تنفس مصنوعی به آشوب

کد خبر: 1386312

در حالی که پروژه سازمان دهی آشوب ، به اهداف خود نرسیده است نتانیاهو در اظهاراتی صریح از اغتشاشگران حمایت کرد

تنفس مصنوعی به آشوب

 با مرور اجمالی ناآرامی های دی‌ماه ۱۴۰۴ و قیاس آن با آشوب های  پاییز  ۱۴۰۱ ، می‌شود از سطح هیجان خبری عبور کرد و به چند شاخص سنجش‌پذیر رسید. شاخص‌هایی که نشان می‌دهد این‌بار پروژه آشوب، نه در میدان، نه در روایت و نه در سطح حمایت بیرونی به وزن ۱۴۰۱ نزدیک نشد.

نخستین شاخص، توان سازمان دهی و تداوم نیروهای آشوبگر آموزش دیده است. در پاییز ۱۴۰۱، شبکه میدانی و رسانه‌ایِ پیوسته‌تری دیده می‌شد. فراخوان‌ها، هماهنگی‌های چندلایه، بازتولید لحظه‌به‌لحظه در پلتفرم‌ها و تلاش برای قفل‌کردن شهرهای بزرگ. در دی ۱۴۰۴، نشانه‌های میدانی حکایت از آن دارد که ظرفیت تولید بحران به‌مراتب پایین‌تر بود. هم از حیث تعداد نقاط فعال، هم از حیث استمرار در شب‌های متوالی، و هم از حیث اتصالِ رخدادها به یکدیگر. وقتی آشوب نتواند زنجیره بسازد، به اپیزودهای پراکنده تبدیل می‌شود و در همان پراکندگی فرسوده می‌گردد.این در حالی است که نخست وزیر رژیم صهیونیستی بار دیگر به صراحت از اغتشاشگران در ایران حمایت کرد و با وجودی که چند ماه پیش در تجاوزات وحشیانه به مناطق مسکونی ایران، صدها شهروند بی گناه را به شهادت رساند، با توصیف اغتشاشات معدود به عنوان تظاهرات مردم ایران به زعم خود مدعی شد که «ما می بینیم که تظاهرات در ایران در حال گسترش است،‌ما در اسرائیل در کنار مردم  ایران! در نبردشان برای عدالت و آزادی هستیم».دوم، انسجام اپوزیسیون برانداز است. پاییز ۱۴۰۱ با نشست‌ها، بیانیه‌ها و تلاش برای ساخت یک مرجعیت سیاسی بیرونی همراه بود. چیزی که ولو ناکارآمد، اما در سطح رسانه‌ای دیده می‌شد. در دی ۱۴۰۴ چنین تصویر پررنگی از سران و ائتلاف‌ها دیده نشد، نه از نظر تولید خط‌مشی واحد، نه از نظر ارائه نقشه‌راه، و نه از نظر چهره‌سازی. سوم، وزن حمایت خارجی است. این‌بار، جز آمریکا و اسرائیل، اروپا عملاً به سطحی از احتیاط رفت که با رفتار پررنگ‌تر سال ۱۴۰۱ متفاوت بود. در ۱۴۰۱ حتی مواضع برخی رهبران اروپایی مثل مکرون برجسته‌تر و پرصداتر بود. این تغییر لحن، پیام دارد، یا نسبت هزینه ‌فایده برای اروپا تغییر کرده، یا اطمینان به امکان پیروزی پروژه کاهش یافته است.

چهارم، پاسخ امنیتی و انتظامی داخلی و نوع مواجه به با اتفاقات کف خیابان بود. حضور میدانیِ نیروی انتظامی در دی ۱۴۰۴، در روایت رسمی و تجربه خیابانی، بیشتر  بر تدبیر، هوشمندی و اقتدار تکیه داشت، یعنی کنترل صحنه بدون رفتن به سمت الگوهای پرهزینه. همین نقطه، یک مزیت راهبردی است. وقتی مدیریت بحران با کمترین اصطکاک انجام شود، طرف مقابل از سوختِ لازم برای روایت‌سازی محروم می‌شود.پنجم، جنگ روایت‌ها و روایت اول. تجربه نشان داده هر خلأ اطلاعاتی، فوراً با روایت‌های جعلی پر می‌شود. در دی ۱۴۰۴، اطلاع‌رسانی درباره عناصر محوری و شیوه‌های تحریک آشوب، نسبت به ۱۴۰۱ منسجم‌تر بود، اما هنوز رسانه ملی اگر می‌خواهد نقش بازیگر اصلی را ایفا کند، باید روایت اول را سریع، دقیق و قابل‌راستی‌آزمایی عرضه کند. بسیاری از رسانه هایی که در بستر شبکه های اجتماعی حضور دارند با راستی آزمایی اخبار جعلی درباره اعتراضات نقش خود را به خوبی در این ایام ایفا کردند.آمریکا و اسرائیل بار دیگر در محاسبه آشوب به‌مثابه سکوی براندازی یا مقدمه اقدام نظامی  دچار خطا شدند هر چند قطعا دست از تلاش برای افزایش تنش در خیابان های ایران بر نخواهند داشت. اما خطای آنان، جای خالی یک تکلیف داخلی را پر نمی‌کند، تقویت سرمایه اجتماعی، پاسخ روشن به مطالبات اقتصادی و حکمرانیِ قابل لمس برای مردم. اگر این بخش درست و جدی ترمیم شود، حتی آشوبی که پول و رسانه پشتش باشد، بیشتر از یک سروصدای کوتاه‌مدت نخواهد بود و هیچ‌وقت به بحران سراسری تبدیل نمی‌شود.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید