گزارش تحلیلی «فردا» ؛

ترامپ؛ گدای توافق

کد خبر: 1400301

گروه سیاست خارجی فردا: مشکل ترامپ اینجاست: متن ایران اجازه نداده او تصویر پیروزی برای خود بسازد.

ترامپ؛ گدای توافق

گروه سیاست خارجی فردا : ترامپ این روزها بیش از آنکه شبیه فرمانده یک جنگ پیروز باشد، شبیه سیاستمداری است که به هر قیمت، دنبال یک «قاب خروج» می‌گردد؛ نه برای حل بحران، نه برای فهم واقعیت ایران، بلکه برای آنکه بتواند در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، شکستی پرهزینه را در بسته‌بندی یک پیروزی انتخاباتی بفروشد.

جسیکا تارلوف، تحلیلگر شناخته‌شده آمریکایی و مجری فاکس‌نیوز، دقیقاً روی همین نقطه دست گذاشته است. او نوشته ترامپ بیش از آنکه به یک توافق هسته‌ای با ایران نیاز داشته باشد، به توافقی برای انتخابات میان‌دوره‌ای نیاز دارد. یعنی مسئله اصلی ترامپ دیگر فقط «ایران» نیست؛ مسئله، نجات تصویر خودش در افکار عمومی آمریکاست. او جنگ را با زبان تهدید آغاز کرد، از محاصره و حمله و باز کردن هرمز گفت، اما حالا به توافقی محتاج شده که بتواند آن را به نام خود ثبت کند.

اما مشکل ترامپ اینجاست: متن ایران اجازه نداده او چنین تصویری بسازد. تیم مذاکره‌کننده ایرانی متنی روی میز گذاشته که نه از موضع اضطرار نوشته شده، نه به آمریکا اجازه می‌دهد چیزی را که در میدان نگرفته، پشت میز تصاحب کند. در این متن، پایان جنگ، رفع محاصره، دارایی‌های بلوکه‌شده، تحریم نفتی، تنگه هرمز و تضمین اجرا به مسئله اصلی تبدیل شده‌اند. ایران اجازه نداده بحران به یک پرونده صرفاً هسته‌ای تقلیل پیدا کند تا ترامپ بتواند با چند عبارت تبلیغاتی، اعلام پیروزی کند.

این نقطه قوت متن ایران است. متنی که هم مسیر مذاکره را باز نگه داشته، هم راه سوءاستفاده انتخاباتی ترامپ را بسته است. اگر واشنگتن می‌خواهد از بحران بیرون بیاید، باید هزینه خروج را بپردازد؛ نه اینکه با چند واژه مبهم، جنگ را پایان‌یافته اعلام کند و بعد همان فشار را با زبان دیگری ادامه دهد. ایران با این متن نشان داده مذاکره می‌کند، اما نه برای تقدیم دستاورد؛ برای تثبیت حق.

از همین‌روست که تهدیدهای ترامپ دیگر آن برق سابق را ندارد. او بارها از حمله گفت، حمله را عقب انداخت، دوباره تهدید کرد، بعد از مذاکره حرف زد و باز کوشید ژست مرد غیرقابل پیش‌بینی را حفظ کند. اما تهدید وقتی زیاد تکرار شود و نتیجه ندهد، از ابزار قدرت به نشانه اضطراب تبدیل می‌شود. همان‌طور که تارلوف نوشته، روشن است که ایران دیگر تهدیدهای ترامپ را باور نمی‌کند.

در داخل آمریکا هم وضع برای او آسان نیست. قیمت بنزین بالا رفته، کشاورزان برای کود شیمیایی و سوخت زیر فشارند، مصرف‌کننده آمریکایی هزینه جنگ را در زندگی روزمره حس می‌کند و محبوبیت ترامپ هم در نقطه امنی نیست. به همین دلیل است که تارلوف با کنایه می‌گوید ترامپ آماده است برای حفظ آبروی خود، پول هنگفتی به ایران بدهد. این تعبیر شاید گزنده باشد، اما واقعیتی را نشان می‌دهد: ترامپ برای خروج از پرونده ایران، بیش از ایران به توافق نیاز دارد.

ماجرای تنگه هرمز هم همین فرسودگی را عریان‌تر کرد. ترامپ با عنوان پرطمطراق «پروژه آزادی» وارد میدان شد، اما آن پروژه چندان دوام نیاورد. بعدتر گزارش‌هایی از تلاش‌های مخفیانه آمریکا برای اسکورت کشتی‌ها در هرمز منتشر شد؛ سنتکام تکذیب کرد، اما روایت‌های رسانه‌ای و ردیابی‌های دریایی نشان داد ماجرا آن‌قدرها هم ساده نیست. اگر آمریکا واقعاً هرمز را «آزاد» کرده بود، چرا باید کار به اسکورت پنهانی، انکار رسمی و روایت‌های متناقض می‌رسید؟

ترامپ می‌خواهد در برابر دوربین، فاتح هرمز باشد؛ اما در واقعیت، مجبور است با احتیاط، انکار و مذاکره رفتار کند. می‌خواهد بگوید فشار جواب داده، اما هم‌زمان به متن توافق نیاز دارد. می‌خواهد مدعی شود ایران عقب نشسته، اما متن مذاکرات نشان می‌دهد تهران ترتیب بازی را عوض کرده است: اول پایان جنگ و رفع فشار، بعد بحث‌های فنی؛ نه امتیاز هسته‌ای در برابر توقف جنگ.

اینجاست که عنوان دقیق وضعیت ترامپ روشن می‌شود: گدای توافق. نه چون توافق بد است؛ بلکه چون او توافق را برای صلح نمی‌خواهد، برای نجات روایت شخصی خود می‌خواهد. او به توافق نیاز دارد تا از باتلاقی بیرون بیاید که با تهدید، محاصره، توهم پیروزی سریع و تکیه بر جنگ‌طلبی اسرائیل ساخته است.

ایران اما اگر توافقی را بپذیرد، آن را نه به‌عنوان هدیه سیاسی به ترامپ، بلکه به‌عنوان تثبیت حقوق خود می‌پذیرد. متن ایران تا اینجا نگذاشته ترامپ پیروزی جعل کند؛ نگذاشته جنگ را به ابزار امتیازگیری تبدیل کند؛ نگذاشته پایان بحران به معنای بازگشت فشار با نامی تازه باشد. این متن، نقطه‌ای است که رئیس‌جمهور آمریکا را از جایگاه مدعی تحمیل، به موقعیت نیازمند توافق رسانده است.

۰

دیدگاه تان را بنویسید