه می دهند نه با پیام های دیپلماتیک راه خود را عوض می کنند. تنها زمانی این جنگ پایان می پذیرد که سناریوی چهارم شکل بگیرد؛ یک ایران قوی. آنها می دانند که اگر پای سناریوی چهارم نایستند آن سه سناریوی دیگر خسران خواهد بود.

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: