تاکتیک‌های جدید جنگی علیه ایران!

بازی تازه اتاق فرمان

کد خبر: 1398467

امروز عرصه نبرد دیگر فقط خاک و تانک نیست، بلکه ذهن، باور و اعتماد مردم است.

بازی تازه اتاق فرمان

چه کسی فکر می‌کرد روزی سرنوشت جهان به دست یک مفهوم ذهنی و انتزاعی بیفتد؟ یک معنا که تنها نتیجه‌اش قابل رویت است اما تا این لحظه توانسته سرنوشت دو جنگ تحمیلی علیه ایران را تعیین کند. 

«وحدت» همان مفهوم است. چیزی که خودش قابل رویت نیست اما نتیجه‌اش ملموس‌ است. وحدت در سرنوشت نبردها فقط یک شعار تاریخی نیست؛ در حوادث منطقه و جنگ‌های اخیر مانند جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم نیز نشان داد که هر جا مردم و جریان‌های مقاومت سد واحدی مقابل فشارهای بیرونی باشند، حتی شدیدترین حملات نظامی و رسانه‌ای در هم می‌شکند. دشمنان ایران این تجربه را به‌خوبی فهمیده‌اند. وقتی نتوانند در میدان نظامی پیروز شوند، میدان ذهن و جامعه را نشانه می‌گیرند.

از گلوله تا روایت

امروز عرصه نبرد دیگر فقط خاک و تانک نیست، بلکه ذهن، باور و اعتماد مردم است. آنچه آمریکا و شبکه‌های هم‌پیمانش در سال‌های اخیر دنبال کرده‌اند، نوعی جنگ نرم و چندلایه است که جنگ شناختی را ایجاد کرده است. هدف این جنگ چیزی فراتر از تغییر نگاه یک نسل است؛ آن‌ها می‌خواهند ریشه‌ی پیوند مردم با نظام و مردم در مقابل مردم را به تدریج فرسوده کنند.

از رسانه‌های جهانی تا شبکه‌های اجتماعی، سرمایه‌های هنگفت صرف تولید روایت‌هایی شده که در ظاهر حق‌طلبانه‌اند اما در عمق خود، بذر تردید و جدایی می‌کارند. دشمن دریافته است که اتحاد ایرانیان بزرگ‌ترین مانع در تحقق اهداف ژئوپلیتیکی‌اش است. پس راهکار چیست؟ تفرقه‌انداختن. اما نه با توپ و تانک بلکه با تصویر و شایعه و احساس.

تاکتیک‌های دشمن در شکستن پیوند مردم

۱. قطعی اینترنت و بازی‌های دوگانه

در مقاطع خاص هنگامی که اختلالات اینترنت در راستای حفط امنیت رخ می‌دهد، رسانه‌های خارجی با عنوان قطع عمدی دسترسی مردم به اینترنت جهانی، به میدان می‌آیند و این اتفاق را نه یک موضوع فنی و امنیتی که از طریق آن، دست دشمن را در حملات نظامی تنگ می‌کند بلکه به عنوان سیاست سرکوب معرفی می‌کنند.

در چنین لحظاتی می‌کوشند میان مردم و متولیان شکافی ایجاد کنند، به این معنا که شهروند احساس کند که حاکمیت خواسته او در تنگنا بماند. در حالی که اصل ماجرا معمولاً نه سیاسی بلکه فنی یا امنیتی به صورت موقت است. اما آن‌ها استاد بزرگ کردن حوادث کوچک‌اند و از این طریق دیگر جنگ و تهاجم نظامی به خاک ایران در برخی اذهان به حاشیه می‌رود و جان‌باختگان جنگ شناختی، روبروی نظامی می‌ایستند که حالا از آن‌ها دفاع می‌کند.

۲. تلاش برای فعال کردن مسئله حجاب، به عنوان موضوعی برای شکاف اجتماعی

دومین محور، حمله روانی-فرهنگی است. دشمنان با استفاده از دوگانه‌های پیشین میان مردم، در تلاشند تا با فعال کردن دوباره این شکاف‌ها، اتحاد مقدس را خدشه‌دار کنند و به نوعی مردم را درگیر همدیگر کنند تا این موضوع از عظمت تجمعات شبانه مردم بکاهد. در این راستا حتی فناوری‌های نوین از جمله تولید ویدیوهای جعلی توسط هوش مصنوعی را به خدمت می‌گیرند و می‌کوشند مرز واقعیت و تخیل را پاک کنند. با پخش کلیپ‌هایی که به‌ظاهر از داخل ایران است اما در واقع ساخته اتاق‌های فکر در آن‌سوی دنیاست، سعی می‌شود باور عمومی نسبت به ارزش‌های دینی و فرهنگی سست شود و از سوی دیگر با واکنش‌های برخی جریان‌های افراطی، شکافی عمیق را میان مردم ایران ایجاد بکنند.

 به یقین هیچ کدام از دو وجه ماجرا، موضع درستی نسبت به این وقایع نیست و باید نگاه گسترده‌تری به این پدیده‌ها داشت و توجه کرد که مطرح شدن دوباره شکاف‌های کوچک داخلی در میانه جنگ و نفوذ آن در ادبیات عام و خاص مردم، چیزی جز دستاوردسازی برای دشمن ندارد و اساساً بازی کردن در زمین دشمن است.

۳. تحریک اقتصادی و بازی با سفره مردم

یکی دیگر از محورهای برنامه‌ریزی‌شده، تحریک اقتصادی جامعه است. هر تغییرات قیمتی کالاها، بهانه‌ای برای موج سنگین تبلیغاتی می‌شود. صفحات ناشناس در فضای مجازی با گزینش دقیق تصاویری از نارضایتی یا صف‌های خرید، می‌کوشند چهره‌ای از ناامیدی مطلق بسازند.

در این فضا، دشمن از دشواری‌های واقعی مردم سوءاستفاده می‌کند تا این گزاره را جا بیندازد که اصلاح شرایط ناممکن است. چنین القائاتی اساس اعتماد اجتماعی را هدف می‌گیرد. اگر گرانی و مشکل معیشتی وجود دارد، راه حل آن همدلی و سامان‌دهی منطقی است، نه دلسردی و واگرایی که دقیقاً همان چیزی ا‌ست که دشمنان ایران می‌خواهند.

۴. بی‌اعتمادسازی به مسئولین

جریان‌های رسانه‌ای خارجی به‌طور خاص تلاش می‌کنند هر نوع گفت‌وگو یا مذاکره ملی را به بازی دوگانه خیانت – فریب تبدیل کنند. یعنی مردم را از هر نتیجه‌ای صرف‌نظر از ماهیت آن، دلسرد سازند.

تیترهایی شبیه مردم قربانی تصمیم سیاستمداران یا مذاکراتی که هیچ سودی ندارد با ظاهری ادبی اما نیت تخریبی، با هدف ایجاد شکاف بین ملت و مسئولین منتشر می‌شود. منبع اصلی چنین روایت‌سازی‌ها نه تحلیل واقع‌بینانه سیاسی بلکه پروژه بی‌اعتمادسازی است که هدف آن سلب اعتماد مردم از متولیان امور است. انتشار اخباری کذب در مورد مذاکره در میانه جنگ و سپس اخباری در مورد مفاد مذاکرات یا اختلاف بین مسئولین آن هم از سوی ترامپ که رکورددار دروغگوترین رئیس جمهوری تاریخ آمریکاست، تنها دو هدف دارد. اول مدیریت بازار نفت و کننرل نوسانات قیمت نفت و سپس ایجاد شکاف و بی‌اعتمادسازی مردم ایران نسبت به متولیان و مسئولان امور.

در گام دوم رسانه‌های مکمل جنگ نظامی، علیه ایران تلاش می‌کنند تا ایجاد شکاف در جامعه را برای خود به دستاورد تبدیل کنند. به طور مثال ترامپ با استفاده از فضاسازی‌هایی که علیه ایران ناظر به مذاکره و اختلاف مسئولین کرده بود، دوگانه میانه‌رو و تندرو را در ایران مطرح کرد و از این طریق برای خود دستاوردی کاذب ساخت که توانسته این شکاف را ایجاد کند. اما مسئولین ایران در اقدامی به موقع و هماهنگ در شبکه‌های اجتماعی اعلام کردند که دوگانه‌های ساختگی دشمن، دوگانه‌های کذبی هستند و این فضاسازی‌های دشمن نمی‌تواند بر اتحاد آهنین ملت ایران اثر بگذارد.

دشمنان ایران در حقیقت می‌خواستند نابسامانی ذهنی ایجادکنند تا روح جامعه تقسیم شود. یک مسیر دشمن، عملیات رسانه‌ای او است که در این ایام بطور خاص با نشانه‌گیری ذهن و روان آحادی از مردم، قصد خدشه در وحدت ملی و به تبَع آن در امنیت ملی را دارد.

ما باید مواظب باشیم تا مبادا در اثر سهل‌انگاری و بدست خود ما این قصد شوم تحقق یابد.

اتحاد ملی، اتاق فرمان پیروزی

در برابر این حجم فشار ترکیبی، تنها سپر واقعی ایران اتحاد ملی است. اگر مردم بدانند اختلاف درونی دقیقاً همان چیزی است که طراحی شده تا قدرتشان را کاهش دهد، دیگر هیچ روایت تفرقه‌آمیز اثر نخواهد داشت.

اتحاد به معنی یک‌شکل بودن نیست بلکه به این معناست که در برابر تهدید دشمن، ملت ایران هم‌دل و یکپارچه باشند. یعنی باور مشترک به اینکه امنیت، پیشرفت و عزت ملی، با پایداری در کنار هم و صرف نظر از نقاط اختلاف حفظ می‌شود: «باید بر وحدت بین آحاد و اقشار ملت که معمولاً در مواقع مضیقه نمود خاصی پیدا میکند خدشه‌ای وارد نشود. این امر با صرف نظر کردن از نقاط مورد اختلاف تحصیل خواهد شد.» ۱۴۰۴/۱۲/۲۱

تجربه سال‌های گذشته و خصوصاً جنگ ۱۲ روزه نشان داده که هرگاه مردم در کنار مسئولان و نیروهای نظامی و رسانه‌ای به میدان آمده‌اند، پروژه‌های سنگین خارجی شکست خورده است. حضور مردم همیشه معادله را برهم زده است. دشمن در میدان شکست خورده اما در میدان ذهن و روایت می‌جنگد. امروز در جغرافیای سیاست جهان، ایران به‌عنوان الگویی از استقلال و مقاومت فرهنگی شناخته می‌شود. این موقعیت برای دشمنان بیرونی قابل‌تحمل نیست؛ چون در کارنامه‌شان قادر به شکستن این انسجام نبوده‌اند. شکست در عرصه امنیتی و نظامی باعث شده   که دشمنان جنگ را به عرصه اجتماعی منتقل کنند. آن‌ها می‌دانند ملت ایران با قدرت ایمان و تجربه تاریخی، از مرحله گلوله عبور کرده و اکنون در حال تثبیت هویت خود در میدان روایت‌هاست. برای همین می‌کوشند با ساخت دوگانه‌های دروغین، نارضایتی‌های مقطعی یا کلیپ‌های احساسی، فضای جامعه را ملتهب کنند تا شاید از شکاف‌های روانی، دستاوردی سیاسی بگیرند.

اما آینده به‌گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. مردم ایران با هوش رسانه‌ای بالا، با تجربه‌ای که از دهه‌ها تحریم، جنگ و بحران دارند، فهمیده‌اند تنها راه پیروزی واقعی حفظ وحدت ملی است.

جامعه‌ای که به این نقشه‌ها آگاه شود، دیگر فریب روایت‌های جعلی را نخواهد خورد. همان‌طور که همیشه نشان داده، ملت ایران هر بار که با هم بوده، تاریخ را ورق زده است: «وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعله‌ها را خاکستر میکنند. اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث و کار را مردم تمام خواهند کرد.» ۱۴۰۴/۱۱/۱۲ رهبر شهید انقلاب

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید