پشت پرده علاقه ترامپ به جزیرهگرینلند
اروپاییها بسیار ضعیفتر از آن هستند که بتوانند مقابل توسعهطلبی ترامپ بایستند و اگر آمریکا بخواهد از طریق نظامی این جزیره را اشغال کند احتمالاً در کمتر از نیمساعت آن را اشغال خواهد کرد و اروپاییها نیز صرفاً تماشاگر این امپریالیسم عریان و بدون نقاب خواهند بود
لفاظیهای ترامپ برای تصاحب جزیره گرینلند روزبهروز بیشتر میشود. دلیل این همه اصرار رئیسجمهور آمریکا برای تصاحب این جزیره در قطب شمال که متعلق به پادشاهی دانمارک است، چیست؟
این روزها نام «گرینلند» زیاد در رسانههای غربی تکرار میشود. این جزیره 57هزار نفری به مدت 600 سال، بخشی از پادشاهی دانمارک بوده است. گرینلند از سال ۲۰۰۸ خودمختاری بیشتری بهدست آورد و در چارچوب کشور دانمارک، بخش عمدهای از امور داخلی خود را اداره میکند و صاحب نخستوزیر میباشد و غیر از امور دفاعی و سیاست خارجی که به دانمارک وابسته است به لحاظ داخلی خودگردان است. آنچه که این روزها این جزیره را حائز اهمیت کرده است، اصرار شدید ترامپ برای تصاحب آن است. ترامپ حتی در دوره نخست ریاستجمهوری خود نیز ایده خرید گرینلند را مطرح کرده بود اما طی یک سال گذشته او بارها به صراحت تاکید کرده است که گرینلند را چه با مصالحه و چه از طریق زور تصاحب خواهد کرد. طی روزهای اخیر گزارشها حتی حاکی از این بود که ترامپ به ارتش آمریکا دستور برنامهریزی برای اشغال نظامی این جزیره را مطرح کرده اما ژنرالهای بلندپایه ستاد ارتش آمریکا با آن مخالفت کردهاند. دیروز همچنین رسانهها گزارش دادند که در پی تشدید پافشاری ترامپ برای الحاق این جزیره در قطبشمال، سنای آمریکا قصد دارد با ارائه لایحهای از اقدامات ترامپ برای تصاحب این جزیره ممانعت کند.
ترامپ و سایر مقامات آمریکایی مثل «جیدی ونس» مدعی هستند که تصاحب گرینلند برای امنیت ملی آمریکا حیاتی است. ترامپ مدعیست که حضور در این جزیره برای مقابله با دستاندازی روسیه و چین به منابع قطبشمال حیاتی است. به گفته کارشناسان اهمیت گرینلند برای آمریکا مسئله، موقعیت ژئوپلیتیک، فلزات حیاتی، آب، انرژی و مسیرهای دریایی است. در واقع توجه به موقعیت ژئوپلیتیک گرینلند در قطبشمال از یکسو و منابع سرشار معدنی این جزیره نشان میدهد که چرا ترامپ بهشدت علاقهمند است گرینلند را تصاحب کند، حتی زمانی که میداند اگر این اتفاق بیفتد پایانی بر ائتلاف ناتو خواهد بود و آمریکا متحدینش را در اروپا از دست داده و حتی آنها را مقابل خود خواهد یافت.
تلاش برای تسلط بر قطبشمال
گرینلند در قطبشمال واقع شده است و تسلط بر این جزیره و استقرار در آن میتواند موقعیت آمریکا را از نظر تسلط بر این منطقه بهشدت تقویت کند. بلومبرگ اشاره میکند که کنترل یا نفوذ گستردهتر بر گرینلند ممکن است به واشنگتن «فرصتهای جدیدی برای گسترش حضور هوائی و دریایی» و تقویت نظارت بر فعالیتهای روسیه و چین در قطبشمال بدهد، به ویژه با افزایش حرکت کشتیها و توجه نظامی به منطقه. شبکه خبری سیانان هم درباره اهمیت گرینلند نوشته است: موقعیت استراتژیک این جزیره قطبی بین اروپا و آمریکایشمالی، آن را به مکانی حیاتی برای سیستم دفاع موشکی بالستیک آمریکا تبدیل کرده است.
توجه ترامپ به گرینلند در زمانی صورت میگیرد که اهمیت قطبشمال به عنوان عرصه رقابت بر سر منابع و معادن حیاتی و همچنین گذرگاههای دریایی که ذوب یخها ممکن است آنها را دوباره به روی تجارت جهانی باز کند، بهشدت افزایش داده است. طی سالهای گذشته تسلط بر منابع قطبشمال به یکی از کانونهای اصلی رقابت بین قدرتهای بزرگ تبدل شده است. گرینلند در مسیر کریدورهای هوائی و دریایی بین آمریکایشمالی، اروپا و آسیا واقع شده است. این موقعیت چشمگیر، آن را به نقطهای کلیدی برای نظارت و کنترل مسیرهای حملونقل در منطقه قطبشمال تبدیل کرده است. با توجه به تغییرات اقلیمی و ذوب یخهای قطبی، مسیرهای دریایی جدیدی در این منطقه باز میشوند که اهمیت استراتژیک گرینلند را مطابق آنچه از قبل پیشبینی شده افزایش میدهد. به گزارش ایسنا، قطبشمال هماکنون جزو قلمرو هیچ کشوری محسوب نمیشود با این همه گفته میشود که این سرزمین یکچهارم منابع نفت و گاز جهان را در خود جای داده که تاکنون مورد بهرهبرداری قرار نگرفته است. به گفته کارشناسان یکچهارم منابع نفت و گاز کل کرهزمین به اندازهای بزرگ و گسترده است که بهراحتی میتواند آتش یک جنگ جهانی دیگر را شعلهور سازد.
