سردار سناییراد: مسئولیت هرگونه تنش در منطقه برعهده آمریکاست
تحولات اخیر در تنگه هرمز و مناطق جنوبی کشور، بار دیگر این آبراه راهبردی را به کانون رقابتهای امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل کرده است. همزمان با افزایش تحرکات آمریکا و برخی ادعاها درباره تلاش برای تغییر وضعیت تردد دریایی در تنگه هرمز، پرسشهای متعددی درباره اهداف واشنگتن، پیامدهای این اقدامات و آینده معادلات امنیتی منطقه مطرح شده است.
معاون سیاسی دفتر عقیدتی ـ سیاسی فرماندهی معظم کل قوا گفت: نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با واکنش بهموقع خود، در چند مرحله اقدام آمریکا در تنگه هرمز برای ایجاد یک مسیر جدید را با شکست مواجه کرد و اجازه نداد آمریکاییها به اهدافشان دست پیدا کنند.
فارس: تحولات اخیر در تنگه هرمز و مناطق جنوبی کشور، بار دیگر این آبراه راهبردی را به کانون رقابتهای امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل کرده است. همزمان با افزایش تحرکات آمریکا و برخی ادعاها درباره تلاش برای تغییر وضعیت تردد دریایی در تنگه هرمز، پرسشهای متعددی درباره اهداف واشنگتن، پیامدهای این اقدامات و آینده معادلات امنیتی منطقه مطرح شده است.
در همین زمینه، خبرنگار فارس با سردار رسول سناییراد، معاون سیاسی دفتر عقیدتی ـ سیاسی فرماندهی معظم کل قوا، به گفتوگو نشسته است.
وی در این گفتوگو، ضمن تشریح اهداف آمریکا از تحولات اخیر، به تشریح ابعاد راهبردی مسئله تنگه هرمز، ناکامیهای واشنگتن پس از جنگ ۴۰ روزه و پیامدهای ادامه این روند پرداخت.
مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
واشنگتن در پی جبران ناکامیهای جنگ ۴۰ روزه
فارس: با توجه به تحولات اخیر، ارزیابی شما از اقدامات آمریکا در تنگه هرمز چیست؟ آیا این اقدامات را باید رخدادهایی مقطعی دانست یا بخشی از یک راهبرد کلان؟
سردار سناییراد: آنچه امروز در تنگه هرمز و مناطق جنوبی کشور اتفاق افتاده را باید در چارچوب سیاست خبیثانه آمریکاییها تحلیل کرد. آنها به دنبال آن هستند که آنچه را در جنگ ۴۰ روزه به دست نیاوردند و حتی آنچه را در این جنگ از دست دادند، جبران کنند.
واقعیت این است که موضوع تنگه هرمز از جمله مسائلی بود که آمریکاییها برای آن در جنگ ۴۰ روزه پیشبینی دقیقی نداشتند. در واقع، خود آن جنگ شرایط جدیدی را در تنگه هرمز ایجاد کرد که هزینههای فوقالعاده سنگینی را به آمریکا تحمیل کرد.
نخستین پیامد این وضعیت، افزایش قیمت انرژی بود؛ موضوعی که خود آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داد. افزایش قیمت بنزین در داخل آمریکا، انتقادهای جدی را متوجه دونالد ترامپ کرد، زیرا او در وعدههای اقتصادی خود کاهش قیمتها و بهبود وضعیت معیشتی را وعده داده بود.
هزینههای جنگ ۴۰ روزه، آمریکا را به تنگه هرمز کشاند
از سوی دیگر، افزایش قیمت انرژی، متحدان اروپایی آمریکا را نیز نگران کرد. بسته شدن تنگه هرمز فشار مضاعفی را بر متحدان منطقهای واشنگتن وارد کرد و مجموعه این عوامل، هزینههای سنگینی را متوجه خود آمریکاییها ساخت و شرایط را برای آنها پیچیدهتر کرد.
