تحلیل جالب فارن پالسی از ماموریت ویتکاف و کوشنر

کد خبر: 1392368

«آرون دیوید میلر» پژوهشگر ارشد در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی و «دنیل سی. کورتزر» سفیر پیشین ایالات متحده در مصر و رژیم صهیونیستی در یادداشتی به بررسی انتقادی ساختار دیپلماتیکی پرداخته‌اند که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا برای مدیریت همزمان چندین مناقشه مهم بین‌المللی ایجاد کرده است.

تحلیل جالب فارن پالسی از ماموریت ویتکاف و کوشنر

 تحلیلگران آمریکایی در یادداشتی با انتقاد از ساختار دیپلماسی دولت «دونالد ترامپ» اعلام کردند شکست مذاکرات با ایران و حرکت سریع به سوی جنگ نشان‌دهنده ضعف عمیق در چارچوب مذاکراتی طراحی‌شده توسط این دولت است.

به گزارش ایسنا، «آرون دیوید میلر» پژوهشگر ارشد در بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی و «دنیل سی. کورتزر» سفیر پیشین ایالات متحده در مصر و رژیم صهیونیستی در یادداشتی به بررسی انتقادی ساختار دیپلماتیکی پرداخته‌اند که «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا برای مدیریت همزمان چندین مناقشه مهم بین‌المللی ایجاد کرده است.

بر اساس این یادداشت که در نشریه «فارن پالسی» منتشر شده، شکست اخیر مذاکرات میان ایالات متحده و ایران در عمان و سوئیس و سپس حرکت سریع به سوی جنگ، ضعف‌های عمیق در چارچوب مذاکراتی را نشان می‌دهد که توسط دولت ترامپ طراحی شده بود.

بر اساس این مقاله، ساختار دیپلماسی ترامپ در تاریخ سیاست خارجی آمریکا نمونه مشابهی ندارد. در این گزارش آمده است که ترامپ عملاً مسئولیت مدیریت سه مناقشه مهم «ایران»، «روسیه و اوکراین»، و «مناقشه اسرائیل و فلسطین» را به «استیو ویتکاف» و «جارد کوشنر» سپرد؛ افرادی که روابط شخصی نزدیکی با وی دارند.

فارن پالسی در ادامه این وضعیت را با نمونه تاریخی «هنری کیسینجر» مقایسه کرده است؛ کسی که به‌عنوان مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا و وزیر خارجه پیشین آمریکا در دهه ۱۹۷۰ به چند دستاورد مهم دیپلماتیک دست یافت، از جمله گشایش روابط با چین، توافق‌های صلح پاریس درباره ویتنام و توافق‌های جداسازی نیروها پس از جنگ اعراب و اسرائیل در ۱۹۷۳.

به گزارش فارن پالسی، ویتکاف و کوشنر از نظر جایگاه و تجربه دیپلماتیک قابل مقایسه با کیسینجر نیستند و رویکرد راهبردی ترامپ نیز با ریچارد نیکسون قابل قیاس نیست.

تکیه ترامپ بر افراد مورد اعتماد معایب جدی فراوانی دارد، از جمله نبود نظارت مؤثر و هماهنگی راهبردی در کاخ سفید. تلاش ترامپ برای مدیریت همزمان چندین مذاکره در نهایت به ساختاری دیپلماتیک انجامیده که کارآمدی لازم را ندارد.

یکی از محورهای اصلی این مقاله نبود یک راهبرد منسجم در سیاست آمریکا در قبال سه مناقشه یادشده است. در این گزارش آمده است که سیاست ایالات متحده در قبال جنگ روسیه و اوکراین، ایران و مناقشه اسرائیل و فلسطین فاقد جهت‌گیری مشخص است و میان اهداف و ابزارهای سیاستی هماهنگی کافی وجود ندارد.

کورتزر و میلر می‌گویند حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران فاقد هدف راهبردی مشخص بوده‌اند. در یادداشت آن‌ها آمده است که ترامپ و سخنگویان او توضیحات متفاوتی درباره دلایل جنگ ارائه کرده‌اند. ترامپ در ابتدا «تغییر حکومت» را به‌عنوان دلیل مطرح کرد، اما بعداً دیگر به آن اشاره نکرد. در مقابل، «پیت هگست» وزیر جنگ آمریکا گفته است هدف جنگ تغییر حکومت نیست. همچنین «ژنرال دن کین» رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا از تمایل به نابودی توانایی ایران برای اعمال قدرت در خارج از مرزهایش سخن گفته است.

مقاله همچنین به تناقض در ادعاهای مطرح‌شده درباره تهدید ایران اشاره کرده است. در این گزارش آمده است که ترامپ مدعی شده موشک‌های ایرانی آماده شلیک به سوی آمریکا بوده‌اند، در حالی که مقام‌های نظامی اعلام کرده‌اند هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران قصد حمله به آمریکا را داشته است.

بر اساس این یادداشت، ویتکاف و کوشنر تلاش کردند مطابق خواست ترامپ با ایران وارد گفت‌وگو شوند، در حالی که همزمان خواسته‌هایی را مطرح می‌کردند که عملاً قابل تحقق نبود. این روند در عمل به نوعی راهبرد فریب شباهت داشت، زیرا در همان زمان ترامپ و «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در حال برنامه‌ریزی برای جنگ بودند.

در آستانه جنگ ژوئن ۲۰۲۵ با ایران و همچنین در منازعه کنونی، دولت ترامپ حتی زمانی که می‌دانست جنگ قریب‌الوقوع است، مذاکرات بعدی را برنامه‌ریزی کرد و سفر مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، به اسرائیل را نیز در دستور کار قرار داد. در همین حال، وزیر خارجه عمان که از تحولات پشت‌پرده بی‌اطلاع بود، درست یک روز پیش از آغاز جنگ آمریکا، ناگهان خود را در واشنگتن و در وضعیتی کاملاً منزوی یافت

در ادامه مقاله تأکید شده است که تیم مذاکره‌کننده دولت ترامپ هم از نظر تخصص و هم از نظر روند کاری با ضعف روبه‌رو بوده است. در این گزارش آمده است که ویتکاف و کوشنر درک محدودی از ریشه‌های تاریخی و سیاسی مناقشه اسرائیل و فلسطین داشته‌اند. همچنین اشاره شده است که کوشنر در مقطعی گفته بود بررسی تلاش‌های دیپلماتیک گذشته برای حل این مناقشه ارزش چندانی ندارد.

میلر و کورتزر در جمع‌بندی نوشته‌اند که تلاش‌های دیپلماتیک دولت ترامپ به دلیل رهبری ناهماهنگ، نبود راهبرد مشخص، مذاکره‌کنندگان کم‌تجربه و سوگیری‌های سیاسی نتوانسته‌اند به نتایج قابل توجهی دست یابند. به باور نویسندگان، همین عوامل سبب شده مذاکرات در هر سه مناقشه یادشده به شکست برسد.

در ارزیابی عملکرد مذاکره‌کنندگان دولت ترامپ، نویسندگان این یادداشت می‌گویند عملکرد ویتکاف و کوشنر نمره مردودی خواهد بود.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید