متن ایران، اضطراب ترامپ
چرا تاکتیک تهدید ترامپ بیش از آن که اهرم فشاری بر ایران باشد؛ نشان از درماندگی او برای رسیدن به توافق و پایان جنگ دارد؟
سیدمحمد مهدی هاشمی در روزنامه خراسان نوشت: علت استفاده شدید ترامپ از تاکتیک چماق و هویج بیش از آن که به فهم او از روابط بین الملل و دنیای سیاست برگردد، متاثر از پیشینه او در فعالیت های تجاری اش است. جهانی که همان قدر به دنیای سیاست شباهت دارد؛ دارای تفاوت هایی با آن نیز هست. او تصور می کند که با بلوف زدن و دروغ گفتن می تواند حریف خود را فریب داده و در مذاکرات دست بالاتر را به دست آورد. از طرفی پیش از این نیز آن قدر درباره پیروزی در این جنگ داستان سرایی کرده و از نابودی نیروهای نظامی ایران سخن گفته که بخشی از جامعه آمریکا که به شدت با تداوم افزایش هزینه های روزانه زندگی مواجه هستند؛ بی صبرانه منتظر اعلام توافق از سوی ترامپ هستند و به نوعی در برابر اظهارات او شرطی شده اند.
همین شرطی شدن جامعه در عمل برای ترامپ تبدیل به یک دام شده است. غیر از نزدیک بودن انتخابات کنگره همان طور که خودش اخیرا در کاخ سفید و در جمع خبرنگاران اعلام کرد؛ نمی تواند به دنبال پیگیری مسئله کوبا برود چون مسئله ایران هنوز حل نشده است و او دوست دارد هر بار یک کار را انجام دهد. از طرف دیگر نیز طرف ایرانی به وضوح در حال پافشاری بر شروط مدنظر خودش است و به هیچ وجه علاقه ای به امتیاز دادن به ترامپ ندارد. مسئله ای که عملا با ادعاهای پیروزمندانه او در چهار ماه گذشته در تضاد است و در سایه سکوت مقامات ایرانی در عمل او را مجبور به ارائه توضیح مداوم درباره موضوع ایران کرده است.
آخرین نمونه آن هم موردی بود که پس از تهدید ایران به پایان تبادل پیام (در پاسخ به تشدید تهدیدات رژیم صهیونیستی علیه لبنان و حمله به بیروت) به سرعت وارد عمل شد و در یک تماس تلفنی هرچه را به دهانش آمد نثار نتانیاهو کرد و همان طور که بعدا خودش هم تایید کرد او را یک «احمق لعنتی» نامید تا بدین وسیله آنچه را که موجب ناراحتی ایران در جریان تبادل پیام ها شده بود، برطرف کند. پس از این مسئله هم بلافاصله وارد عمل شد و با انتشار پستی در رسانه تروث سوشال توضیح داد که ارتباط با ایران قطع نشده بوده است و روند گفت و گوها ادامه دارد. البته که در ادامه مجدد زبان به تهدید باز کرد و گفت: مکالمات بین ما به طور مداوم ادامه داشته است، از جمله چهار روز پیش، سه روز پیش، دو روز پیش، یک روز پیش و امروز. هیچکس نمیداند به کجا ختم میشود، اما همان طور که به ایران گفتم، «وقت آن رسیده است که به هر طریقی که شده، به توافق برسید. شما ۴۷ سال است که این کار را میکنید و دیگر نمیتوان اجازه داد که این روند ادامه یابد!»
وضعیت ترامپ هر روز در حال بدتر شدن است و با این حال او همچنان به استفاده مداوم از تاکتیک تهدید و بعد هم تعریف از مقامات ایرانی ادامه می دهد. اخیرا او رهبر ایران را آدم حرفه ای خطاب کرد که از دیدار با او (در صورت انجام دیدار با رهبر ایران) مفتخر خواهد شد. این تاکتیک بازاری ترامپ اما مدتی است نتیجه عکس هم داده و او را مجبور کرده تا بیشتر از توافق بگوید و بدیهی است که بیشتر هم خود را خواهان توافق نشان دهد؛ مسئله ای که دست بالاتر را به طرف ایرانی می دهد و افزایش فشارها را بر ترامپ به دنبال خواهد داشت.
چه در واگن کومپین (محل امضای توافق شکست آلمان پس از جنگ جهانی اول و فرانسه در جنگ جهانی دوم) باشد چه در روستای کوچک ترکمنچای و چه در اسلام آباد؛ قواعد پایان یک نبرد نظامی را کشور پیروز تحمیل می کند. مسئله ای که دقیقا در متن خواسته های طرف ایرانی مستتر است. ایران خود را پیروز این جنگ می داند و متن خود را هم دقیقا بر همین مبنا تنظیم کرده است و همان طور که مرشایمر استاد روابط بین الملل بدان تصریح دارد، قرار نیست که طرف برنده جنگ امتیازات خاصی به طرف بازنده بدهد.
دیدگاه تان را بنویسید