در ادامه، آمریکا برای خارج کردن این اهرم از اختیار جمهوری اسلامی ایران، چند مسیر را به صورت همزمان دنبال کرد. ابتدا چند عملیات نظامی را طراحی و اجرا کرد که هیچکدام به نتیجه نرسید. سپس موضوع آتشبس و مذاکره را مطرح کرد، اما در همان شرایطی که آتشبس برقرار شده بود، خود آمریکاییها چندین بار با نقض آتشبس و اجرای عملیاتهای فریبکارانه تلاش کردند زمینه باز شدن تنگه هرمز را فراهم کنند.
مسئله تنگه هرمز به یک گره راهبردی برای آمریکا تبدیل شده است
یکی از بزرگترین ناکامیهای آمریکا در این پرونده، تلاش برای جلب حمایت ناتو بود. واشنگتن برای باز کردن تنگه هرمز از متحدان خود درخواست کمک کرد، اما با بیاعتنایی آنان مواجه شد. همین مسئله موجب شد ترامپ در آخرین نشست ناتو، بهصراحت از متحدان اروپایی خود گلایه کند و حتی دستور قطع روابط اقتصادی با اسپانیا را مطرح کند.
مجموعه این تحولات نشان میدهد که مسئله تنگه هرمز به یک گره راهبردی برای آمریکا تبدیل شده است. آنها تصور میکنند اگر بتوانند این اهرم را از اختیار جمهوری اسلامی ایران خارج کنند، خواهند توانست مذاکرات آینده را نیز تحت فشار پیش ببرند و در موضوعاتی مانند پرونده هستهای امتیاز بگیرند.
تلاش واشنگتن برای ایجاد مسیر جدید در تنگه هرمز
فارس: در روزهای اخیر آمریکا سناریوی جدیدی را در تنگه هرمز دنبال کرده است. این سناریو چه ابعادی دارد و جمهوری اسلامی ایران چگونه با آن مواجه شده است؟
سردار سناییراد: بعد از ناکامی آمریکا در گزینه نظامی و همچنین شکست در بهرهگیری از آتشبس و فشارهای سیاسی، واشنگتن زنجیرهای از عملیاتهای محدود و مدیریتشده را در دستور کار قرار داد. این عملیاتها در چند مرحله اجرا شد و هدف اصلی آن، تغییر معادلات موجود در تنگه هرمز بود.
از آستانه سفر ترامپ به چین، آمریکاییها به دنبال اجرای این سناریو بودند و در چند مرحله آن را تکرار کردند. در روزهای اخیر نیز تلاش کردند مسیری متفاوت از مسیری که جمهوری اسلامی ایران بر اساس تفاهمنامه تعیین کرده بود، ایجاد کنند.
بر اساس این تفاهم، قرار بود در یک بازه زمانی مشخص، مسیر امنی برای عبور شناورها ایجاد شود و پس از آن نیز با جمعآوری مینها، زمینه بازگشایی کامل تنگه هرمز فراهم شود. این روند با همکاری عمان در حال پیگیری بود و جمهوری اسلامی ایران نیز برای مدیریت تردد دریایی، یک سازوکار منطقی را پذیرفته بود.
چگونه نیروی دریایی سپاه معادلات آمریکا را بر هم زد؟
اما آمریکاییها این روند را بر هم زدند. آنها مسیر جداگانهای را در جنوب تنگه هرمز ایجاد کردند و همزمان تلاش کردند با فریب برخی کشورها و اعمال فشار بر برخی دیگر از کشورهای عربی منطقه، نفتکشها را بهصورت زنجیرهای در آن مسیر به حرکت درآورند.
هدف آنها این بود که تعداد زیادی نفتکش به شکل همزمان از این مسیر عبور کنند تا امکان هرگونه واکنش از نیروهای مدافع جمهوری اسلامی ایران سلب شود و در عمل، مسیر جدیدی را به جمهوری اسلامی ایران تحمیل کنند.
اما این سناریو نیز به نتیجه نرسید. نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با واکنش بهموقع خود، در چند مرحله این اقدام را با شکست مواجه کرد و اجازه نداد آمریکاییها به اهدافشان دست پیدا کنند.
به اعتقاد من، واکنشهای تند و هیستریک ترامپ که همزمان با مراسم تشییع پیکر «امام شهید» و شهدای همراه ایشان بروز پیدا کرد، ناشی از همین ناکامیها بود. اهانتهایی که او به ملت ایران کرد، صرفاً ناشی از عصبانیت نبود، بلکه اهداف متعددی را دنبال میکرد.
واقعیت میدانی عملیاتهای آمریکا با طرح آنها متناقض است
یکی از این اهداف، تحتالشعاع قرار دادن مراسم باشکوه تشییع و منحرف کردن افکار عمومی و رسانهها از خبر شکست آمریکا در تنگه هرمز بود.
آمریکاییها در عراق نیز هزینههای زیادی انجام داده بودند و تصور میکردند فضای آن کشور را در اختیار دارند، اما حضور گسترده مردم و بهویژه شعارهای انتقامخواهی و خونخواهی «امام شهید» و شهدای دو جنگ، موجب عصبانیت مضاعف ترامپ شد.
به همین دلیل، آمریکا همچنان اجرای عملیاتهای زنجیرهای را در دستور کار قرار داده است، اما نکته قابل توجه این است که این اقدامات همواره با یک پیوست رسانهای همراه است.
بلافاصله پس از هر عملیات، اعلام میکنند که حملات تنبیهی علیه مراکز آفندی و پدافندی ایران انجام دادهاند و مدعی میشوند که مراکز راداری و نظامی جمهوری اسلامی ایران را هدف قرار دادهاند، اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان میدهد.
در عمل شاهد هستیم که اهداف مورد اصابت، مجموعههای پمپاژ آب، واحدهای تولید آب معدنی، پاسگاههای محیطبانی و حتی برخی مراکز غیرنظامی دیگر بوده است. همچنین در ادامه همین اقدامات، به یک سربازخانه در ایرانشهر نیز حمله کردند که در نتیجه آن تعدادی از سربازان کشورمان مجروح و شماری نیز به شهادت رسیدند.
این واقعیتها نشان میدهد ادعاهای آمریکا درباره هدف قرار دادن مراکز نظامی، با آنچه در میدان رخ داده فاصله زیادی دارد و بیش از هر چیز، بیانگر استیصال آنهاست. آمریکاییها با وجود برخورداری از تجهیزات و امکانات گسترده، در تنگه هرمز مقابل رزمندگان جمهوری اسلامی ایران متوقف شدهاند و نتوانستهاند اهداف خود را محقق کنند.
ایران از دستاورد راهبردی خود در تنگه هرمز عقبنشینی نخواهد کرد
فارس: با توجه به روند تحولات، آینده این تقابل را چگونه ارزیابی میکنید؟ ادامه این اقدامات چه پیامدهایی برای منطقه، اقتصاد جهانی و محاسبات آمریکا خواهد داشت و جمهوری اسلامی ایران چه رویکردی در پیش خواهد گرفت؟
سردار سناییراد: آنچه در این مدت اتفاق افتاده، نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران از دستاورد راهبردی خود در تنگه هرمز عقبنشینی نخواهد کرد. خود اصرار و پافشاری آمریکاییها برای تغییر وضعیت موجود، گویای اهمیت این موضوع است.
اگر تنگه هرمز چنین جایگاه راهبردی برای واشنگتن نداشت، این کشور حاضر نمیشد با وجود همه هزینههای سیاسی، نظامی و رسانهای، بارها عملیاتهای بینتیجه را تکرار کند.
تکرار این حملات و اقدامات ناموفق نیز نشان میدهد که آمریکاییها تاکنون نتوانستهاند به اهداف خود دست پیدا کنند. از این رو، جمهوری اسلامی ایران نیز از مواضع خود عقبنشینی نخواهد کرد؛ چرا که تجربه همین تحولات نشان داد کنترل و مدیریت این آبراه راهبردی، یک دستاورد مهم برای کشور است.
