فاز عملیاتی جنگ سوم خليج فارس
نوشته: پروفسور مظفر اقبال مترجم: علي فتحعلي آشتياني
مراحل طراحي و ترسيم نقشههاي جنگِ بعدي خليج فارس پايان يافته و اينك به سرعت در حال ورود به فاز عملياتي است. سيبل بعدي نيروهاي ائتلاف غرب اين مرتبه ايران است. طرح تهاجم هماكنون به مرحلهاي ارتقا يافته كه متحدين دائمي و سنتي غرب در خليج فارس با صدور اجازه تاسيس پايگاههاي نظامي در كشورهايشان براي انجام عمليات هوايي و زميني عليه ايران، همكاري خود را در عمل به نمايش گذاشتهاند. گفتني است كه خلاء توني بلر را نيكولاس ساركوزي، رئيسجمهور فرانسه پر ميكند و حتي از بريتانيا نيز جلو خواهد زد. البته انگليس از همكاري با آمريكا در اجراي نقشه تهاجم به ايران عقب ننشسته است. به هر حال آمريكا با برخورداري از حمايت و پشتيباني فرانسه، سكوت تاكتيكي آلمان، و مشاركت فعال كشورهاي كوچكتر اروپايي نظير لهستان در موقعيتي به مراتب قدرتمندتر از گذشته قرار خواهد گرفت. استراتژي آنها در اين تهاجم با استراتژي به كاررفته عليه افغانستان و عراق تفاوت ميكند. در جمعِ كشورهايي كه با اراده و تمايل خود به اين ائتلاف خواهند پيوست كشورهاي عربي- هرچند در ظاهر سكوت پيشه كنند و به شكل فعال در عمليات نظامي عليه ايران شركت نداشته باشند- پشتيبانيهاي لجستيكي لازم براي عمليات را تامين خواهند كرد و بدينترتيب بر گستره ائتلاف خواهند افزود. در اين راستا ساركوزي، رئيسجمهور فرانسه طي سفري كه در ژانويه 2008 به ابوظبي داشت با امضاي قراردادي، موافقت تاسيس پايگاه نظامي دائمي در امارات متحده عربي را كسب كرد و هماكنون نيز مراحل راهاندازي اين پايگاه را آغاز كرده است. مقرر است بين 400 تا 500 نفر از نظاميان فرانسوي مركب از نيروي هوايي، زميني و دريايي در اين پايگاه مستقر شوند. اين توافقنامه به امضاي شيخ عبدالله بن زايد آل نهيان، وزير امور خارجه امارات و اِرو مورَن، وزير دفاع فرانسه رسيده است. چند روز پس از ديدار رئيسجمهور فرانسه از امارات، جرج بوش نيز به اين كشور آمد و يكي از تندترين سخنرانيهاي خود در سفر هشت روزهاش به خاورميانه را در مركز مطالعات و تحقيقات راهبردي امارات متحده عربي ايراد كرد و به امارات و ديگر كشورهاي نفتخيز همسايه در مورد تهديد جدي ايران!!! براي امنيت آنها - تهديدي كه تا دير نشده است بايد با آن مقابله كرد- هشدار داد. مشاوران بوش، نطق بوش را سخنراني كليدي او در سفر منطقهاياش توصيف كردند. الفاظ به كاررفته در اين سخنراني به شكلي غيرمعمول تند و پرخاشگرانه و مبالغهآميز حتي براي بوش بود. او با دست گذاشتن بر خودبزرگبيني عربها و هندوانه گذاشتن زير بغل آنها سخنش را چنين آغاز كرد: " اين فرصت براي من باعث افتخار است كه در خاك سرزمينهاي عربي ايستاده و با مردم اين كشور و منطقه سخن بگويم. سرزمينهايي كه مردم عرب از آنها به وطن ياد ميكنند در سراسر تاريخ نقشي محوري در امور جهان ايفا كرده است... ما در ابوظبي، تصوير آينده] جديدي[ را به وضوح ميبينيم. شما با تلاشهايي كه سنگ بنايش را نياي جليلالقدر اين سرزمين- شيخ زايد- گذاشت توفيق يافتيد جامعهاي شكوفان و سعادتمند در دل صحرا بنا كنيد. شما درهاي خود را به روي اقتصاد جهان باز كردهايد. زنانتان را براي كمك به پيشرفت كشورتان تشويق نمودهايد- و آنها برخي از عاليترين مناصب وزارتي را به اشغال خود درآوردهاند. بارها براي شوراي ملي فدرال، انتخاباتي تاريخي برگزار نمودهايد. الگوي كشوري مسلمان را كه اهل مدارا و تساهل با پيروان ساير اديان است را به دنيا نشان دادهايد. مايه مباهات من است كه در ميان ملتي هستم كه از فرصت بناي آيندهاي بهتر براي خود و خانوادههايشان برخوردارند. از ميهماننوازي گرم شما تشكر ميكنم." سپس حملات تند او عليه ايران آغاز شد: " يكي از عوامل بيثباتي، افراطيوني هستند كه رژيم حاكم بر ايران آنها را مورد حمايت خود قرار داده است. ايران امروزه اصليترين دولت حامي تروريسم است. در حالي كه مردم اين كشور با سركوب و مرارتهاي اقتصادي دست به گريبان هستند، صدها ميليون دلار به تندروهاي دنيا ارسال ميكند. با تسليح و كمك به گروه تروريستي حزبالله، اميد به صلح در لبنان را متزلزل مينمايد. با حمايتهاي مالي خود از گروههايي مانند حماس و جهاد اسلامي فلسطين كورسوي اميد به صلح را در ساير نقاط منطقه خاموش ميكند. طالبان افغانستان و شبهنظاميان عراقي را مسلح مينمايد. همسايگانش را با موشكهاي بالستيك و ادبيات خصمانه دچار رعب و وحشت ميكند. و سرانجام، با امتناع از عملكرد شفاف درباره برنامهها و جاهطلبيهاي هستهاياش به سازمان ملل پشت كرده و منطقه را ناامن ميسازد. اقدامات ايران امنيت تمام ملتها را به خطر انداخته است. بنابراين، آمريكا تعهدات امنيتي ديرينه خود با دوستانش در خليج فارس- و دوستان همداستانش در جهان - را براي مقابله با اين خطر پيش از آنكه دير شود، تقويت مي نمايد." اگر كسي نسبت به سمت و سوي تهاجم بعدي غرب به جهان اسلام دچار شك و ترديد است، بايد به وقايعي كه پس از ورود بوش به عربستان رخ داد توجه كند. بوش بعد از نطق پرخاشگرانهاش عليه ايران در امارات، در عمل به وعده قبلي خود مبني بر ارسال سلاح به متحدان عربش در خليج فارس كه بالغ بر 20 ميليارد دلار ميشود، پيشنهاد 900 فقره تجهيزات هدايتشونده ماهوارهاي براي حمله مستقيم مشترك را ارائه كرد. اين فقره 20 ميليارد دلاري فقط يك قسمت از محمولههاي بزرگتر است. بوش هنوز در خاك عربستان بود كه دولت او تصميم به فروش فناوري حساس نظامي به عربستان را به اطلاع كنگره رساند. جو بايدِن، عضو حزب دموكرات و رئيس كميسيون روابط خارجي سنا در واكنش به اين اعلام دولت بوش گفت: كنگره بايد متقاعد شود كه فروش اين فناوري از ابعاد نظامي قابل درك است و امينت آمريكا و متحدانش را تهديد نخواهد كرد. منظور او از متحدان به طور قطع، اسرائيل است. اما كنگره، صرفنظر از اين بيانيه، بيش از هر زمان ديگري مايل به حمايت از پيشنهاد بوش است؛ سناريو به گونهاي نگارش يافته كه ميبينيم منافع آنها به هم گره خورد تا مقدمات جنگ بعدي خليج فارس آماده شود. بيشتر وقت بوش در عربستانِ تحت اشغال سعوديها پشت درهاي بسته گذشت. اوقاتي را كه او در انظار ظاهر ميشد به برنامههاي نمايشي و تشريفاتي اختصاص داشت. عبدالله، پادشاه عربستان، نشان لياقت را به بوش اعطا كرد. و او با برخي از شخصيتهاي اين كشور ملاقاتهايي انجام داد، از مزرعه باشكوه عبدالله ديدن كرد كه ميگويند اصطبلهايش داراي دستگاههاي تهويه هوا و امكانات آبدرماني براي اسبهاست؛ اما همه اينها جزء برنامههاي حاشيهاي محسوب ميشدند، در حالي كه او بر اجراي ماموريت اصلياش يعني القاي ترس از ايران متمركز شده بود. ايران در طول اين تحريك و تحركات اخير آمريكا آرام و بيواكنش باقي مانده است، اما منوچهر متكي به درستي قصد و غرض بوش از سفر خاورميانهاياش را درك كرده و آن را تلاشي براي دامنزدن به جو ايرانهراسي در منطقه توصيف نموده است. معذلك، واكنش ايران به برنامهريزي استراتژيكي كه هماكنون در واشنگتن جريان دارد، ضعيف و بياثر بوده است. به رغم موفقيت قابل توجه بوش در تلقين نظرات خود به سلاطين كشورهاي منطقه، افكار عمومي عليه او باقي ماند. احمد دَهور، در نشريه الحيات الجديد، ديدگاه بزرگنماييشده بوش در مورد فلسطين را چنين توصيف كرد: براي جرج بوش كاري ندارد كه از داروخانه توهمات و مُسكِنهايش براي ما نسخه بپيچد و بگويد كه تا پيش از پايان دوران رياستجمهورياش يك كشور فلسطيني تشكيل خواهد شد. اما چگونه كسي ميتواند بنايي را روي ستونهاي نمكي و در ميانه باد و باران بسازد؟ سفر او براي فروش جنگافزار و جلب مشتري براي دموكراسي آمريكايي شايد افكار عمومي را درباره او و كشورش تغيير نداده باشد، اما قطعاً گامي به جلو براي كساني است كه روي طرحها و نقشههاي احتياطي كار ميكنند تا بستر ماجراجويي بزرگ بعدي آمريكا در جهان اسلام را بگسترانند. حماقتي كه اين بار در قلب مقدسترين مكانهاي اسلام و منطقهاي كه منبع عظيم ذخاير نفتي جهان ميباشد صورت خواهد گرفت. منبع: عدالتخانه