منابع سرشار معدنی
منابع سرشار معدنی گرینلند هم دلیل دیگری است که ترامپ را مجاب کرده است که هرطور که شده این جزیره را تصاحب کند. هرچند وی این موضوع را به صراحت به زبان نمیآورد و تنها دلیل تصاحب گرینلند را بحث ضرورت امنیت ملی عنوان کرده است. گزارشهای رسانههای غربی مثل بلومبرگ و تلگراف نشان میدهد که گرینلند امروزه به عنوان «گنجینه بالقوه منابع طبیعی» به حساب میآید زیرا میتوان 37 مورد از 50 ماده معدنی را که آمریکا آنها را «حیاتی» طبقهبندی کرده در این جزیره پیدا کرد. طبق بررسیهای انجامشده در سال 2023 این موادمعدنی حیاتی میزان متوسط یا زیاد در این جزیره یافت میشود. براساس گزارشها این موادمعدنی در قلب صنایع دفاعی با فناوری پیشرفته، فناوریهای انرژیهای تجدیدپذیر، باتریها و آهنرباهای پیشرفته قرار دارند. چین در حال حاضر بر بخش بزرگی از زنجیرههای تولید و عرضه جهانی این موادمعدنی حیاتی تسلط دارد و تسلط آمریکا بر گرینلند این ابزار فشار حیاتی را در رقابت بین این دو قدرت در دست پکن بیاثر خواهد کرد. به گزارش ایرنا، واشنگتنپست در سال 2019 ارزش گرینلند را در صورت قابل فروش بودن، تا 1.7تریلیون دلار تخمین زد، اما به گفته کارشناسان تنها تسلط آمریکا بر منابع معدنی حیاتی و فلزات کمیاب این جزیره، ارزشی به این جزیره میدهد که در بحثهای مربوط به زنجیرههای تامین و بازدارندگی طی سالهای آینده مافوق ارزشگذاری مادی است.
آب شیرین و نفت
از سوی دیگر بحث منابع آب شیرین نیز در این میان مطرح است. تلگراف در اینباره مینویسد گرینلند 7درصد از آب شیرین جهان را در صفحات یخی خود دارد، رقمی که ارزش اقتصادی این جزیره را در جهانی که به سمت کمبود منابع بیشتر پیش میرود، بالا میبرد. گزارشها همچنین از ذخایر سرشار و دستنخورده نفت و گاز این منطقه حکایت دارد. اعتقاد بر این است که دخایر نفت و گاز گرینلند از بزرگترین ذخایر در قطبشمال هستند و تخمین زده میشود که سومین ذخیره بزرگ در آنجا باشد. از سوی دیگر در حالی که ذوبشدن سریع یخها در اثر تغییرات آب و هوائی نهتنها پنجرهای را برای معدنکاری باز میکند، بلکه گذرگاههای حملونقل کوتاهتری را بین آمریکایشمالی، اروپا و آسیا ایجاد میکند که هزینههای حملونقل و بیمه را کاهش میدهد و محاسبات تجارت دریایی را نیز تغییر میدهد. براساس گزارشها گرینلند از نظر بحران اقلیمی هم اهمیت دارد زیرا فراتر از نفت، گاز یا موادمعدنی، مقدار زیادی یخ دارد و اگر این یخها ذوب شوند، خطوط ساحلی سراسر جهان و احتمالاً الگوهای آبوهوایی را به طرز چشمگیری تغییر میدهند. در واقع، گرینلند به اندازهای یخ دارد که اگر تمام آن ذوب شود، سطح دریاهای جهان ۷.۴ متر افزایش مییابد.
افزایش نگرانیها در دانمارک و اروپا
با افزایش تشدید لفاظیهای خطرناک ترامپ و سایر مقامات آمریکایی برای تصاحب این جزیره، نگرانیها در خود گرینلند، دانمارک و اتحادیه اروپا در این زمینه تشدید شده است. مقامات دانمارک و اروپا طی روزها و هفتههای گذشته بارها هشدار دادهاند که این جزیره فروشی نیست و هرگونه تلاش برای تصاحب آن به معنای پایان ائتلاف نظامی ناتو خواهد بود. حتی برخی گزارشها حاکی است کشورهایی مثل فرانسه و انگلیس در قالب ناتو بهدنبال ایجاد سازوکارهای نظامی در این جزیره و استفاده از ظرفیت ناتو برای مقابله با حمله احتمالی آمریکا هستند اما به گفته کارشناسان غربی، اروپاییها بسیار ضعیفتر از آن هستند که بتوانند مقابل توسعهطلبی ترامپ بایستند و اگر آمریکا بخواهد از طریق نظامی این جزیره را اشغال کند احتمالاً در کمتر از نیمساعت آن را اشغال خواهد کرد و اروپاییها نیز صرفاً تماشاگر این امپریالیسم عریان و بدون نقاب خواهند بود.
کیهان
دیدگاه تان را بنویسید