*/?>

بازی آمریکا با کارت انصارالله/ باب‌المندب اهرم فشار بر عربستان می‌شود؟

کد خبر: 1412113

تحولات اخیر در باب‌المندب شاید در نگاه نخست بخشی از ادامه جنگ یمن باشد، اما آنچه در میدان جریان دارد، ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده و مستقیما به امنیت عربستان و تلاش ریاض برای افزایش استقلال راهبردی خود مربوط می‌شود.

بازی آمریکا با کارت انصارالله/ باب‌المندب اهرم فشار بر عربستان می‌شود؟

بحران امنیتی در باب‌المندب در حالی برای ریاض به تهدیدی راهبردی تبدیل شده که تلاش عربستان برای کاهش وابستگی امنیتی به آمریکا نیز وارد مرحله‌ای حساس شده است؛ معادله‌ای که انصارالله در مرکز آن قرار دارد.

به گزارش ایلنا، تحولات اخیر در باب‌المندب شاید در نگاه نخست بخشی از ادامه جنگ یمن باشد، اما آنچه در میدان جریان دارد، ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده و مستقیما به امنیت عربستان و تلاش ریاض برای افزایش استقلال راهبردی خود مربوط می‌شود.

پیشروی انصارالله در المخا، میون و مناطق پیرامون باب‌المندب، صرفا یک دستاورد نظامی برای این گروه نیست. حتی اگر رفت‌وآمد کشتی‌ها در این تنگه ادامه داشته باشد، هرگونه وابستگی عبور و مرور به ملاحظات امنیتی و سیاسی جدید، باب‌المندب را از یک موقعیت جغرافیایی صرف به اهرمی مهم در معادلات منطقه‌ای تبدیل می‌کند.

در این میان، رویکرد آمریکا قابل توجه است. واشنگتن برخلاف درخواست عربستان برای حمله مستقیم به انصارالله، تاکنون به پشتیبانی اطلاعاتی و کمک در عملیات هدف‌گیری بسنده کرده و همزمان کانال‌های ارتباطی با این گروه را باز نگه داشته است.

این رویکرد لزوما به معنای پذیرش نفوذ انصارالله از سوی آمریکا نیست؛ بلکه می‌تواند ناشی از این محاسبه باشد که حذف نظامی این گروه هزینه‌ای بیشتر از مهار آن خواهد داشت؛ به‌ویژه اگر بتوان آزادی کشتیرانی را حفظ کرد و مانع از تبدیل باب‌المندب به منطقه‌ای کاملاً تحت نفوذ یک طرف متخاصم شد.

در چنین شرایطی، عربستان بیش از هر طرف دیگری تحت فشار قرار گرفته است. ریاض همزمان با تهدید در دو مسیر حیاتی دریایی مواجه است؛ ایران در تنگه هرمز و انصارالله در باب‌المندب. در همین حال، اختلال در مسیر انتقال نفت از دریای سرخ نیز فشار مضاعفی بر عربستان وارد کرده است.

به این ترتیب، مسئله دیگر یک حمله محدود و قابل مهار نیست، بلکه به تدریج گزینه‌های راهبردی ریاض را محدود می‌کند. از همین زاویه، توافق سه‌جانبه مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ توافقی که نشان‌دهنده تلاش ریاض برای افزایش ظرفیت امنیتی خود و فاصله گرفتن از وابستگی کامل به واشنگتن است.

اما بحران انصارالله اکنون این رویکرد را به یک آزمون جدی تبدیل کرده است: آیا عربستان می‌تواند یک سازوکار امنیتی منطقه‌ای مستقل ایجاد کند و در زمان تهدید منافع حیاتی خود، روی آن حساب کند؟

از این منظر، سیاست آمریکا را می‌توان تلاشی برای بازتنظیم روابط با عربستان دانست. پیام واشنگتن این است که حرکت ریاض به سمت استقلال امنیتی بیشتر، بدون هزینه نخواهد بود و ممکن است بر میزان اتکای آن به حمایت آمریکا تأثیر بگذارد.

با این حال، فشار بیش از حد می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد و عربستان را به جای بازگشت به چتر امنیتی آمریکا، به سمت استقلال بیشتر سوق دهد. از سوی دیگر، تثبیت نفوذ انصارالله در اطراف باب‌المندب می‌تواند اهرمی مهم در حوزه تجارت و انرژی در اختیار ایران قرار دهد؛ سناریویی که واشنگتن نمی‌تواند برای همیشه نسبت به آن بی‌تفاوت بماند.

بر همین اساس، سناریوی محتمل می‌تواند حفظ نفوذ انصارالله در سطحی کنترل‌شده باشد؛ به‌گونه‌ای که این گروه از موقعیت خود برای افزایش قدرت چانه‌زنی استفاده کند، اما نتواند کنترل کامل مسیر کشتیرانی را در دست بگیرد.

در صورت تحقق چنین معادله‌ای، انصارالله نیز می‌تواند به این نتیجه برسد که حفظ نفوذ و ورود به روندهای مذاکره، کم‌هزینه‌تر از تلاش برای گسترش کنترل میدانی است. اگر این گروه بتواند دستاوردهای نظامی خود را به نفوذ سیاسی و مذاکره‌ای پایدار تبدیل کند، پیامد آن فراتر از تغییر موازنه قدرت در یمن خواهد بود و می‌تواند امنیت دریای سرخ را به پرونده‌ای چندجانبه و منطقه‌ای تبدیل کند.

در چنین شرایطی، توافق مکه ممکن است با نخستین آزمون جدی خود روبه‌رو شود؛ آزمونی برای طرح ریاض جهت ایجاد یک چتر امنیتی مستقل. همزمان، باب‌المندب به میدان سنجش روابط آمریکا و عربستان تبدیل شده و انصارالله نیز به یکی از عوامل مؤثر در بازتعریف مناسبات ریاض و واشنگتن بدل شده است.

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید