«فردا» بررسی کرد ؛
ترامپیسم بدون ترامپ؟
حزب جمهوریخواه هنوز از ترامپیسم عبور نکرده؛ فقط دنبال چهرهای تازهتر برای ادامه همان منطق است.
نظرسنجی تازه JL Partners از رأیدهندگان جمهوریخواه برای انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۸ نشان میدهد جیدی ونس با ۴۷ درصد فاصلهای جدی از رقبای خود گرفته است. پس از او مارکو روبیو با ۱۸ درصد، ران دسنتیس با ۹ درصد و تد کروز با ۴ درصد قرار دارند. این اعداد فقط درباره رقابت انتخاباتی نیست؛ تصویری از آینده احتمالی سیاست خارجی آمریکا هم میدهد.
معنای سیاسی نظرسنجی این است که حزب جمهوریخواه هنوز از ترامپیسم عبور نکرده؛ فقط دنبال چهرهای تازهتر برای ادامه همان منطق است. بعد از جنگ و جنایت ها علیه ایران، شکاف اصلی در اردوگاه جمهوریخواهان این نیست که آمریکا باید مداخلهگر باشد یا نه؛ مسئله این است که مداخلهگری را با چه زبانی پیش ببرند: زبان پوپولیستی ونس، زبان امنیتی روبیو، زبان جنگ فرهنگی دسنتیس یا زبان ایدئولوژیک کروز.جیدی ونس، معاون رئیسجمهور و سناتور سابق اوهایو، فعلاً وارث اصلی پایگاه ترامپ است. او با شعارهای ضد نخبگان واشنگتن، ملیگرایی اقتصادی و نقد مداخلهگری سنتی آمریکا بالا آمد، اما تجربه همین ماهها نشان داده جریان او الزاماً ضد جنگ نیست؛ بیشتر میخواهد جنگ و فشار خارجی را با منطق «اول آمریکا» بازتعریف کند. یعنی اگر حمله به ایران یا فشار بر غرب آسیا بتواند در داخل آمریکا بهعنوان دفاع از منافع ملی فروخته شود، این جریان هم از ابزار سخت عبور نمیکند.
مارکو روبیو چهره آشناتر و امنیتیتر حزب است؛ سناتور فلوریدا، نزدیک به لابیهای ضدایرانی، ضدکوبایی، ضدونزوئلایی و از چهرههای تندرو در پرونده چین. روبیو در سیاست خارجی، نماینده جناحی است که هنوز به زبان کلاسیک فشار، تحریم، تهدید و تغییر رفتار کشورها باور دارد. اگر ونس نسخه پوپولیستی ترامپیسم باشد، روبیو نسخه نهادیتر و اطلاعاتی-امنیتی آن است؛ چهرهای که میتواند همان سیاست فشار را با ادبیات رسمیتر واشنگتن پیش ببرد.
ران دسنتیس، فرماندار فلوریدا، با ۹ درصد فعلاً از رقابت اصلی عقبتر است. او زمانی گزینه «ترامپ منظمتر» معرفی میشد؛ سیاستمداری سختگیر در جنگ فرهنگی، مهاجرت، دانشگاهها و رسانهها. اما شکست او در رقابتهای قبلی نشان داد بدنه جمهوریخواه اصل را به خود ترامپ و نزدیکترین حلقه او میدهد، نه به نسخههای تقلیدی. دسنتیس از نظر سیاست خارجی نیز معمولاً میان شعارهای ضد مداخلهگری و وفاداری به خط سخت علیه رقبای آمریکا نوسان دارد.
تد کروز هم با ۴ درصد بیشتر یک صدای ایدئولوژیک است تا نامزد جدی فعلی. او نماینده راست ، محافظهکاری حقوقی و جریانهای ضد دولت فدرال است؛ اما در سیاست خارجی، همواره از مواضع سخت علیه ایران حمایت کرده است. کروز برای جمهوریخواهان بیشتر نقش فشار از راست را بازی میکند؛ کسی که میتواند فضای حزب را تندتر کند، حتی اگر خودش شانس اول نامزدی نباشد.
به نظر می رسد مساله فقط ترامپ نیست. ساختار جمهوریخواهی که به ایران حمله کرد، با رفتن یا ماندن ترامپ تمام نمیشود؛ در حال تولید نسل بعدی خود است. ونس، روبیو، دسنتیس و کروز تفاوتهایی جدی در سبک، پایگاه اجتماعی و ادبیات سیاسی دارند، اما در یک نقطه مشترکاند: هیچکدام نماینده یک چرخش واقعی به سمت احترام به حقوق ایران نیستند.
بنابراین رقابت ۲۰۲۸ جمهوریخواهان را باید رقابت میان چند چهره برای مدیریت میراث ترامپ دانست؛ نه رقابت میان جنگ و صلح. ونس میخواهد ترامپیسم را جوانتر و منسجمتر کند، روبیو میخواهد آن را به زبان امنیت ملی و دستگاه سیاست خارجی آمریکا ترجمه کند، دسنتیس میخواهد آن را در قالب جنگ فرهنگی ادامه دهد و کروز میخواهد آن را از راست ایدئولوژیک تندتر کند.
حزب جمهوریخواه در حال آمادهسازی دوران «پس از ترامپ» نیست؛ در حال طراحی ترامپیسمِ بعد از ترامپ است. برای ایران، این یعنی نباید سیاست آمریکا را فقط به خلقوخوی یک رئیسجمهور تقلیل داد. همان دستگاهی که با شعار «اول آمریکا» جنگ، تحریم و فشار را توجیه کرد، حالا در حال انتخاب چهره بعدی خود است؛ چهرهای که ممکن است رویکرد متفاوتی داشته باشد، اما منطق و خوی استکباری اش همان باشد.
دیدگاه تان را بنویسید