ورود اژدها به معادله ۲ تنگه/ چرا پکن وارد میدان میانجیگری شد؟

چرا پکن درست پس از تثبیت موقعیت ایران در هرمز و انصارا... در باب‌المندب، وارد میدان میانجیگری شد؟

کد خبر : 1411765

 تحرک تازه چین برای ایفای نقش در پایان جنگ ایران و آمریکا را نباید صرفاً یک موضع‌گیری دیپلماتیک یا دعوت اخلاقی به صلح تلقی کرد. شی جین‌پینگ در اجلاس بریکس از این مجموعه خواست به صلح‌ساز بحران خاورمیانه تبدیل شود و تأکید کرد تداوم جنگ با منافع مشترک جامعه جهانی سازگار نیست. این سخنان، در واقع اعلام ورود حساب‌شده پکن به بحرانی است که اکنون دو شاهراه حیاتی اقتصاد جهان را همزمان تحت تأثیر قرار داده است.

چین زمانی جدی‌تر وارد میدان شده که جغرافیای جنگ، صورت‌بندی تازه‌ای پیدا کرده است. تنگه هرمز در شرق و باب‌المندب در جنوب‌غربی شبه‌جزیره عربستان. پیشروی انصارا... و تصرف مخا، ذباب، میون و جزایر حنیش بزرگ و کوچک، حوثی ها را بر سواحل و جزایر مشرف به باب‌المندب مسلط کرده است. در سوی دیگر، ایران پس از جنگ آمریکا علیه خود، هرمز را از یک گذرگاه تحت نظم امنیتی واشنگتن به اهرمی برای تحمیل هزینه و بازتعریف قواعد عبور تبدیل کرده است.بحران از مرحله فرسایش آمریکا عبور کرده و به مرحله تهدید منافع اقتصادی پکن رسیده است. چین از تضعیف اعتبار و موقعیت نظامی آمریکا در غرب آسیا متضرر نمی‌شود، اما نمی‌تواند نسبت به اختلال همزمان در دو شریان اصلی انتقال انرژی و تجارت بی‌تفاوت بماند. قدرت چین برخلاف آمریکا نه بر استقرار ناوگان‌های نظامی، بلکه بر استمرار جریان کالا، انرژی و سرمایه بنا شده است. بسته‌شدن یا حتی کاهش محسوس عبورومرور از هرمز و باب‌المندب، مستقیماً مدل قدرت چین را هدف قرار می‌دهد.در این میان، تصرف مناطق مشرف به باب‌المندب، انصارا... را بدون برخورداری از یک نیروی دریایی کلاسیک، به بازیگری دارای قدرت تنظیم‌گری دریایی تبدیل کرده است. این جنبش اکنون می‌تواند کشتی‌ها را پایش کند، برخی را عبور دهد و برخی دیگر را در معرض تهدید قرار دهد. ترامپ مدعی شد انصارا... با دولت آمریکا تماس گرفته و گفته است خواهان ورود مستقیم واشنگتن به جنگ نیست. او همچنین گفت یمنی‌ها بیشتر کشتی‌ها را عبور می‌دهند و فقط با کشتی‌های یک کشور مشکل دارند.

اما انصارا... این ادعا را به‌صراحت تکذیب کرد. «حزام الاسد»، عضو دفتر سیاسی این جنبش، روایت ترامپ را دروغ و فاقد مبنای واقعی خواند و گفت رئیس‌جمهور آمریکا بار دیگر به طرح «ادعاهای مضحک و روایت‌هایی که صحت ندارند» روی آورده است. او سپس با کنایه نوشت: «دستی را که نمی‌توانی بشکنی، ببوس و برای شکستن آن دعا کن.» این واکنش نشان می‌دهد انصارا... نمی‌خواهد خود را متقاضی مصالحه با واشنگتن نشان دهد؛ بلکه تلاش دارد عقب‌نشینی آمریکا از ورود مستقیم به جنگ را نتیجه بازدارندگی خود معرفی کند.

دومین علت ورود پکن، آشکارشدن ناتوانی آمریکا در مدیریت همزمان چند جبهه است. محمد بن سلمان دست‌کم در دو تماس از ترامپ خواست حملات مستقیمی علیه انصارا... انجام دهد، اما واشنگتن با این درخواست موافقت نکرد و کمک اطلاعاتی و هدف‌یابی را جایگزین مداخله مستقیم کرد. آمریکا می‌داند گشودن یک جبهه تازه در یمن، در شرایط درگیری فرسایشی با ایران، نه‌تنها باب‌المندب را امن نمی‌کند بلکه می‌تواند دامنه حملات به کشتی‌ها و پایگاه‌های آمریکایی را گسترش دهد.عامل سوم، تحول در موقعیت ایران در تنگه هرمز است. اعلام رئیس جمهور پزشکیان مبنی بر امضای توافق ایران و عمان درباره مسیر مشترک تردد کشتی‌ها و ارائه آن به سازمان بین‌المللی دریانوردی، از یک تغییر مهم حکایت دارد که یعنی مدیریت هرمز دیگر نمی‌تواند بدون ایران انجام شود. توافق دو دولت ساحلی تنگه، در عمل در حال تثبیت و اثبات مدیریت ایران بر هرمز است؛ مدیریتی که پس از جنگ، از سطح توان نظامی به سطح قاعده‌گذاری حقوقی و دیپلماتیک ارتقا می‌یابد.

تأکید سخنگوی وزارت خارجه ایران بر این که این تفاهم به‌معنای امن‌شدن فوری تردد نیست نیز در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند که تعیین مسیر عبور یک موضوع فنی است، اما امنیت پایدار زمانی بازمی‌گردد که منافع و امنیت ایران تأمین شود. بنابراین ایران خود را نه اخلالگر یک نظم موجود، بلکه واضع نظم جدید هرمز معرفی می‌کند.چین دقیقاً در همین نقطه به صورت جدی تر وارد شده است. زمانی که حذف ایران از معادله هرمز ناممکن و کنارگذاشتن انصارا... از معادله باب‌المندب نیز بسیار پرهزینه شده است. پکن می‌خواهد میان این واقعیت‌های جدید و نیاز اقتصاد جهانی به ثبات، یک سازوکار سیاسی ایجاد کند.از سوی دیگر، این بحران آزمون اعتبار بریکس نیز هست. پذیرش بیانیه مشترک اجلاس از سوی ایران و امارات، با تأکید بر امنیت دریایی، حفاظت از جریان انرژی و راه‌حل سیاسی، حداقلی از اجماع را به وجود آورده است. چین می‌خواهد همین اجماع حداقلی را به ابتکاری عملیاتی تبدیل کند و بریکس را از یک باشگاه اقتصادی به بازیگری مؤثر در نظم سیاسی جهان ارتقا دهد.همچنین می توان گفت یکی دیگر از علل ورود چین به این بحران ، بهره‌برداری از افول توان تنظیم‌گری آمریکاست و این یعنی آمریکا هنوز می‌تواند جنگ را آغاز کند، اما دیگر قادر نیست به‌تنهایی قواعد پایان آن را بنویسد.

روزنامه خراسان

لینک کوتاه :

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: