آیا ترامپ کلید آغاز جنگ را می فشارد؟

خودکشی دونالد؟

کد خبر: 1398634

در میان این آشفتگی در واشنگتن، طرح مرحله‌بندی شده ایران به‌عنوان تنها راهکار معقول و واقع‌بینانه روی میز است.

خودکشی دونالد؟

اگر یک سال پیش، واردنشدن به جنگ علیه ایران یک انتخاب برای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا بود؛ حالا این یک ضرورت قطعی برای بقای خودش و جایگاه بین‌المللی ایالات متحده است. از همان روزهای آغاز تهدید به جنگ علیه ایران، تهران هشدار داده بود که نسبت به برنامه‌های دشمن اشراف و آمادگی کامل دارد. حالا که اهداف اعلامی در ایران محقق نشده و ایران نیز به نقطه‌ای رسیده است که شروط خود را به میز مذاکره تحمیل کرده و تحت هیچ شرایطی قصد عقب‌نشینی از آن را ندارد، مشاوران و نزدیکان ترامپ از جمله تاکر کارلسون اعتراف کرده‌اند که او در اعماق وجودش شکست در جبهه ایران را حس می‌کند؛ اما حاضر به پذیرش و اعلام آن نیست. شواهد میدانی و مرور تحلیل‌های جامعه الیت آمریکایی نشان می‌دهد که دکترین فشار حداکثری و استفاده از ابزارهای نظامی نه‌تنها به اهداف خود نرسیده، بلکه ایالات متحده را در یک باتلاق عمیق گرفتار کرده است که راه خروجی جز اعتراف به شکست، عقب‌نشینی و اعطای امتیاز به ایران ندارد.

 تحلیل‌های ارائه شده در رسانه‌هایی مانند الجزیره توسط کسانی چون جفری ساکس، تصویری دقیق از بن‌بست نظامی آمریکا ارائه می‌دهند. کارشناسان معتقدند جنگی که علیه ایران آغاز شد، از ابتدا بر پایه محاسبات غلط شکل گرفته بود. ترامپ و متحدانش تصور می‌کردند با یک ضربه سریع می‌توانند ساختار سیاسی ایران را فروبپاشند؛ اما اکنون پس از ماه‌ها درگیری، نه‌تنها دولتی جایگزین در تهران پدید نیامده، بلکه ایران با تکیه بر غرور ملی و توان دفاعی بومی خود، آمریکا را در یک جنگ فرسایشی گرفتار کرده است. درحالی‌که آمریکا میلیاردها دلار صرف ناوشکن‌ها و موشک‌های گران‌قیمت می‌کند، ایران با استفاده از پهپادهای ارزان‌قیمت و موشک‌های بالستیک بومی، توازن هزینه‌ها را به شکلی باورنکردنی به سود خود تغییر داده است. وقتی هزینه یک پهپاد مهاجم تنها چند ده هزار دلار و هزینه موشک رهگیر آمریکا چند میلیون دلار است، ادامه این روند برای اقتصاد واشنگتن غیرممکن خواهد بود.

 یکی از مهم‌ترین تحلیل‌ها را تاکر کارلسون ارائه کرده است. او معتقد است ترامپ در اعماق وجودش می‌داند که ایران «یک قدرت عظیم اقتصادی و تمدنی» است که نباید با آن درگیر شد؛ اما او در وضعیتی قرار گرفته که می‌توان آن را «بردگی مطلق» در برابر سیاست‌های تندروانه اسرائیل نامید. 

 کارلسون معتقد است ترامپ به‌جای دنبال‌کردن منافع ملی آمریکا، امنیت انرژی جهانی را فدای خواسته‌های نتانیاهو کرده است. او اشاره می‌کند مقاومت ترامپ در برابر پذیرش واقعیت شکست، ناشی از ترسی است که او از فروپاشی تصویر «مرد قدرتمند» خود دارد. ترامپ می‌داند که نمی‌تواند ایران را شکست دهد؛ اما همچنان با تهدید به بمباران‌های شدیدتر، سعی می‌کند بن‌بست میدانی خود را بپوشاند.

در جبهه منتقدان داخلی، باراک اوباما هشدار داده است که ترامپ با «رویکردهای غیرعقلانی و خودخواهی محض»، در حال نابودکردن تمام دستاوردهایی است که آمریکا پس از جنگ جهانی دوم برای تثبیت قدرت خود به دست آورده بود. او اشاره می‌کند متحدان سنتی آمریکا دیگر نمی‌توانند به واشنگتن به‌عنوان محور امنیت جهانی اعتماد کنند و رفتارهای ترامپ باعث شده تا «قدرت‌های میانی» و متحدان نزدیک آمریکا به فکر ایجاد مسیری مستقل بیفتند. اوباما هشدار می‌دهد ترمیم این آسیب‌های بین‌المللی بسیار دشوارتر از مشکلات داخلی خواهد بود و ترامپ با این کار، آمریکا را به سمت انزوایی سوق داده که پیش‌ازاین هرگز تجربه نکرده بود.

 در میان این آشفتگی در واشنگتن، طرح مرحله‌بندی شده ایران به‌عنوان تنها راهکار معقول و واقع‌بینانه روی میز است. این طرح شامل مراحل مشخصی است که می‌تواند سایه جنگ را از منطقه دور کند. اولین قدم، پایان کامل جنگ و محاصره است. هرگونه توافقی باید شامل به‌رسمیت‌شناختن این اقتدار و ایجاد سازوکار حقوقی جدیدی باشد که منافع و حاکمیت ایران را تأمین کند. تنها پس از تحقق این مراحل و اطمینان از پایان‌یافتن تهدیدات و محاصره، می‌توان در مراحل بعدی درباره موضوعات دیگر از جمله پرونده هسته‌ای حرف زد. این پیشنهاد، مسیری را برای ترامپ باز می‌کند تا با آبروریزی کمتری از باتلاق فعلی خارج شود.

۰

دیدگاه تان را بنویسید