ماجرای توسل پسرم مجتبی به امام رضا برای آزادی من از زندان پهلوی

کد خبر: 1408600

امام شهید انقلاب به روایت خودشان درباره توسل پسرشان - آقا مجتبی - به امام رضا (ع) فرمودند: همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌برده و به او می‌گفته: به وسیله‌ امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند.

ماجرای توسل پسرم مجتبی به امام رضا برای آزادی من از زندان پهلوی

 همسرم برایم نقل کرد: مجتبی معصومانه روبه امام رضا (ع) می‌کرد و برای آزادی من به او توسل می‌جست.

به‌گزارش  تسنیم؛ امام شهید انقلاب به روایت خودشان درباره توسل پسرشان - آقا مجتبی -  به امام رضا (ع) فرمودند: همسرم برایم نقل کرد که مادرش پسرم مجتبی را که کودکی بود سرشار از معصومیت و پاکی و سلامت روحی و عشق و عاطفه و پایبندی به برخی عبادات به حرم حضرت رضا (علیه‌السلام) می‌برده و به او می‌گفته: به وسیله‌ امام رضا به خدای متعال متوسل شو و از خدا بخواه که پدرت را از زندان آزاد کند.

کودک، معصومانه رو به امام رضا (علیه‌السلام) می‌کرده و به او توسل می‌جست. یک شب دیگر مجتبی با مادربزرگش به حرم رفته و صحنه تکرارشده؛ اما این بار نشانه‌های تأثری شدید در مجتبی ظاهر شده، گریه و زاری کرده و با لحنی که حاکی از لبریز شدن کاسه صبر کودک و سوز و گداز عمیق او بوده، با امام رضا صحبت می‌کرده و به شدت اشک می‌ریخته؛ به حدی که مادربزرگش از کرده خود پشیمان شده و تصمیم گرفته که دیگر این کار را از مجتبی نخواهد.

دو روز بعد، تلفن خانه به صدا در می‌آید تا صدای من را بشنوند؛ من آزاد شده بودم و از خانه برادرم در تهران با آن‌ها تماس گرفته بودم.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت