واکنش محمدرضا جلایی‌پور به اظهارات عباس عبدی:

حاضران در خیابان رانتی نیستند

کد خبر: 1398366

همین جمعیت پای کار نقشی تعیین‌کننده در دفاع از ایران و زیرساخت‌هایش می‌توانند ایفا کنند.

حاضران در خیابان رانتی نیستند

اکنون ۷۰ شب است که در صدها شهر کشور و ده‌ها میدان تهران آنچه «جنبش خیابانی حفاظت از ایران» می‌خوانم، تداوم داشته، تعدادی از اهداف دو قدرت اتمی متجاوز به ایران را ناممکن و در دفاع از ایران نقشی تعیین‌کننده ایفا کرده است.

  تحلیل این جنبش موثر هنوز به قدر کافی مورد توجه جامعه‌شناسان و بسیاری از تحلیلگران و ناظران و رسانه‌ها در داخل و خارج از کشور قرار نگرفته است. به چند عامل که در کنار هم شاید این کم‌توجهی را توضیح دهد، اشاره می‌کنم:

۱- انگاره خطا درباره ابعاد جنبش-  بسیاری از ناظران ابعاد این جنبش را دست‌کم می‌گیرند. بر اساس چند نظرسنجی معتبر ملی بین ۴۸ تا ۶۰ درصد ایرانیان حداقل یک‌بار در این تجمع‌های شبانه حفاظت از ایران شرکت کرده‌اند. بین ۱۰ تا ۲۵ درصد ایرانیان هم گزارش می‌کنند که به‌طور مستمر در این تجمع‌ها شرکت داشته‌اند. 

۲- انگاره خطا درباره یکدستی جمعیت مشارکت‌کننده- بر اساس نظرسنجی‌های معتبر، جمعیت مشارکت‌کننده در این اجتماعات شبانه یکپارچه نیست به‌رغم اینکه واجد اکثریتی است که به نسبت میانگین ایرانیان مذهبی‌تر و بیشتر مدافع نظام است

۳- انگاره خطای رانتی دانستن مشارکت‌کنندگان - کسانی که در تجمع‌های میادینِ متنوع تجربه مشاهده مشارکتی مکرر دارند، می‌دانند که اکثریت قاطع شرکت‌کنندگان از اقشار محرومند. 

۴- بعضی ناظران اسیر این تصور خطا شده‌اند که جمعیت مشارکت‌کننده صرفا دنبال‌کننده اوامر حاکمیتی است. مشاهده از نزدیک از قضا درست عکسِ این انگاره، نشان می‌دهد. شروع تجمع‌ها هم کاملا از پایین و عمدتا با عاملیت اعضای محوری شبکه‌های مساجد و محله‌ها و هیئات و موکب‌ها شکل گرفت و رشد کرد. عمده ساماندهی و حتی پذیرایی‌ها هم هنوز توسط همین شبکه صورت می‌گیرد.

۵- تریبون‌دارانی تلاش می‌کنند به‌رغم دفاع از نظام و ایران وارد منازعات سیاسی نشوند، بخشی از تجمع‌ها هم اساسا مداح ندارد.  نیروهای میانه و طیف وسیع‌تری از هنرمندان و گروه‌های مرجع هم اگر برای حضور و سازماندهی فعال‌تر شوند، می‌توانند اثر بگذارند.

۶- انگاره خطای یکدستی مناسکی- از دور برخی ناظران تنوع و تغییرات مناسکی‌ تجمع میدانی را ندیده‌اند. هیچ‌گاه در تاریخ ایران معاصر چنین اقبالی به «پرچم ایران» نشده بود. بسیاری از تریبون‌داران و حاضران هم در حال تمرین پذیرش تکثر و ملی‌تر کردن زبان و فرم برنامه‌هایشان بوده‌اند. اینکه این تعداد ایرانی به همراه همسر و فرزند و به شکل مستمر در این تجمع‌های شبانه شرکت کرده‌اند هم حاکی از جاذبه تجربه همبستگی و فرم‌های جدید مناسکی برای حاضران است. تکثر مناسکی هم رو به افزایش بوده است. 

۷- بسیاری از رسانه‌ها و ناظران جهانی و حتی بخشی از روشنفکران و اصحاب علوم اجتماعی کشورمان گویی با ذهنی استعمارزده نگاهی تحقیرآمیز به اکثریت حاضران در این تجمع‌ها دارند، اگر یک‌دهم این جمعیت، نه در همه شهرهای کشور و نه برای هفتاد شب متوالی که فقط در چند شهر و چند شب، جمع می‌شدند ولی مذهبی‌ نبودند یا از فرادستان اقتصادی بودند یا مدافع حمله نظامی به ایران بودند، تاکنون در رسانه‌های جهانی پوشش وسیعی می‌یافت و سوژه نشست‌ها و تحلیل‌های جامعه‌شناختی پرشماری شده بود. 

اکثریت زنان این تجمع‌های ده‌ها شبه به‌رغم عاملیت قابل اعتنا و میانداریشان چندان دیده نمی‌شوند، چون چادر یا روسری به سر دارند و نسبتی با سوژه مورد علاقه‌ جریان اصلی رسانه‌های غربی - «زن قربانی پدرسالاری اسلامی» - ندارند. علوم اجتماعی ترجمه‌زده و منقطع از تحولات مهم میدان‌های اجتماعی هم گویی اسیر نوعی انگاره‌های استعمارزده مانده است.

مادامی‌ که آتش‌بس پایدار نشده و ایران در معرض تهدیدهای بزرگ تجاوز و کلنگی‌سازی است، همین جمعیت پای کار نقشی تعیین‌کننده در دفاع از ایران و زیرساخت‌هایش می‌توانند ایفا کنند و همه ایرانیان و ذی‌نفعان زندگی در ایران از نتیجه حضورشان در میدان بهره بگیرند.

اگر ناظران بیشتری تجربه‌ مشارکتی و مشاهده از نزدیک این تجمع‌ها را بیابند، پاره‌ای از این انگاره‌های خطا می‌تواند اصلاح شود و جامعه‌شناسان و ناظران بیشتری متمایل به تحلیل این پدیده‌ اجتماعی مهم، بی‌سابقه و خادمِ ایران می‌شوند.

۰

دیدگاه تان را بنویسید