روایت حدادعادل از برنامه‌ دیدارهای رهبر شهید با خانواده شهدا

کد خبر: 1401248

غلامعلی حدادعادل در دیدار خانواده شهید صاحبدل گفت: خانواده‌های شهدا به دیدار رهبر انقلاب می‌آمدند. آقا برنامه منظمی برای دیدار با خانواده‌های شهدا داشتند؛ گمان می‌کنم روزهای دوشنبه بود. خانواده‌ها به‌صورت دسته‌جمعی می‌آمدند و آقا با صمیمیت و سادگی، دست‌کم یک ساعت پس از نماز در جمع آنان می‌نشستند.

روایت حدادعادل از برنامه‌ دیدارهای رهبر شهید با خانواده شهدا

 غلامعلی حدادعادل، برنامه‌ دیدارهای رهبر شهید انقلاب با خانواده معظّم شهدا و نقش شهیدان سعید صاحبدل و خاجی در کنار رهبر شهید انقلاب را روایت کرد.

به گزارش  فارس، غلامعلی حدادعادل در دیدار خانواده شهید صاحبدل گفت: خانواده‌های شهدا به دیدار رهبر انقلاب می‌آمدند. آقا برنامه منظمی برای دیدار با خانواده‌های شهدا داشتند؛ گمان می‌کنم روزهای دوشنبه بود. خانواده‌ها به‌صورت دسته‌جمعی می‌آمدند و آقا با صمیمیت و سادگی، دست‌کم یک ساعت پس از نماز در جمع آنان می‌نشستند.

وی افزود: گاهی تصاویر این دیدارها از تلویزیون پخش می‌شد. در آن جلسات، شهید صاحبدل کنار دست آقا می‌نشست. به تناسب، انگشتر، چفیه یا هدیه‌ای به خانواده‌ها داده می‌شد و مواردی را هم برای پیگیری یادداشت می‌کردند. آقا می‌فرمودند: "یک انگشتر هم به این پسر بدهید" یا "این مورد را هم پیگیری کنید."

حداد عادل تصریح کرد: شهید صاحبدل انس و ارتباط ویژه‌ای با آقا داشت. هر وقت این عزیزان را می‌بینم که همراه آقا به شهادت رسیده‌اند، یاد این آیه قرآن می‌افتم: "أُولَٰئِکَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ ۚ وَحَسُنَ أُولَٰئِکَ رَفِیقًا"؛ یعنی چه نیکو رفیقانی هستند.

وی خاطرنشان کرد: این‌ها با یکدیگر رفاقتی داشتند که نه در این دنیا همدیگر را تنها گذاشتند و نه، ان‌شاءالله، در آن دنیا. امیدوارم آقا شفیع آنان باشد و آنان نیز شفیع ما باشند و این انقلاب، ان‌شاءالله، پایدار و برقرار بماند.»

غلامعلی حدادعادل در روایت ویژگی‌های اخلاقی و ارتباط شهید سعید خاجی با رهبر شهید گفت: «سال‌های سال، تقریباً از آغاز دوران رهبری آقا، هر زمان که به دیدار ایشان می‌رفتیم، سعید آقا را در کنار آقا می‌دیدیم. در واقع، گاهی نخستین کسی که به استقبال ما می‌آمد و برای دیدار با آقا راهنمایی‌مان می‌کرد، ایشان بود و آخرین فردی که پیش از دیدار آقا می‌دیدیم نیز سعید آقا بود.

وی مطرح کرد: ایشان شخصیتی بسیار دوست‌داشتنی، سلیم‌النفس و آرام داشت. چهره‌ای نورانی داشت و واقعاً نور از صورتش می‌بارید. گاهی در حسینیه می‌نشستم و به نزدیکان آقا که مشغول انجام وظایف خود بودند نگاه می‌کردم. هر وقت چهره سعید آقا را می‌دیدم، به نورانیت و صفای معنوی او غبطه می‌خوردم. بسیار خوش‌برخورد بود و با روی گشاده راهنمایی می‌کرد.

حدادعادل افزود: سعید آقا توفیق بزرگی داشت. شاید بیش از اعضای خانواده آقا، با ایشان نزدیک بود. اگر بخواهیم از تعابیر و عناوین قدیمی استفاده کنیم، باید بگوییم ایشان "امین‌حضور" بود؛ یعنی همواره در محضر آقا حضور داشت و از نظر کاری نزدیک‌ترین فرد به ایشان محسوب می‌شد.

خوشا به سعادتش که پس از عمری خدمت به انقلاب، اسلام و رهبری، چنین عاقبت خوش و معنوی‌ای پیدا کرد. درباره ایشان و دیگر عزیزانی که در بیت بودند و همراه آقا به شهادت رسیدند، گاهی به یاد بیتی از مولانا در غزلیات شمس می‌افتم:

«این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است، این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو» واقعاً این عزیزان در این جهان با آقا بودند و با هم نیز به آن جهان رفتند و یادآور همین شعر هستند که: «این جهان بی‌من مباش و آن جهان بی‌من مرو.»»

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید