یادداشتی از مهدی محمدی؛
تنگه هرمز یک دارایی راهبردی
مهدی محمدی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در یادداشتی به بررسی تحولات اخیر تنگه هرمز پرداخت و تأکید کرد که رخدادهای روزهای اخیر، نشاندهنده شکلگیری منطق جدیدی در معادلات خلیج فارس است؛ منطقی که بر اساس آن، جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز را بهعنوان یک دارایی راهبردی به کار گرفته است.
مهدی محمدی تحلیلگر مسائل سیاسی در یادداشتی تاکید کرد که تحولات اخیر در تنگه هرمز نشان داد که جمهوری اسلامی ایران با اتکا به قدرت میدانی، همچنان بازیگر تعیینکننده معادلات امنیتی و انرژی در خلیج فارس است.
گروه سیاسی خبرگزاری فارس: مهدی محمدی، تحلیلگر مسائل بینالملل، در یادداشتی به بررسی تحولات اخیر تنگه هرمز پرداخت و تأکید کرد که رخدادهای روزهای اخیر، نشاندهنده شکلگیری منطق جدیدی در معادلات خلیج فارس است؛ منطقی که بر اساس آن، جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز را بهعنوان یک دارایی راهبردی به کار گرفته است.
وی در ابتدای این یادداشت تاکید کرد: آنچه در بیستوچهار ساعت گذشته در تنگه هرمز رخ داد، نه یک گشایش ساده، که نمایشی پیچیده از منطق جدید حاکم بر آبهای خلیج فارس بود؛ منطقی که نشان میدهد تهران هرمز را نه به مثابه یک آبراه، که در قامت یک دارایی استراتژیک فهمیده و به کار بسته است.
محمدی افزود: واقعیت این است که آمریکاییها، ذیل تفاهم اسلامآباد، توهم «بازگشایی مطلق» هرمز را در سر پروراندند و برای دور زدن مسیر تحت کنترل ایران، تلاش کردند یک کریدور جنوبی در سواحل عمان تعریف کنند. پاسخی که دریافتند، فراتر از محاسباتشان بود. نیروی دریایی ما شناورهای متخلف را برگرداند و به آنانی که بر طبل تهدید کوبیدند، ضربه زد.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: این کنش قاطع یک پیام روشن داشت؛ تنگه هرمز اگر هم «باز» باشد، فقط با ترتیبات ایرانی باز خواهد بود و بس. تعلیق شصتروزه عوارض، به هیچوجه به معنای دادن مجوز عبور آزادانه از هر مسیری نیست؛ این اقدام تاکتیکی، تضمینی است برای اینکه طرف مقابل بداند گردنه حیاتی اقتصاد جهانی در مشت ماست و هرگونه نقض عهد در لبنان و داراییهای بلوکهشده، این مشت را بستهتر خواهد کرد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل در ادامه تاکید کرد: برخلاف جوسازی برخی در داخل که با اغراض سیاسی، تصویر عقبنشینی را پمپاژ میکنند، آمریکاییها به عینه دریافتند که واشنگتن مجبور است با زبان زور تحمیل خواست ایران را بپذیرد.
وی افزود: عمانیها نیز صریحاً به اروپاییها اعلام کردند که بازگشت به وضعیت ماقبل جنگ، یک سراب است و مسقط نه توان و نه اراده ایستادگی در برابر تهران را دارد. اینجاست که باید گفت ترامپ اساساً تن به این تفاهم داد تا فشار از بازار انرژی برداشته شود و جمهوریخواهان با خیالی آسودهتر به انتخابات میانه کنگره بنگرند.
وی گفت: ما این نیاز را به خوبی درک کردیم و متقابلاً اهرم هرمز را گروگان گرفتیم تا رفتار دشمن را تصحیح کنیم؛ چه در حوزه نظامی، چه در اقتصاد تحریم.
محمدی اضافه کرد: در بُعد نظامی، حملات بامدادی آمریکا به سیریک و قشم را باید خوانشی دقیق کرد. آنها همان نقاطی را بمباران کردند که طی هفتههای گذشته نیز زده بودند. این تکرار، اعتراف ضمنی به شکست در از کار انداختن زیرساختهای نظارتی ماست.
وی گفت: آمریکاییها هنوز درگیر این چالشند که نتوانستند حتی یک آسیب معنادار به لایههای دیدهبانی و حفاظتی هرمز وارد کنند. تحرکاتی که صرفاً ضربات تاکتیکی و گذرا هستند و ما راه هضم و مدیریت آن را به خوبی آموختهایم. تسلط ایران بر تنگه مطلق است و پهپادها و موشکهایمان هر شناوری را در تیررس دارند.
محمدی یادآور شد: اینجاست که هماهنگی میدان و دیپلماسی، برخلاف تصور آنان که اتاق فکرشان رسانههای غربی است، خود را نشان میدهد. اگر بنا بر روایت نادرستِ «باز شدن کامل هرمز» بود، چرا باید این درگیری ها رخ می داد؟ بازی پیچیدهتر از آن است که در هیاهوی حملات جناحی روایت شود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی اضافه کرد: ما ایستادهایم و میجنگیم و توافق را با قدرت تحمیل میکنیم؛ چه آنها بخواهند از مسیر ما عبور کنند و مقررات را بپذیرند، چه بخواهند با تمسک به عمان رمسیر جدیدی ایجاد کنند. ریلگذاری جدید این است: تا زمانی که آتشبس در لبنان به طور کامل اجرا نشود، گلوی فشار در هرمز بسته خواهد ماند و ریسک و تسلط نظامی ایران همچون شمشیری داموکلس بر سر بازار جهانی انرژی باقی است.
محمدی تاکید کرد: در لایههای عمیقتر راهبردی، آمریکاییها در یک مخمصه ژئوپولیتیکی گیر افتادهاند. با انهدام بیش از بیست پایگاه و خروج تجهیزات بیقیمت، واشنگتن در حال عقبنشینی اجباری زیرساختی از مجاورت ایران است. فرودگاه بنگوریون مملو از هواپیماهای سوخترسانِ از نفس افتاده است و فاصله عملیاتیشان معنای مانور را برایشان عوض کرده.
وی گفت: آنها فهمیدهاند که در جنگهای بلندمدت حرفی برای گفتن ندارند و هشتاد میلیارد دلار درخواستی ترامپ برای بازسازی زرادخانههای خالیشده، سندی بر این استیصال است. ما اما در خاک خود مستقریم و درسهای این دو جنگ را با شتابی شگفتانگیز اجرایی می کنیم.
دیدگاه تان را بنویسید