گفتاری از سعید آجورلو؛
خیابان ، جماعت ، هسته سخت
سالها برخی گروهها از «هسته سخت» سخن میگفتند؛ اینکه باید تنها به یک اقلیت تکیه کرد
«سعید آجرلو» مدرس دانشگاه و پژوهشگر جامعه شناسی و سیاسی گفت:
در جامعهشناسی، جماعت بر پایه عاطفه و پیوندهای گرم تعریف میشود؛ بر خلاف روابط صرفاً سودمحور که در جوامع مدرن غالب است. آنچه ما در آن ۷۰ روز در ایران دیدیم، وضعیتی متفاوت بود؛ وضعیتی که نهتنها با الگوی جامعه ابزاریِ مدرن سازگار نبود، بلکه به نوعی یادآور الگوهای همبستگی تاریخی بود؛ چه زمانی که از مدینهالنبی سخن گفته میشود، چه در توصیفات مهدوی و آخرالزمانی. البته قصد داوری ارزشی ندارم، اما حرکت جمعی این دوره، برخلاف روند معمول جامعهبهجماعتزدایی در جهان جدید، چیزی دیگر بود.
در این مدت، آنچه «خیابان» نام گرفت، ساختاری متفاوت از جامعه سرد و عقلانی بود. براساس دادههای منتشرشده، بین ۵۰ تا ۶۰ درصد مردم اعلام کردهاند که دستکم یک بار در این ۷۰ روز در خیابان حضور داشتهاند. در تهران این رقم حدود ۱۵ درصد و در کل کشور حدود ۲۵ درصد بوده است که هر شب یا اغلب شبها در خیابان حضور داشتند. همراهی و همدلی دیگران، حتی بدون حضور فیزیکی، قابل مشاهده بود.
اگر بخواهم از «بعثت مردم» توصیف دهم، باید بگویم با صحنهای مواجه شدیم که برخلاف بیمعنا شدن جهان و غلبه عقلانیت ابزاری بود. مردمی را دیدیم که نمیترسیدند؛ و این فقط در یک مکان و زمان خاص نبود. نمونههایی از این رفتار را در اجتماعات متفاوت دیدیم؛ از روز قدس گرفته تا چهارشنبهسوری، شب قدری که خیابانها تا سحر پر بود، و حتی در مشارکتهای مالی و کمکرسانی. برای من، این یک پدیده اجتماعی شگفتانگیز بود.
سالها برخی گروهها از «هسته سخت» سخن میگفتند؛ اینکه باید تنها به یک اقلیت تکیه کرد و روز مبادا بر همان اقلیت اتکا داشت. در مقابل، عدهای دیگر معتقد بودند که جامعه ظرفیت پایداری ندارد و هر بحران جدی مساوی فروپاشی است. هر دو گروه، با وجود تفاوت ظاهری، در یک چیز مشترک بودند: نادیده گرفتن مردم.
اما اتفاقی که در این ۷۰ روز رخ داد، بهنظر من هر دو نگاه را بیاعتبار کرد؛ نه آن تصور اقلیتمحور درست بود، نه آن تصویر فروپاشیمحور. آنچه دیده شد، حضور مردم بود؛ حضوری گسترده، متنوع، و برخاسته از یک روح جمعی فعال.
دیدگاه تان را بنویسید