کالبدشکافی نظرسنجیهای انتخابات رژیم صهیونیستی؛ رقابت در تلاقی شکافهای اجتماعی و بنبست ائتلافی
پیمایش مؤسسه لازار برای معاریو، منتشرشده در ۲۳ اکتبر، بلوک نتانیاهو را ۴۸ کرسی و مخالفان صهیونیست را ۵۴ کرسی برآورد کرده است.
مصطفی صادقی : مسیر نتانیاهو برای حفظ اکثریت، در بیشتر نظرسنجیها دشوار به نظر میرسد؛ اما رقبایش نیز برای کنار زدن او، به شریکانی احتیاج دارند که حاضر نیستند کنارشان بنشینند. در اندک زمان باقیمانده تا انتخابات ۲۷ اکتبر، این تناقض به مسئله اصلی رقابت در سرزمینهای اشغالی تبدیل شده است: مخالفت با نخستوزیر، از ظرفیت تشکیل دولت جایگزین بزرگتر است. زیر این بنبست، چند شکاف اجتماعی فعال قرار دارد؛ از نابرابری در تحمل هزینه جنگ تا امتیازات مذهبی و محرومسازی سیاسی فلسطینیها.
نقشه کرسیها؛ عقبافتادگی لیکود، بدون اکثریت جایگزین
پیمایش مؤسسه لازار برای معاریو، منتشرشده در ۲۳ اکتبر، بلوک نتانیاهو را ۴۸ کرسی و مخالفان صهیونیست را ۵۴ کرسی برآورد کرده است.
در بلوک نتانیاهو، لیکود با ۱۹ کرسی بزرگترین حزب است؛ شاس ۸ کرسی دارد و سه حزب «قدرت یهودی»، «یهودیت متحد توراتی» و «صهیونیسم مذهبی» هرکدام ۷ کرسی میگیرند.
در سوی مقابل، یاشار به رهبری گادی آیزنکوت با ۲۱ کرسی پیشتاز است. فهرست نفتالی بنت ۱۵ کرسی، دموکراتها ۱۰ کرسی و حزب آویگدور لیبرمن ۸ کرسی دارند. بیرون از دو اردوگاه، فهرست مشترک ۹ کرسی، رعام پنج کرسی و فهرست هندل چهار کرسی میگیرند.
بنابراین بلوک نخستوزیر ۱۳ کرسی و مخالفانش هفت کرسی با اکثریت ۶۱کرسی فاصله دارند. حتی همراهی هندل با مخالفان، آنها را فقط به ۵۸ کرسی میرساند. اختلاف ششکرسی دو بلوک، بهتنهایی گره تشکیل دولت را باز نمیکند.
این تصویر البته اجماعی نیست. نظرسنجی زمان، منتشرشده در ۲۲ اکتبر، هر دو بلوک را ۵۱کرسی نشان میدهد؛ در مقابل، طبق بررسی مدیالاین، شبکه ۱۴ در پیمایش ۲۱ اکتبر برای نتانیاهو ۶۲ کرسی برآورد کرده است. دامنه ۴۸ تا ۶۲، اختلافی تعیینکننده است. بدون بررسی ترکیب نمونه، وزندهی و مدل مشارکت، میانگینگیری ساده از این اعداد میتواند تفاوت مؤسسات را پنهان کند.

آیزنکوت جلوتر است؛ اما «ضد نتانیاهو» یک برنامه مشترک نیست
در سنجش ترجیح نخستوزیری معاریو، آیزنکوت ۴۹ به ۴۱ درصد از نتانیاهو جلوتر است؛ بنت نیز ۴۵ به ۴۳ درصد برتری دارد. فاصله هشتواحدی آیزنکوت، موقعیت رقابتی او را نشان میدهد؛ اما این پرسش، انتخابات مستقیم نخستوزیری نیست و فاصله دوواحدی بنت نیز بدون آزمون آماری، برتری قطعی محسوب نمیشود.
از منظر علوم سیاسی، مخالفان با مسئله «ائتلاف سلبی» مواجهاند: توافق بر سر حذف یک رهبر، بدون توافق کافی بر سر نظم پس از او. آیزنکوت، بنت، لیبرمن و گولان از خاستگاههای متفاوت نظامی، راست ملیگرا، سکولار و چپ صهیونیست آمدهاند. مخالفت با نتانیاهو آنها را کنار هم قرار میدهد؛ اما همین اشتراک، اختلاف بر سر شریک ائتلافی، مذهب و مسئله فلسطین را از میان نمیبرد.