البته ادامه این بازی خطرناک و ماجراجویانه، بیش از آنکه برای جمهوری اسلامی ایران هزینهساز باشد، دامنه تنش را در منطقه گسترش خواهد داد و امنیت تجارت بینالمللی را با مخاطره مواجه میکند. نخستین متضرران این وضعیت نیز متحدان منطقهای آمریکا و کشورهای عربی خواهند بود.
آمریکا شرایط منطقه را به سمت افزایش تنش سوق داد
در حالی که جمهوری اسلامی ایران در چارچوب همکاری با عمان، یک راهکار منطقی را برای مدیریت تردد شناورها پذیرفته بود و بر اساس تفاهم انجامشده قرار بود در یک بازه زمانی مشخص، مسیر امنی برای عبور کشتیها ایجاد شود، سپس مینها جمعآوری و در نهایت تنگه هرمز بهطور کامل بازگشایی شود، این آمریکاییها بودند که با اقدامات یکجانبه، این روند را بر هم زدند.
آمریکا با ایجاد مسیر جدید، فشار بر برخی کشورهای منطقه و ترغیب آنها به همراهی با این سناریو، نهتنها مانع اجرای تفاهم شد، بلکه شرایط را به سمت افزایش تنش سوق داد؛ موضوعی که در نهایت بیش از همه به زیان کشورهای عربی منطقه تمام خواهد شد.
واقعیت این است که آمریکا سالهاست به بهانه تأمین امنیت، با ایجاد پایگاههای نظامی در برخی کشورهای منطقه حضور دارد و هزینههای سنگینی را نیز به این کشورها تحمیل کرده است، اما امروز همان کشوری که مدعی تأمین امنیت است، خود به عامل اصلی ناامنی و بیثباتی در منطقه تبدیل شده است.
اگر آمریکا به اقدامات در تنگه هرمز ادامه دهد، ایران از ظرفیتها و ابزارهای دیگری استفاده میکند
پیامدهای این وضعیت نیز صرفاً محدود به منطقه نخواهد بود. ناامنی در تنگه هرمز، تجارت جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد؛ چرا که حدود ۲۰ درصد صادرات نفت جهان از این آبراه عبور میکند. طبیعی است که هرگونه اختلال در این مسیر، بر قیمت نفت، فرآوردههای پتروشیمی و بازار جهانی انرژی اثرگذار خواهد بود و هزینههای قابل توجهی را بهویژه برای کشورهای صنعتی به همراه خواهد داشت.
بنابراین، مسئولیت تمامی پیامدهای این شرایط بر عهده آمریکاست؛ کشوری که با نقض آتشبس، بر هم زدن تفاهمهای موجود و انجام اقدامات نظامی، زمینه تشدید تنشها را فراهم کرده است.
در عین حال، اگر آمریکا بخواهد این مسیر را ادامه دهد و همچنان بر اقدامات تنشزا و ماجراجویانه خود اصرار بورزد، جمهوری اسلامی ایران نیز متناسب با شرایط، از ظرفیتها و ابزارهای دیگری استفاده خواهد کرد تا ابعاد این موضوع را به عرصههای جدیدی گسترش دهد. این موضوع میتواند دامنه تحولات را فراتر از وضعیت کنونی ببرد و مسئولیت تمامی پیامدهای آن نیز متوجه طرفی خواهد بود که آغازگر این روند بوده است.
کشورهای عربی منطقه نخستین متضرران تنش در تنگه هرمز خواهند بود
فارس: برخی معتقدند ادامه این روند تنها به تشدید تنش در منطقه محدود نخواهد ماند و پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی و امنیت انرژی خواهد داشت. ارزیابی شما از تبعات بینالمللی این تحولات چیست و در صورت تداوم این اقدامات، جمهوری اسلامی ایران چه گزینههایی پیشرو خواهد داشت؟
سردار سناییراد: تردیدی نیست که ناامنی در تنگه هرمز، صرفاً یک مسئله دوجانبه میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا نیست، بلکه موضوعی است که آثار آن متوجه کل منطقه و حتی اقتصاد جهانی خواهد شد.
واقعیت این است که حدود ۲۰ درصد صادرات نفت جهان از این آبراه راهبردی عبور میکند. بنابراین؛ هرگونه اختلال در تردد دریایی، بر قیمت نفت، فرآوردههای پتروشیمی و سایر حاملهای انرژی اثر خواهد گذاشت و این افزایش قیمت، در نهایت اقتصاد جهانی و بهویژه کشورهای صنعتی را با چالش مواجه میکند.
از سوی دیگر، کشورهای عربی منطقه نیز از نخستین متضرران این وضعیت خواهند بود. جمهوری اسلامی ایران پیش از این، در چارچوب همکاری با عمان، راهکاری منطقی برای مدیریت تردد شناورها پذیرفته بود تا ضمن تأمین امنیت، از بروز تنش جلوگیری شود، اما آمریکاییها با بر هم زدن این روند و تلاش برای تحمیل مسیرهای جدید، زمینه افزایش تنش و بیثباتی را فراهم کردند.
مسئولیت هرگونه تنش در منطقه برعهده آمریکاست
این در حالی است که آمریکا سالهاست به بهانه تأمین امنیت، با ایجاد پایگاههای نظامی در برخی کشورهای منطقه حضور دارد و هزینههای سنگینی را نیز به این کشورها تحمیل کرده است، اما امروز همان کشوری که مدعی برقراری امنیت است، خود به عامل اصلی ناامنی و تشدید بحران تبدیل شده است.
جمهوری اسلامی ایران آغازگر این تنشها نبوده و همواره از راهکارهای منطقی و توافقهای موجود حمایت کرده است، اما اگر آمریکا بخواهد به این روند ادامه دهد و همچنان بر اقدامات تنشزا و ماجراجویانه خود اصرار داشته باشد، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران نیز متناسب با شرایط، از ظرفیتها و ابزارهای دیگری برای دفاع از منافع و امنیت ملی خود استفاده خواهد کرد و در آن صورت، مسئولیت تمامی پیامدهای این تحولات بر عهده طرفی خواهد بود که مسیر تنش و بیثباتی را انتخاب کرده است.
کشورهای عربی منطقه امروز در بنبست راهبردی قرار دارند
فارس: برخی تحلیلگران معتقدند سفر اخیر مارکو روبیو به منطقه و دیدارهای او با برخی کشورهای عربی، در تغییر رفتار این کشورها نسبت به تحولات اخیر مؤثر بوده است. به نظر شما آیا احتمال همراهی بیشتر کشورهای عربی با آمریکا در صورت شکلگیری ائتلافی جدید علیه ایران وجود دارد؟
سردار سناییراد: واقعیت این است که کشورهای عربی امروز در یک بنبست راهبردی قرار گرفتهاند. از یک سو، توان و اراده «نه» گفتن به آمریکا و ایستادگی در برابر خواستههای واشنگتن را ندارند و از سوی دیگر، به خوبی میدانند که آینده امنیت منطقه با همسایگانشان گره خورده است، نه با قدرتهای فرامنطقهای.
به نظر میرسد نطفه تنشهای اخیر نیز تا حدی همزمان با سفر مارکو روبیو به منطقه و دیدارهای او با برخی کشورهای عربی شکل گرفت. البته باید توجه داشت که در داخل دولت آمریکا نیز درباره نحوه مواجهه با ایران اختلاف نظر وجود دارد.
روبیو رقیب جیدی ونس است؛ ونس از رویکرد مذاکره، کاهش تنش و مدیریت اختلافات حمایت میکند، در حالی که روبیو نماینده جریان رادیکال، جنگطلب و طرفدار تشدید تقابل است و این دو جریان با یکدیگر رقابت دارند.
رفتار برخی کشورهای منطقه متناقض است
با این حال، نباید تصور کرد که همه کشورهای عربی به شرایط ابتدای جنگ ۴۰ روزه بازگشتهاند یا آماده مشارکت فعال در هرگونه ائتلاف ضدایرانی هستند. واقعیت این است که در سطح نخبگان عاقل و همچنین افکار عمومی این کشورها، نگاه مثبتی نسبت به جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، هرچند بخشی از ساختارهای وابسته به آمریکا همچنان در مسیر سیاستهای واشنگتن حرکت میکنند.
رفتار برخی کشورهای منطقه نیز همین تناقض را نشان میدهد. برای مثال، کشوری مانند قطر با وجود همکاریهایی که با آمریکا دارد و حتی متحمل خسارت نیز شده، از یک سو بیانیههایی علیه ایران صادر میکند، اما از سوی دیگر همچنان بر حفظ نقش خود به عنوان میانجی، تداوم مذاکرات و حفظ کانال ارتباطی با جمهوری اسلامی ایران تأکید دارد. این رفتار نشان میدهد آنها نیز آینده منطقه را بدون تعامل با ایران متصور نیستند.
کشورهای منطقه به خوبی میدانند که آمریکاییها ماندگار نیستند
فارس: با توجه به این شرایط، آینده حضور آمریکا در منطقه و روابط امنیتی کشورهای همسایه با جمهوری اسلامی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
سردار سناییراد: کشورهای منطقه به خوبی میدانند که آمریکاییها ماندگار نیستند و دیر یا زود این منطقه را ترک خواهند کرد؛ همانگونه که امروز نیز بحث خروج از عراق مطرح است و نشانههای کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه کاملاً قابل مشاهده است.
سبکسازی پایگاههای آمریکا و انتقال بخشی از ظرفیتهای نظامی به پایگاههای غربیتر، از جمله در اردن و سرزمینهای اشغالی، نشان میدهد که خود آمریکاییها نیز آیندهای پایدار برای حضورشان در این منطقه متصور نیستند. جنگ اخیر نیز ثابت کرد که این پایگاهها نه برای آمریکا امنیت ایجاد میکنند و نه برای کشورهای میزبان.
از سوی دیگر، کشورهای منطقه ناگزیرند در آینده با جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک همسایه دائمی زندگی کنند. جمهوری اسلامی ایران نیز نشان داد هر زمان پاسخی داده، متوجه پایگاههای نظامی آمریکا بوده است، نه کشورهای منطقه؛ زیرا این کشورها با واگذاری پایگاه به آمریکا، زمینهساز بخشی از این تنشها شدهاند.
نتیجه ادامه حضور آمریکا در منطقه جز افزایش هزینه و ناامنی نیست
واقعیت این است که ادامه حضور آمریکا، چیزی جز افزایش هزینه و ناامنی برای کشورهای میزبان به همراه نخواهد داشت. تجربه سالهای گذشته نیز نشان داده است که حضور آمریکا نه تنها امنیتآفرین نبوده، بلکه همواره عامل بیثباتی، تنشآفرینی و تأمین منافع رژیم صهیونیستی بوده است. کشورهای منطقه علاوه بر پرداخت هزینه استقرار نیروهای آمریکایی، بیشترین خسارت را نیز از ماجراجوییهای واشنگتن متحمل شدهاند.
جمهوری اسلامی ایران آمادگی دارد در آینده، با مشارکت کشورهای همسایه، رژیم امنیتی جدیدی را در منطقه شکل دهد؛ رژیمی که امنیت آن توسط کشورهای منطقه تأمین شود، نه قدرتهای فرامنطقهای. این رویکرد میتواند جایگزین سازوکاری شود که طی دهههای گذشته نه تنها امنیت ایجاد نکرده، بلکه زمینهساز بحرانهای متعدد در منطقه بوده است.
دیدگاه تان را بنویسید