چرا ولایتی و حداد عادل بیش از ۵۰ شغل دارند؟
اما در رسانههای جمعی علیاکبر ولایتی و غلامعلی حداد عادل بیش از هر کس دیگر در برابر واکنش منتقدین قرار میگیرند. آنگونه که گفته میشود ولایتی و حداد عادل، که هردو ۷۲ ساله اند، روی هم رفته بیشتر از ۵۰ سمت دارند.
سرویس سیاسی فردا: این روزها برای بعضی رسانهها فراوانی مسئولیتی بعضی مدیران کشور به دغدغه تبدیل شده است. منتقدین میگویند در حالی که بسیاری از جوانان با معضل بیکاری رو به رو هستند، چرا مدیری در جمهوری اسلامی باید چند سمت داشته باشد؟ هرچند اگر بخواهیم با نگاهی موشکافانهتر به این موضوع بپردازیم افراد زیادی مشمول این انتقاد میشوند. اما در رسانههای جمعی علیاکبر ولایتی و غلامعلی حداد عادل بیش از هر کس دیگر در برابر واکنش منتقدین قرار میگیرند.
بیکاران مدرکدار ۴ برابر شدند +نمودار اینجا بخوانید
آنگونه که گفته میشود ولایتی و حداد عادل، که هردو ۷۲ ساله اند، روی هم رفته بیشتر از ۵۰ سمت دارند. این دو تنها مصادیقی از موضوع چند شغلهها هستند و این در حالی است که اصل ۱۴۱ قانون اساسی برای افرادی که در قوه مجریه فعالیت میکنند حضور در بسیاری از مشاغل را ممنوع کرده است. این اصل قانونی میگوید: «رئیس جمهور، معاونان رئیس جمهور، وزیران و کارمندان دولت نمیتوانند بیش از یک شغل دولتی داشته باشند و داشتن هر نوع شغل دیگر در موسساتی که تمام یا قسمتی از سرمایه آن متعلق به دولت یا موسسات عمومی است و نمایندگی مجلس شورای اسلامی و وکالت دادگستری و مشاوره حقوقی و نیز ریاست و مدیریت عامل یاعضویت در هیات مدیره انواع مختلف شرکتهای خصوصی، جز شرکتهای تعاونی ادارات و موسسات برای آنان ممنوع است.»، اما گویا این تکثر مسئولیت علتی دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت. گویا این علت چیزی جز بی اعتمادی دستگاه سیاسی به نیروهای جوانتر نیست.
عبدالله ناصری، فعال سیاسی اصلاحطلب بخشی از تکثر مسئولیتهای بعضی چهرههای سیاسی به بیاعتمادی نظام به برخی افراد مرتبط می داند و علت دیگر این موضوع، اعتماد غیرمعقول به این افراد است. با این حال این افراد هرچقدر هم که توانمند باشند، از نظر روان شناسی و انسان شناسی در بخشی از مسئولیتهای خود ناموفقند. این استاد دانشگاه ادامه میدهد: من امروز به عنوان یک معلم مهمان دانشگاه آزاد، تفاوت توانمندی آقای ولایتی و مدیران سابق این دانشگاه را میبینم. با وجود آنکه آقای ولایتی عضو هیات موسس این دانشگاه است، اما در مسائل اجرایی هم دخالت دارد. فکر میکنم در بقیه حوزهها هم توانمندی ایشان به همین اندازه است. در چنین حالتی فردی که سمتهای کثیری دارد، عملا کار اصلی خود در جامعه را از دست میدهند. او با بیان اینکه هیچ کس در کشور به اندازه آقای ولایتی مسئولیت ندارد، اضافه میکند: من به عنوان یک معلم تاریخ میبینم که ایشان حتی در بعضی حوزهها مثل
تاریخ اسلام که در صلاحیت ایشان نیست وارد میشوند و اظهار نظراتی میکنند که در بسیاری اوقات از نظر مبانی و روششناسی کاملا غلط است. از سوی دیگر تکثر سمتهای فردی مثل ایشان باعث میشود جامعه یک پزشک خوب و قابل اعتماد را از دست بدهد. شما اگر به مطلب آقای دکتر ولایتی مراجعه کنید میبینید که ایشان در مطلب نیستند. جامعه مخاطب ایشان در حوزه درمان و پزشکی نیز پذیرفته است که وقتی تعداد مسئولیت پزشکانی مثل آقای ولایتی افزایش پیدا میکند، خود به خود از علم روز پزشکی کنار میروند؛ لذا مخاطب او فرزند خود را به پزشک متخصصی مثل آقای ولایتی نمیسپارد. ناصری ادامه میدهد: اگر شما به بیمارستان مسیح دانشوری مراجعه میکنید میبینید همه کارها برعهده پزشکان دیگر است و فقط نام آقای ولایتی به عنوان مسئول آنجا وجود دارد. در صورتی که وقتی یک پزشک مسئولیت یک مرکز پزشکی ویژه را برعهده دارد، باید تمام وقت برای توسعه و گسترش آن مرکز فعالیت داشته باشد.
اینجا بخوانید: آیا حسن روحانی به وعده خود برای ایجاد اشتغال عمل کرده است؟
دیدگاه تان را بنویسید