سربازی؛ شکافی که از مرز راست و چپ عبور میکند
پیمایش مرکز ویتربی، اجراشده در ۵ تا ۸ اکتبر با ۶۰۲ پاسخگوی یهودی و ۱۴۹ پاسخگوی عرب، نشان میدهد ۷۲ درصد پاسخگویان یهودی از قانون سربازی برابر حریدیها حمایت میکنند؛ ۷۱ درصد نیز خواهان تشکیل کمیسیون رسمی بررسی وقایع هفتم اکتبرند. اولی مطالبه تقسیم هزینههاست؛ دومی مطالبه پاسخگویی درباره شکست امنیتی.
در جامعهشناسی سیاسی، اینجا با پیوند شکاف دین و دولت و عدالت توزیعی روبهرو هستیم. جنگ، مسئله معافیت مذهبی را از بحث حقوقی به تجربه روزمره خانوادههای نیروهای ذخیره تبدیل کرده است: چه کسی خدمت میکند، درآمد از دست میدهد و هزینه خانوادگی میپردازد؟
این شکاف، راست را نیز یکپارچه باقی نمیگذارد. احزاب حریدی از متحدان نتانیاهو هستند؛ اما مطالبه سربازی برابر به مخالفان چپ محدود نیست. نخستوزیر باید میان حفظ شریکان مذهبی و پاسخگویی به ناراضیان از نابرابری حرکت کند. همزمان، اعتراض به معافیت را نباید اعتراض به اصل جنگ تلقی کرد؛ مطالبه میتواند ادامه جنگ با مشارکت نظامی گستردهتر باشد.

فلسطینیها؛ وزن انتخاباتی بالا، دسترسی محدود به قدرت
در هر دو پیمایش معاریو و زمان، احزاب عربی ۱۴ کرسی دارند؛ بیش از فاصله مخالفان با اکثریت. بااینحال، بیشتر رهبران مخالف، همکاری ائتلافی با این احزاب را رد کردهاند. حاصل، شکاف میان «نمایندگی در پارلمان» و «دسترسی به حکومت» است: رأی فلسطینیها در محاسبه شکست نتانیاهو اهمیت دارد، اما پذیرش نمایندگانشان بهعنوان شریک قدرت با مانع روبهروست.
گزارش میدانی گاردین، ترس از تداوم راست افراطی را از انگیزههای مشارکت توصیف میکند. این الگو را میتوان «بسیج دفاعی» نامید: حضور برای محدود کردن آسیب، حتی بدون اعتماد به جایگزین. در مقابل، بیاعتمادی به ساختار سیاسی میتواند به تحریم صندوق بینجامد. رقابت میان این دو انگیزه مهم است؛ اما گزارش میدانی، نرخ مشارکت نهایی را اندازه نمیگیرد.
رأیهای تثبیتشده، کرسیهای شکننده
در پیمایش زمان، ۸۷ درصد گفتهاند تصمیم انتخاباتی خود را گرفتهاند و فقط ۲٫۴ درصد همچنان میان دو بلوک مردد بودهاند. این یافته با رقابتی مبتنی بر صفبندیهای تثبیتشده سازگار است؛ هرچند بهتنهایی شدت خصومت میان اردوگاهها را نمیسنجد.
بااینحال، تثبیت ترجیحات بهمعنای تثبیت نتیجه نیست. فهرست وینتر با ۳ درصد زیر حدنصاب ۳٫۲۵درصدی قرار دارد؛ فهرست هندل با ۳٫۶ درصد چهار کرسی میگیرد. جابهجایی اندک پیرامون حدنصاب میتواند توزیع کرسیها را تغییر دهد. بنابراین افت یک بلوک، لزوماً معادل انتقال رأیدهندگانش به رقیب نیست؛ ممکن است حاصل بینماینده ماندن آرای یک فهرست باشد.
بحران رهبری، بدون تضمین تغییر سیاست
دادهها از دشواری نتانیاهو در بازسازی اکثریت خبر میدهند، اما نشانه کافی برای چرخش عمومی بهسوی پایان اشغال ارائه نمیکنند. تحلیل میدلایستمانیتور نیز میان کاهش قدرت لیکود و تضعیف راست تمایز میگذارد؛ بخشی از بدیلهای نتانیاهو خود حامل سیاستهای راستگرایانهاند.
مسئله انتخابات، در نتیجه، دو سطح دارد: چه کسی بیشترین رأی را میگیرد و چه کسی میتواند از مجموعهای ناسازگار، دولت بسازد؟ اولی را نظرسنجیها تخمین میزنند؛ دومی به شکستن تعهدات انتخاباتی و عبور از موانع ائتلافی وابسته است. نتانیاهو زیر فشار است، اما ناتوانی مخالفان در تبدیل برتری عددی به توافق سیاسی، همچنان یکی از مهمترین منابع بقای اوست.
دیدگاه تان را بنویسید