ابعاد یک قدرت الهام بخش
در این یادداشت آمده، قدرت در سیاست بینالملل فقط «داشتن» نیست، بلکه توانایی «تبدیلکردن» است؛ جنگافزار میتواند بازدارندگی بسازد، اما بازار نمیسازد و دیپلماسی نیز بدون پشتوانه قدرت سخت، وزن کافی برای چانهزنی ندارد. عقلانیت استراتژیک درست در نقطه اتصال این دو شکل میگیرد.
مصطفی صادقی در یادداشتی که امروز در روزنامه «صبح نو» منتشر شده، سفر محمدباقر قالیباف به عراق را فراتر از یک رفتوآمد پارلمانی دیده و نوشته است: اهمیت بغداد را باید در یک پرسش بزرگتر جستوجو کرد؛ ایران چگونه میتواند قدرت منطقهای خود را به منفعت اقتصادی و عایدی استراتژیک تبدیل کند؟
در این یادداشت آمده، قدرت در سیاست بینالملل فقط «داشتن» نیست، بلکه توانایی «تبدیلکردن» است؛ جنگافزار میتواند بازدارندگی بسازد، اما بازار نمیسازد و دیپلماسی نیز بدون پشتوانه قدرت سخت، وزن کافی برای چانهزنی ندارد. عقلانیت استراتژیک درست در نقطه اتصال این دو شکل میگیرد.
از این منظر، سفر قالیباف به بغداد میتواند بخشی از یک تغییر مهم باشد؛ گذار از «حفظ نفوذ» به «تولید منفعت از نفوذ». عراق هم در این معادله صرفاً یک همسایه نیست؛ هم بازار مهمی برای اقتصاد ایران است، هم مسیر اتصال به شامات و مدیترانه و هم میدان رقابت تهران، واشنگتن، آنکارا و بازیگران عربی.
یادداشت «صبح نو» بر وجه ژئواکونومیک سفر نیز دست گذاشته است: وقتی آمریکا از تحریم، انسداد مالی و محدودکردن تجارت برای فشار بر ایران استفاده میکند، خنثیسازی تحریم فقط با محکومکردن آن ممکن نیست؛ تجارت با ارزهای ملی، فعالشدن مرزها، کریدورهای ترانزیتی و ایجاد منافع مشترک با همسایگان میتواند هزینه قطع ارتباط با ایران را افزایش دهد.
در این نگاه، حتی یک خطآهن، شبکه انرژی یا بازار مشترک میتواند به بخشی از معماری امنیت ملی تبدیل شود؛ چراکه اقتصاد دیگر حاشیه امنیت نیست، یکی از صورتهای تولید امنیت است.
صادقی در پایان یک پرسش کلیدی مطرح میکند: آیا ایران میتواند قدرت را از میدان به بازار، نفوذ را به منفعت و ژئوپلیتیک را به ژئواکونومی پیوند بزند؟ «مردمی که هزینه تولید قدرت را پرداختهاند، باید محصول آن را در امنیت اقتصادی، تجارت، سرمایهگذاری و زندگی خود نیز لمس کنند.»
و شاید معنای اصلی سفر بغداد همین باشد: گذار از «قدرت برای مقاومت» به «قدرت برای مقاومت و منفعت».
دیدگاه تان را بنویسید